نقش آموزش و پرورش بر مشارکت
با پیشرفت علم و تکنولوژی و به دنبال انقلاب علمی و صنعتی باید توجه داشت که نقش آموزش و پرورش در کاربرد صحیح از نیروی انسانی را هم شامل میشود.
همچنین سرمایه گذاری که در این راه میشود تنها در زمینه وسایل و ابزار تولید نیست، بلکه در مورد آموزش و پرورش نیروی انسانی برای یافتن تخصص صحیح عاملی است که موجبات رشد اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را مهیا می سازد.
پس باید دقت کافی بر روی آموزش و پرورش نسل جوان که آینده سازان مملکت می باشند را به عمل آورد، تعلیم و تربیت نسلی که در سازندگی خود و جامعه خود فعال باشند و آینده خود را در تلاش فردی و جمعی خویش ببینند، نه آنکه به انتظار بنشینند تا دیگران دنیای آنها را بسازند.
مشارکت اجتماعی یکی از مباحث مهم اجتماعی است و جنبه های مختلف مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی هر کشوری در طول تاریخ آن بر اساس مشارکت های مردم استوار بوده است.
چنانچه در فرهنگ ملی و دینی ما نیز تربیت اجتماعی همواره مورد توجه بوده است که بیانگر علاقه به تعاون و همکاری با یکدیگر است.
مثلاً در عصر هخامنشیان تعلیم و تربیت به سه دوره تقسیم می شد که به ترتیب عبارت بودند از:
تربیت اجتماعی، تربیت شخصی، تربیت شغلی و حرفهای.
تعلیم و تربیت در بُعد اجتماعی را هدف اول قرار داده بودند و منظور از آن این بود که:
روح خودکامی و خودخواهی خردسالان به همگامی و همکاری با سایر اعضای ایرانی مبدل شود و کودکان با حقوق خود و حقوق دیگران آشنا شوند و به آن احترام بگذارند. آداب و آیین ملی را بشناسند و انتظارات قومی و نژادی را گرامی بدارند ( الماسی ، 1371 : 85 ).
با ورود اسلام به ایران ضمن حفظ جنبه های مثبت تعلیم و تربیت ایران باستان و طرد جنبه های منفی آن به تعلیم و تربیت اجتماعی و در پی آن به مشارکت و همکاری و تعاون به صور گوناگون اهمیت خاص داده شد، در جایی در قالب مشورت در جایی دیگر در همبستگی و وحدت برگزاری مناسک به صورت دسته جمعی و در موارد دیگر به شکل تعاون و همکاری و زمانی با دستوراتی نظیر انفاق کردن، خمس و زکات و صدقه دادن ترسیم گردیده است.
اهمیت مشارکت و لزوم توجه خاص بدان چنان است که از طرف بسیاری از جامعه شناسان و انسان گرایان که به ارزش های انسانی وآموزش و پرورش توجه خاص دارند، تدوین دروسی جدید در آموزش دانشگاهی با عناوینی چون شیوه های مشارکت، آگاه سازی عمومی و غیره پیشنهاد شده است تا با اضمحلال تفرقه فرهنگی، از تضعیف ملی، چند چهره شدن شهرها، نابودی نهادهای اجتماعی، رشد فردگرایی، فقر، بیکاری و بسیاری از فجایع دیگر بشری مبارزه شود و سعی نمایند تا بیش از پیش مردم را از حاشیه نشینی فرهنگی نجات داده و آنها را امیدوار به بررسی یافتن راه حل هایی نمایند و روحیه مشارکت در حل مسائل را در آنها بیدار کنند.
در تئوری های مختلف مربوط به توسعه نیز به اهمیت و نقش مشارکت در آموزش و پرورش توجه خاصی شده است و بسیاری از اندیشمندان نقش مشارکت را در گسترش توسعه سیاسی انکارناپذیر می دانند.
مثلاً هانتینگتون جهت تشریح مفهوم توسعه سیاسی از متغیرهای عقلانیت (Rationalization)، یگانگی ملی (Nationalism Integration) و مشارکت (Participation) استفاده می کند.
همچنین لوسین پای در کتابهای فرهنگ سیاسی و توسعه و ارتباطات و توسعه سیاسی شرط توسعه را منوط به گذار موفقیتآمیز نظامهای سیاسی از شش بحران میداند که یکی از آنها بحران مشارکت (Participation-crisis) است.
اما، رشد و توسعه این گونه رفتارهای اجتماعی مستلزم آموزش و پرورش افراد جامعه میباشد.
مدارس ما باید به کودکان فرصت دهند که شناخت ها و استعدادهای فکری خود را رشد دهند تا بتوانند با مسائل انسانی عصر جدید مقابله کنند.
ولی برای حل این مسائل، چیز دیگری لازم است که بالاتر از هر شناخت ساده و هر دانشی است.
یافتن راه حل برای این مسائل منوط به آموزش و پرورش مفهوم عمیق روابط انسانی و احساس همدردی (سمپاتی) فیمابین افراد است (نرث وی، 1365 : 22).
بنابراین، نقش نهاد آموزش و پرورش به منزله نهادی اصلی در راستای فراگیری مشارکت امری انکارناپذیر است.
منابع
1- الماسی، علی محمد (1371)، تاریخ آموزش و پرورش اسلام و ایران، نشر دانش آموزان.
2- نرث، وی (1365)، درآمدی بر گروه سنجی و پویایی گروهی، ترجمه غلامعباس توسلی، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.