علمی توصیفی

ضرورت مشاركت مردم

مشاركت از جمله واژه ‌هایی است كه در فرهنگ علوم اجتماعی برخلاف گستردگی اش در فضای مفهومی ابهام چندانی ندارد.

در تعریفی عام مشاركت (Participation) به مفهوم همكاری (Collaboration) شركت در كاری، امری یا فعالیتی و حضور در جمعی، گروهی و سازمانی جهت بحث و تصمیم ‌گیری چه به ‌صورت فعال و چه به‌صورت غیرفعال است كه در آن نقش و مسئولیت فرد چندان تعریف و مشخص نشده است (محسنی تبریزی، 1373: 141).

به‌طور ویژه مشاركت به آن دسته از فعالیت‌های ارادی اشاره دارد كه از طریق آن‌ها اعضای یك جامعه در فراشدهای اجتماعی آن جامعه شركت كرده و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم در شكل دادن زندگی اجتماعی شركت دارند (همان)

از دیدگاه جامعه شناسی مشاركت متعهدانه (عمل مشاركت) و چگونگی (شركت كردن) با هم گوناگونند.

مشاركت در معنای نخست، شرکت کوشای در گروه است و به فعالیت اجتماعی انجام شده نظر دارد و در معنای دوم، از وابستگی به گروه ویژه ای و داشتن سهمی در هستی آن خبر می دهد (بیرو، 1380: 275).

تعریف عملی:  دو شاخص (پیشنهادی بانک جهانی، 1999)؛

1- آمادگی برای کمک متقابل از سوی مردم محل زندگی است.

2- علاقه به مشارکت افراد محله برای حل مشکل های آن است.

 توسعه ملی بیش از هر چیز به مشاركت فعال و وفاق اجتماعی مؤثر افراد جامعه وابسته است.

نبود این مشاركت و وفاق اجتماعی زمینه بر خورد، اختلاف و تضاد را در میان عملكرد بخش های گوناگون (خصوصی و عمومی) جامعه فراهم می آورد و بخش بزرگ منابع كمیاب این كشورها در مبارزه با عوارض ناخوشایند این برخوردها هزینه می گردد.

از این رو، نگرش برنامه ریزان و خط مشی تدوین كنندگان در قرن بیست و یكم باید معطوف به افزایش نقش مشاركت های مردمی در فرآیند پیشرفت و به ویژه در زمینه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی باشد.

با مشاركت مردم در کارهای مربوط به خود، توانایی ابتكار و خلاقیت آنان افزایش یافته و به شیوه ی نیکویی بهره برداری می شود.

مردم به شكل واقعی با کارهای اجرایی برخورد نموده و از این رو شكاف آنان با دستگاه‌های دولتی، دولت های محلی و نیز تعارض منافع شان کاهش می یابد.

ویژگی های مشارکت عبارتند از:

–  مشاركت حق مردم است و بیش از هر چیز نیازمند اقدام آگاهانه آن هاست.

مشاركت رخدادی تحمیلی یا دعوتی نیست، بلكه گونه ای توان بخشی به گروه های ناتوان است که در حل مشكل های خود نقش داشته باشند، چنین مشكل هایی نه فرمایشی است و نه وضع كردنی، بلكه باید آن را به دست آورد، یعنی امتیازی نیست كه حكومت به عنصرهای خویش می دهد، بلكه حقی است كه باید از آن استفاده كند.

 – مشاركت یك فرآیند است که برایند ثابت و سرانجام پیشرفت است.

– مشاركت تلاش كمی و كیفی است و درجه هایی دارد، پس گستردگی و ژرفای آن دگرگون و مهم می باشد، گستره ی مشاركت اگر عمق نداشته باشد، آسیب پذیر می گردد.

– مشاركت پیامدهای دو سویه دارد برای اثرگذاری، نیازمند دگرگونی های اساسی در اندیشه و کنش است كه باید از درون جامعه بجوشد و در قالب های پایدار و پذیرفته جامعه و دولت تبلور یابد.

ایده های مشاركت یك نقطه مشترك دارد و آن اهمیت دادن به نقش و نظر مردم در تصمیم گیری های سیاسی و دسترسی آنان به منفعت های قدرت است.

امروزه مشارکت به عنوان شاخص عمده و جدایی ناپذیر پیشرفت است که روز به روز بر اهمیت و ضرورت آن بیشتر پافشاری می شود؛ به گونه ای که در گزارش توسعه انسانی برنامه توسعه سازمان ملل متحد (1993) عنوان شده است که موضوع مشارکت مردم در فعالیت های اجتماعی به صورت مسئله اصلی زمان ما در می آید.

بر این پایه، در هدف های راهبردهای های پیشرفت، به اندیشه بایستگی مشارکت کوشای قشرهای گسترده جامعه در تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی پافشاری شده است. (عظیمی آرانی، 1373: 52)

منابع:

  • محسنی تبریزی، علیرضا/ غفاری، غلامرضا/ نایبی، هوشنگ/ عفتی، محمد (1399). تبیین جامعه شناختی مشارکت زنان در معیشت جامعه روستایی (مطالعه موردی استان خراسان شمالی).
  • عظیمی آرانی، حسین (1393). مدارهای توسعه نیافتگی در اقتصاد ایران، تهران: نشر نی.
  • بیرو،آلن (1380). فرهنگ علوم اجتماعی، ترجمه باقر ساروخانی، تهران: انتشارات کیهان.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا