دل نوشته علمی

عكس به مثابه روایت رابطه و تجربه

برای من كه در نوجوانی پدرم را، در غروب یك روز زمستانی، بدون هیچ مقدمه و آمادگی قبلی، در عرض نیم ساعت از دست دادم، فرصت زیادی برای ثبت خاطرات متعدد با پدر نبوده است.

در همه سال های پس از آن، در مهم ترین و خاطره انگیزترین روزها و لحظه های زندگی ام، جای او همیشه در كنار بقیه اعضای خانواده برای ام خالی بوده است، در نوجوانی شب هایی بوده كه با آرزوی دیدن اش در رویا به خواب رفته ام و ندیده ام اش…

🍀🍀🍀

به رغم این كه پدرم به عكس علاقه فراوانی داشت و عكس های زیادی از سال های جوانی و میانسالی او به جا مانده، سال ها است كه این تنها تصویری است كه آن را از میان ده ها عكس برای گذاشتن كنار قاب های خانوادگی روی میز در خانه مان انتخاب كرده ام.

برخلاف تصاویر و سلفی های امروزی، در این تصویر چهره هیچ یك از ما به طور كامل پیدا نیست، و با لبخند تصنعی خیره چشم به دوربین ندوخته ایم، و اصراری نداشته ایم كه ایده آل ترین حالت ممكن بدن و چهره مان را به رخ مخاطب بكشیم…

🍀🍀🍀

بر خلاف اغلب عكس های یادگاری امروزی، این عكس، یك «صحنه» نیست، یك «روایت» است.

روایتی است كه بیننده اش به خوبی می تواند تخیل و تجسم كند كه پیش و پس از فشردن شاتر دوربین، ماجرا چگونه «تداوم» داشته است.

این عكس روایت یك «رابطه» است، رابطه ای كه بیش از هر چیز بر «توجه» دلالت می كند، توجهی تمام و كمال … با تمام حواس … و با آمادگی كامل ذهنی و عاطفی برای دریافت هر آن چه سوی دیگر رابطه عرضه می كند.

این عكس حكایتی از تركیب و تداوم «زمان»، «عاطفه» و «حركت» است… بی این كه هیچ چیز از دو سوژه عكس بدانی، می توانی با همین یك فریم، آن چه پیش و پس از آن گذشته مجسم كنی؛

در یك صبحگاه ابری تعطیل نوروزی، دختركی نه ساله با مكث های كوتاه و بلند و تپق های شاید گاه و بیگاه، ماجرایی احتمالاً ساده یا حتی تكراری را تعریف می كند، و پدر مشتاقانه سر تكان می دهد و با سوالات جزئی در میانه صحبت های او، علاقه، كنجكاوی و حوصله اش را نشان می دهد .

🍀🍀🍀

به نظرم این گونه ای خاص از زیبایی شناسی در عكس خانوادگی آماتوری است.

بی این كه با وسواس بر ایده آل بودن چهره، بدن، نگاه، لبخند و زاویه سوژه نسبت به دوربین تاكید داشته باشد، و سوژه های انسانی را صرفاً همچون اشیای فیزیكی خندان (!) در كنار هم قرار دهد، و بكوشد «نمایشی» تاثیرگذار و بی نقص را برای دوربین (مخاطب) بازسازی یا «بازی» كند، بر بیان «محتوای تعاملی» سوژه ها و تداوم آن در بستر زمان متمركز شده است.

به نظر من، این نوعی گریز جسورانه از فرمالیسم در عكاسی آماتوری از سوژه های انسانی است.

جسمانیت و نمایش و تظاهر در كانون تمركز عكس نیست، بلكه «معنا و محتوای رابطه» و «غنای تجربه عاطفی» سوژه های انسانی، از عكس به ادراك مخاطب سرریز می شود.

🍀🍀🍀

سال ها است بر این باورم كه عكس ها هرگز فقط یك عكس نیستند.

عكس ها به طرز شگفت انگیزی عمیق ترین حس های ما را در سطح تصویری دو بُعدی ذخیره و بازنمایی می كنند.

به زعم من، این سودا كه «می شود حس ها و عواطفی را كه در لحظه گرفتن عكس تجربه می كنیم، پشت ژست یا لبخندی پنهان كنیم»، سودایی عبث است… بخواهیم یا نخواهیم، خودآگاهی داشته باشیم یا نداشته باشیم، «حس ها» همیشه جسورانه، و بی این كه از ما اجازه بگیرند، از قاب عكس ها بیرون می زنند!

دکتر ندا رضوی زاده

استادیار جامعه شناسی جهاد دانشگاهی خراسان رضوی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا