علمی تحلیلی

آینده پژوهی جهان در 2030 میلادی

آینده پژوهی جهان در 2030 میلادی؛ تراژدی جهان رو به پیشرفت / کمدی انسان رو به پسرفت

با  نگاهی به یک تامل جامعه شناختی – انسان شناختی – فلسفی کلان نگر – آینده گرا، همه سناریوهای آینده پژوهی جهان در سال های افق (از 2030 تا 2050 میلادی) بر رو به پیشرفت بودن جهان و ایجاد تغییرات گسترده در اقتصاد، ‌سیاست، جمعیت، ‌محیط زیست، جغرافیا و فرهنگ متمرکز هستند .

این سناریوها، جهان در آینده نزدیک تر (2030) و دورتر (2050) را سرشار از هوش مصنوعی و‌ اینترنتی شدن و روبوتی شدن همه چیز از انسان تا اشیا می دانند .

تصویری است جذاب و لذت بخش از جهانی فوق العاده پیشرفته و تکنیکال، دیجیتال و آواتاری، سرشار از مهندسی های ژنتیکی، مواد خوردنی، پوشیدنی، نوشیدنی تراریخته و زندگی کاملاً ماشینی و برقی …

اما در عین حال واقعیتی است وحشتناک، ‌پر خطر و‌ مخاطره از جهان آینده پیش روی نسل های کنونی و بعدی.

آن چه همه سناریوهای آینده پژوهی جهان (اعم از نوع ساده انگارانه و دم دستی و ‌تک بُعدی آن در ایران تا نوع پیچیده انگارانه و پیشرفته و چند بُعدی آن در غرب )

 «نمی گویند یا نمی توانند بگویند یا نمی خواهند»

 این است:

ریختار فرهنگی و ساختار زیستی طبیعی خلق و ‌خوی بشر در جهان های آینده و آینده های جهان چگونه خواهد بود؟!

در این باره استناد به پیش بینی جامعه شناختی (آینده پژوهی) یک جامعه شناس بزرگ کلاسیک سودمند

است: پارتو (1923- 1848)

 ویلفردو پارتو جامعه شناس بزرگ ایتالیایی میانه‌ سده ۲۰ میلادی، در «رساله جامعه شناسی عمومی»

(با ۲ هزار صفحه و ۲ هزار بند تز و محتوای قابل تامل) زمانی گفته بود:

برای تحلیل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی انسان اجتماعی باید به دو دترمینانت مهم و ‌ثابت زندگی بشریت در طول تاریخ از گذشته تا حال و احتمالاً تا آینده توجه کرد:

بقایا residues (خلق و‌ خوهای غریزی، زیستی و ژنتیکی فرهنگی شده، هم خوب و هم خطرناک و مخاطره آمیز برای انسان و‌ جامعه)

و مشتقات derivations (توجیهات اجتماعی، فلسفی، ایدئولوژیکی پیشرفته و‌ پیچیده برای موجه جلوه دادن رفتارهای اجتماعی بشریت مبتنی بر بقایا)

بر مبنای نظریه پارتو و تسری دادن آن به سناریوهای آینده پژوهی جهان باید گفت:

با تمام پیشرفت های مثبت و‌ منفی و موثر و‌ مهلک در آینده های نزدیک، نزدیک تر، دور، دورتر

 (مثلاً در بازه زمانی 2021  تا 2099 میلادی)

تمام خلق و ‌خوهای زیستی – طبیعی فرهنگی شده بشر (بقایا و ‌مشتقات) هم چنان ثابت خواهد ماند

( از خشم تا خشونت، ‌نفرت، حسد، تا فساد و جرم و جنایت، نسل کشی و ‌قوم کشی، طبیعت کشی و نخبه کشی، تا تبعیض و بی عدالتی و …..)  هم چنان پابرجا خواهد ماند!

تنها تغییری که این خلق و ‌خوها خواهند کرد، نحوه پیشرفته انجام آنها خواهد بود .

به عنوان نتیجه باید گفت:

«در جهان های آینده خلق و ‌خو و‌ خصلت ضد بشری بشر؟! به صورت تکنیکال، ‌دیجیتال، ‌روبیتیکال، اینترنتیکال و آواتاریکال انجام خواهد شد؟!»

و این یعنی؛

یا چیزی شبیه به فیلم های هالیوودی از نوع جنگ دنیاها و آخرالزمان های پر هرج و مرج، بی نظم، وحشی و‌ حیوانی!

 و یا چیزی؛

شبیه ایده های آنارشیستی و ‌نیهیلستی نیچه ابر فیلسوف مجنون آلمانی سده ۱۹ میلادی.

یعنی زندگی های خودخواهانه ناشی از اراده معطوف به قدرت، سرشار از لذت و قدرت تهی از هرگونه امر معنوی و اخلاقی!

و یا؛

آن گونه که ماکس وبر جامعه شناس ژرف اندیش بزرگ آلمانی سده ۲۰ میلادی پیش بینی کرده است:

یک شب تاریک یخبندان قطبی و یک قفس آهنین بزرگ بروکراتیک!

 به اصطلاح ژیژک :پس از آینده تان لذت ببرید؟!

پی نوشت:

برای تامل بیشتر با ارجاع به متن مقدس اسلام – قرآن کریم

[سوره العصر:

والعصر، ان الانسان لفی خسر، الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات، و‌ تواصوا به الحق و‌ تواصوا بالصبر]

دکتر سیدمحمود نجاتی حسینی

جامعه شناس، استاد دانشگاه، مدیر گروه «جامعه شناسی دین» انجمن جامعه شناسی ایران

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا