دل نوشته علمی

تسامح و عدالت در آرمانشهر ایرانی

 بررسی ادبیات و اسطوره‌های ایرانی بیانگر آن است که عدالت و تسامح دو عنصر اساسی در آرمانشهر ایرانی است.

 جامعه‌ای عدالت بنیاد و تسامح محور از دیرباز بخشی اساسی از رویای ملی ایرانیان را تشکیل می‌داده است.

 دکتر عبدالحسین زرین کوب در مقاله چگونه می‌توان ایرانی بود؟ چگونه می‌توان ایرانی نبود؟

تسامح و عدالت را دو عنصر بنیادین فرهنگ ایرانی و دو بال قوی  می‌داند که این فرهنگ را در گذشته به اوج انسانیت رسانیده است.

عدالت و تسامحی که فرمانروایی ضحاک و افراسیاب تجاوز به آن محسوب می‌شد و البته بسیاری فرمانروایی ها و حکمرانی های دیگر در این سرزمین.

 تحقق هر رویایی چه در سطح فردی و چه در سطح جمعی و ملی به ابزار نیاز دارد.

ایرانیان بویژه در قرن اخیر اگرچه در رویاپردازی چیره دست بودند، اما در ساخت ابزار برای تحقق رویا چندان موفق نبوده‌اند.

این است که رویاهایی زیبا ساخته‌ایم، بر اساس آن رویاها حرکت‌های پرشکوهی را شکل داده‌ایم، اما هنگامی که به هوش آمده‌ایم ناتوانی مان در ساخت ابزار تحقق رویا یا ناآگاهی مان نسبت به اهمیت آن، واقعیتی را شکل داده است که در برخی موارد تلخ تر از واقعیت پیشین بوده و هیچ نسبتی با رویایی که پرداخته‌ایم نداشته است.

 طراحی و پیاده‌سازی سامانه‌های حکمرانی عدالت بنیاد و تسامح محور راهی است به سوی آرمانشهر ایرانی و ایران پایدار، راهی که حرکت‌های اجتماعی چندان به آن توجه نکرده‌اند.

این است که در تاریخمان نمونه‌های فراوانی از کاوه هایی را سراغ داریم که با قرارگیری در سامانه‌های حکمرانی ناکارآمد به سرعت به اسفندیارها و ضحاک هایی تبدیل شده‌اند که تجاربی تلخ از تجاوز به عدالت و تسامح را رقم زده‌اند.

دکتر سجاد فتاحی

دکتری جامعه شناسی و پژوهشگر سیستم های حکمرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن