علمی تحلیلی

انتشار ویروس خشونت

هاوکینگ در باب انتشار ویروس خشونت چنین گفته است:

نظر نهایی استیون هاوکینگ درباره امکان و عواملِ نابودی حیاتِ زمینی،

این نکته ضمنی را آشکار کرد که تهدیدِ اصلی، برخورد اجرامِ سرگردانِ فضایی با زمین، یا خاموش شدنِ خورشید نیست، بلکه انسان و رفتارهای اوست.

وی گفت: “تنها عاملی که می تواند حیاتِ زمینی را نابود کند، انتشارِ ویروسِ خشونت است.”

او توضیح بیشتری نداد. منظورش چه بود؟

مطالعه اخترفیزیکِ جدید، اگرچه در ابتدا به فرو رفتن در حبابِ سیاهی از هیچ انگاری، ترس و لرزِ بیشتر منجر شد،

اما لااقل تکلیف برخی از ما را با مقوله تردید روشن کرد،

و باعث شد بپذیریم که پاسخ هایی قطعی نیز وجود دارند، و همه چیز در یک وضعیتِ نسبیتِ مطلق شناور نیست.

اجازه بدهید به زبانِ ساده نگویم، این زبانِ ساده است که عرصه های تفکر را به جولانگاه ژیژک ها تبدیل کرده است.

آنان که فکرِ مولدِ دانش را به ورطه ی استعمالِ یک بار مصرف می کشانند

و از هر ایده یا دستاوردِ اندیشگی، یک سالاد سزارِ فوری برای مخاطبانِ فرضی آماده می کنند،

به همان اندازه فوری از فلسفه و جامعه شناسی دور،

و به متونِ سرگرم کننده نزدیک می شوند.

امکاناتِ علوم پزشکی و مهندسیِ پزشکیِ معاصر، فعلاً در برابر ویروس کوئید نوزده،

به بن بست رسیده،

یا شاید توسط شرکت های داروسازی چند ملیتی به گروگان گرفته شده است،

در هر صورت، درمان و واکسن موجود نیست،

و این وضعیتِ خلعِ سلاح عمومی، بیش از هر چیز دیگر، به ایجاد وحشت عمومی انجامیده، انگار اشکالاتی در ژنِ فلسفه علم به وجود آمده است.

عجیب اینکه برخی دانشگاه ها، مؤسسات و رسانه های تخصصی در سراسر جهان، به دلایلی که کاملاً معلوم نیست، بر این شعله های هراس، بنزین می ریزند.

همکنون ویروسِ خشونت در حالِ انتشارِ بسیار آرام و بطئی اما عمیق و ماندگار است، ویروس های بیماری زا تنها مَرکب یا وسیله ی نقلیه ی این انتشارِ مرگ بار هستند،

و مراحل و مراتبِ دیگرِ پروسه ی نابودی احتمالی را سویه ی تاریکِ ذهنِ انسان، تسهیل خواهد کرد.

انتشار ویروس خشونت ،

فروش و پخشِ دروغ و وحشت افکنی،

کشتنِ ایده ها و بستنِ راه بر درمان،

بستنِ راه بر تعقل

و به کرسی نشاندنِ خواستِ عواطفِ سطحی برای شانه خالی کردن از چاره اندیشی است.

انتشار ویروس خشونت ، انباشت و گران فروشی مواد و تجهیزاتِ مورد نیاز جمعیت های مورد تهدیدِ بیماری است.

بیشخری یا خریدِ بیش از نیاز، و محروم کردن نیازمندان از حداقل امکانات پیشگیری یا درمان، و دور کردنِ مرگ از خود و پرت کردنِ آن به سمت دیگری است.

آیا از خود پرسیده اید: کدام دیگری؟ آیا دولت ها از خود پرسیده اند: کدام دیگری؟

اگرچه سروَری سرمایه، یکی از دلایلِ حاکمیتِ خشونت است،

اما خود نیز طعمه ی این ویروس شده،

یعنی انباردارانِ دلار یا کلان سرمایه داران سابق، همچنان تولید را راه برون رفت می دانند،

و تولیدِ تکنولوژیک،

خود معضلِ محوری و نهاییِ سرمایه است؛

سرمایه در تولید غرق می شود در حالیکه مورد هجوم ویروسِ خودساخته خشونت قرار گرفته است.

کارل مارکس توضیح نداد که با خشونتِ زاده ی تولید چه باید کرد؟ زیرا پیش بینی نکرده بود که تولیدِ محض، تولیدِ خشونت خواهد کرد.

انتشار ویروس خشونت در واتیکان و تبت و قم نیز قابل ردیابی و تحلیل است.

آنجا که پاپ از کارنکردنِ معجزه شفای بیماران عصبانی شده،

دالایلاما اخم کرده، و بر سر غبارروبی مقابر بین علما اختلاف افتاده است.

از سوی دیگر، آتئیسم، توقفِ روالِ طبیعی زندگی را پیشنهاد می دهد، امری که در تناقض با اومانیسم مورد قبول آن است،

تا آنجا که قرنطینه راه حلی می شود که جای آلفرد هیچکاک را خالی می کند تا برخی به دیدن و تحلیلِ فیلم های معمولی برای توضیحِ این وضعیتِ خاص و پیچیده مجبور نشوند!

انتشار ویروس خشونت در فرهنگ و هنر،

با تولید شدن آثاری که بی امان از معنا می گریزند و به سطح پیام رسانی تنزل یافته اند،

بطور خشونت آمیزی عرصه را بر هنرِ آزاد بسته اند، در نتیجه، هنرِ متحدالشکل در قالب ضدِ هنر قد علم کرده است.

هنر کیچ، بنچ مارک و فیکیسم در برابر خلاقیت و اورجینالیتی ایستاده اند،

اجرا بر ماهیت تقدم یافته،

هنرمند دنباله رو مخاطب شده،

و مرزِ میان سیاست و هنر به طرز غیر زیبائی شناسانه ای مخدوش و مخشوش شده،

جامعه شناسی هنر به انزوا کشیده شده

و متنِ اصیلِ انتقادی در ازدحامِ ژورنالیسمِ مجازی گم شده است.

در مجموع باید گفت، انتشار ویروس خشونت، چیزی است که انسان را نابود می کند، وگرنه زمین در برابر مخاطرات از خود دفاع کرده و خواهد کرد.

پرسش اصلی این است که آیا انسانِ معاصر در محاصره هیولاهای جهش یافته، به خشونتی لجام گسیخته علیه خود و زمین دست خواهد زد؟

همچنان که با تولیدِ دیوانه وارِ دستکشِ لاتکس و ماسکِ نانو، دارد بر حجمِ موادِ غیرقابلِ تجزیه در طبیعت می افزاید!

یا راهِ برون رفتِ دیگری فراروی او پدیدار خواهد شد؟

واقعیت این است که زمان پاسخ این سوال را خواهد داد.

اما، آیا راهی برای مقابله با روَند نابودی وجود دارد؟

بله، یک راه وجود دارد: توقفِ بنیادینِ خشونت.

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن