علمی تحلیلی

تفاوت مساله اجتماعی و آسیب اجتماعی

بنظر می رسد در ایران هنوز نتوانسته ایم بین مسأله اجتماعی و آسیب اجتماعی تمایز و تفاوت قائل شویم. در جامعه شناسی وقتی به آسیب ها می پردازیم، رفتارهایی مدنظر هستند که نُرم های اجتماعی را زیرپا می گذارند و از حدود هنجارهای اجتماعی تجاوز می کنند.

به سخن دیگر، هنگامی که از آسیب های اجتماعی صحبت می کنیم، به نوعی داریم از جامعه شناسی انحرافات سخن می گوییم.

از این منظر، جامعه شناسی انحرافات می تواند نسبت وثیقی با کرمینولوژی یا سوسیولوژی جرم (جامعه شناسی جرم) پیدا کند. یعنی فهم قرینه های ظهور و بروز و بسط بزهکاری های اجتماعی.

دو رویکرد کلان در جامعه شناسی انحرافات وجود دارد:

1- در رویکرد نظم اجتماعی، جامعه شناسی انحرافات رفتارهایی را در نظم اجتماعی برای مطالعه انتخاب می کند که از رفتارهایی که در نظام اجتماعی به عنوان رفتارهای به‌هنجار تعریف شده اند، انحراف پیدا می کنند.

بر این اساس، ملاک تعریف سلامت و بیماری اجتماعی، ارزش های فرهنگی و رفتارهایی است که «نظام اجتماعی» آنها را پذیرفته و هر گونه انحرافی از آنها را مستوجب مجازات می داند.

2- در رویکرد دوم که به عنوان نظریه های انتقادی با تضاد اجتماعی مورد بحث است.

ریشه های انحراف اجتماعی را در ساختار نظام موجود جستجو نموده و مسائل اساسی اجتماعی نظیر توزیع نابرابر فرصت های اقتصادی و اجتماعی، فقر و فرهنگ و بیگانگی انسان و اجتماع را انتخاب می کنند و مسأله آسیب اجتماعی را در رابطه با ساختارهای کلان جامعوی مورد بحث قرار می دهند.

حال ببینیم تفاوت بین «آسیب های اجتماعی» و «مسائل اجتماعی» چیست؟

مسأله اجتماعی با آسیب اجتماعی تفاوت هایی دارد و بنظرم در اغلب رویکردهای حوزه رسمی قدرت بین این دو تمایزی قائل نمی گردند و اکثر اوقات «مسائل» اجتماعی را به عنوان «آسیب» مطرح می کنند و مفهوم آسیب را هم به صورت متمایز مطمح نظر قرار نمی دهند.

در اینجا لازمه به تفاوت بین مساله و آسیب بپردازیم.

در ادبیات موجود در زبان فارسی، کمتر به تمایز این دو پرداخته شده، اما ویلیام جیمز فیلسوف پراگماتیست آمریکایی یکی از کلاسیک ترین متفکرانی است که در مورد تمایز مفهوم آسیب و مسأله کار کرده است.

جیمز در اثر خود بنام «درسگفتارهایی درباره پراگماتیسم» بین دو مفهوم فوق تمایز بنیادین قائل شده و اصولاً تبدیل معضل به مسأله و فهم اینکه مسائل اجتماعی، آسیب نیستند، می تواند بسیار راهگشا باشد، سخن گفته است.

یکی از چیزهایی که ما در ایران به آنها آسیب اجتماعی می گوییم، اعتیاد است که آنرا معضل و آسیب می دانیم. اگر تقسیم بندی ویلیام جیمز را مدنظر قرار دهیم، نشان از آن دارد که ذهن جامعه و ذهن سیاستگذار ما فهم درستی از «مسأله» ندارد. صورت مسأله را نتوانسته برای خودش صورتبندی و مفصل بندی کند و به صورت آواری از مشکلات و معضلات بر ذهن سیاستگذار یا ذهن جامعه تحمیل می شود.

دکتر سیدجواد میری مینق

عضو هیئت علمی (دانشیار) پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

یک نظر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن