علمی توصیفی

ریشه زنجیرزنی در ماه محرم

ریشه زنجیرزنی در ماه محرم را از این اسطوره آعاز کنم که:

در تمدن های بین النهرینی و از جمله در ایران باستان، در هزاران سال پیش، اسطوره ای پرستیده می شد به نام “دوموزی”.

او را ایزد گیاهی می پنداشتند و مسئول رویش گیاهان.

اعتقاد مردم بر این بود که او توسط سایر خدایان هر ساله در ابتدای زمستان کشته می شود و به همین خاطر در فقدان او به سینه زنی و زنجیرزنی می پرداختند تا خدایانِ رقیب رحم آورند و او را دوباره زنده کنند.

آنها تصور می کردند با عزاداری و اشک ریزی و زنجیرزنی و سینه زنی، خدایان قدرتمند قهار، ایزدِ شهید شده اشان را دوباره زنده می کنند.

اواخر زمستان که گیاهان از دل زمین دوباره سر بر می آوردند، آنها نتیجه می گرفتند که دوموزی زنده شده و به رقص و پایکوبی می پرداختند.

ای بسا همین شادی ریشه نوروز بوده باشد.

عده ای دیگر از پژوهشگران، زنجیرزنی را یک پدیده کاملن ایرانی می دانند و آن را به مرگ سیاوش؛ اسطوره ایرانی نسبت می دهند.

اینان معتقدند: پس از کشته شدن توطئه آمیز سیاوش به دست افراسیاب، مردم که سیاوش را بسیار دوست می داشتند، در سوگ او به کوچه و بازار ریختند و به عزاداری پرداختند و هر ساله عزای او را با سینه زنی و زنجیرزنی درهم آمیختند.

پس از فراگیرشدن دین زرتشت، این رسوم عزادارانه از میان ایرانیان برچیده شد.

در عزای شهادت حسین بن علی (ع) و یارانش نیز مردمی به سوگ نشستند، اما از زنجیرزنی و سینه زنی سخنی در میان نبود.

سوگ شهدای کربلا با یادآوری جنایات ریاکارانِ به ظاهر دین ورزِ حاکمِ اموی و بیان عزتمندیِ عاشوراییان در نپذیرفتن ذلت و ظلم همراه بود.

این سوگ هرساله با برگزاری جلساتی در یادآوری ستمکاری امویان و ستم ناپذیری حسینیان تکرار می شد و زنجیرزنی و سینه زنی در کار نبود.

گفته می شود برای نخستین بار، در دوران حاکمیت شیعیان آل بویه در ایران، مراسم محرم با سینه زنی و عزاداری خیابانی توام گشت.

اما در دوران حکومت صفویان در ایران بود که به پیشنهاد حاکمان وقت، مراسمی شبیه رفتار کاتولیک های مسیحی در عزاداریِ سالگردِ به صلیب کشیده شدنِ حضرت عیسی (ع) در ایام محرم در ایران متداول گشت.

عَلَم و کُتَل همان صلیبی است که به تقلید از عزاداران مسیحی به مراسم عزاداری محرم وارد گردید و دسته های خیابانی سینه زن به تقلید مسیحیان در همین دوره در خیابان به راه افتاد.

به نوشته چلکووسکیِ محقق؛ کوبیدن طبل و سنج نیز در همین دوره وارد عزاداری محرم شد.

در دوره حکومت قاجار، زنجیرزنی خیابانی، قمه زنی و تیغ زنی نیز به انگیزه خون آلود نمودن سر و صورت به این مراسم افزوده گردید.

باوری عام در میان مردم امی شایع گردید که خون افشانی در عزای حسین (ع)، ثواب بهشت دارد، غافل از اینکه هرگونه آسیب رساندن به خود و به دیگری در اسلام حرام است.

جسم امانتی است خدایی به انسان که حرمت دارد و مراقبت نکردن از آن و هر گونه آسیب رساندن به آن هرچند به اندازه یک خراش کوچک، گناه است.

 بدین ترتیب؛ آسیب رساندن به جسمِ خود از طریق زنجیرزنی و سینه زنی عملی است ضد اسلامی و نیز نوعی خیانت در امانتداری از جسمی که خداوند به امانت در اختیار انسان قرار داده است.

دکتر بهروز مرادی

جامعه شناس، استاد دانشگاه

نوشته های مشابه

یک نظر

  1. چرا همه چیز رو میخواهید با علم و منطق بسنجید!
    شما ها تا حالا عزیزی از دست ندادید؟
    اصلا تا حالا به خاطر رنجی که به عشقتون رسیده رنجیده نشدید؟ مگر اینکه یا معنی عشق رو نمی فهمید یا خیلی سنگ دل تشریف دارید!
    این سخنان پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم که فرموده اند” ما(من و علی) پدران این امت هستیم و یا این سخن که “ما نسبت به امت از پدر و مادر مهربان تر هستیم”، را نشنیده اید؟!
    خب اگر پدر و مادری رو که خیلی دوستشون داشته باشی، مثلا خدایی نکرده همون جنایت ها و ستم هایی رو که به اهل بیت کردند و با اون وضعیت شهادت حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، پاره شدن گلوی بچه شش ماهه ش، تیکه تکه شدن پسر جوونش، جون دادن برادرش با اون وضعیت و یکی یکی پر پر شدن یاران با وفایش در جلوی چشماش… خدایی نکرده به سر شما بیارن، بازم میشینی و فقط ناراحت میشی و فوقش گریه میکنی؟ یقه خودتو پاره نمیکنی؟ به سر و صورت و سینه نمیزنی؟ اصلا از گریه دق نمیکنی!؟
    مویه، سینه زنی و زاری کردن اولا از رسوم دیرینه ایرانیان در از دست دادن عزیزانشونه و ثانیا نشانه عمق معرفت ما نسبت به ستمیه که عزیزانمون شده و سوما تحلیل این رفتار، مستلزم نگاه عاشقی و عرفانی است. نه علم و منطق!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن