علمی توصیفی

سیر تحول در نظریات جامعه شناسی

این مطلب به تعدادی از عواملی که در سیر تحول نظریات جامعه شناسی تاثیر داشته اند، اشاره دارد:

انقلاب های سیاسی:

تعداد زیادی از انقلاب های سیاسی که بعد از انقلاب فرانسه در سال 1789 به وجود آمدند را باید از مهم ترین عوامل مؤثر در پیدایش نظریه های جامعه شناسی به شمار آورد.

این انقلاب ها تأثیرات بسیار مثبتی داشتند اما آنچه که موجب دقت بیشتر جامعه شناسان نسبت به این انقلاب ها شد پیامدهای منفی ای بود که این جریانات بر جامعه داشتند و دغدغه همه این اندیشمندان بر این بود که نظم را به جامعه نابسامان برگردانند.

عده ای از متفکرین افراطی بر این عقیده بودند که به روزگار قرون وسطی برگردند.

اما اندیشمندان مقعول تر می دانستند که با وجود این همه تغییر و تحولات امکان بازگشت به گذشته وجود ندارد و باید در این وضعیت موجود بدنبال ایجاد نظم نوین و رفع مشکلات برآیند.

انقلاب صنعتی و پیدایش سرمایه داری:

انقلاب صنعتی که در سده نوزدهم و اوائل سده بیستم بسیاری از جوامع غربی را فرا گرفت، همانند انقلاب های سیاسی بر نظریه های جامعه شناسی تأثیر گذاشت.

انقلاب صنعتی یک رویداد واحد نبود، بلکه سیر تحول گوناگونی را به همراه خود داشت که جهان غرب را از یک نظام غالباً کشاورزی به یک نظام کاملاً صنعتی تبدیل کرد.

پیدایش سوسیالیسم:

یک رشته از دگرگونی هایی که هدفش تصحیح زیادروی های نظام صنعتی و سرمایه داری است را می توان تحت عنوان سوسیالیسم مطرح کرد.

هر چند که عده ای از جامعه شناسان از نظام سوسیالیستی به عنوان راه حلی برای اصلاح نظام صنعتی طرفداری می کنند، اما در واقع با آن مخالفت هم می کنند.

شهرگرایی:

در نتیجه انقلاب صنعتی، تعداد زیادی از مردم از روستاها مهاجرت کردند و به دلیل وجود مشاغل مختلف در شهرها به شهر سرازیر شدند.

در نتیجه این مهاجرت، مشکلات فراوانی مانند ازدحام جمعیت، آلودگی، سروصدا، تراکم وسیله نقلیه به وجود آمد.

این ماهیت شهری و مسائل و مشکلات مربوط به آن جامعه شناسان اولیه مانند وبر، زیمل را به آن واداشت تا درباره شهر نظریه ها بدهند.

دگرگونی های مذهبی:

تغییر و تحولاتی که منتج از انقلاب های سیاسی، انقلاب صنعتی و شهرگرایی شده بود بر اعتقادات مذهبی نیز اثر عمیقی به جا گذاشت.

بسیاری از جامعه شناسان در محیط دینی پرورش یافته بودند، آنان می خواستند که زندگی مردم را بهتر نمایند. برای برخی از آنان همانند کنت جامعه شناسی یک مذهب شده بود.

رشد علم:

در همان دوره ای که جامعه شناسی توسعه می یافت علم نیز در دانشگاه ها و حتی در کل جامعه نیز در حال رشد بود و نتایج علم در همه ابعاد زندگی مردم رخنه می کرد و علم از جایگاه بسیار والایی در جامعه بر خوردار بود.

جامعه شناسان هم می خواستند جامعه شناسی را با الگوی علوم موفق همچون فیزیک و زیست شناسی تطبیق دهند.

منبع:

ریتزر، جورج (1374). نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، مترجم محسن ثلاثی، چاپ اول، تهران، انتشارات علمی.

فرزاد پرهوده

دانشجوی دکتری جامعه شناسی مسائل اجتماعی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا