علمی توصیفی

۲۴ آذر رضاخان رضاشاه می شود

در ۲۴ آذر ۱۳۰۴ رضاخان در مجلس حاضر و با ادای سوگند به قرآن، رسماً رضاشاه می گردد.

قبل از این در روز 9 آبان 1304 گروهی از نمایندگان مجلس پنجم، ماده واحده ‌ای را به مجلس برده که در آن، خواستار انتقال قدرت از قاجاریه به پهلوی شده بودند.

در فضایی که قزاقان بر تمام طبقات اجتماعی از جمله نمایندگان مجلس شاخ و شانه می کشیدند و حسابی نمایندگان مجلس را مرعوب ساخته و از روزهای قبل، نمایندگان مجلس را آماده برای دادن رای مثبت به این ماده واحد ساخته بودند. ماده واحده این بود:

«مجلس به خاطر سعادت ملت، خلع قاجار را اعلام و اداره موقت کشور را در محدوده قانون اساسی و قوانین نافذ به آقای رضاخان پهلوی منتقل می‌ کند»

تمامی نمایندگان از روزهای قبل با تهدید و یا با تطمیع آماده شده بودند که به این ماده واحده رای مثبت بدهند اما پنج نفر از نمایندگان، جانشان را بر کف گرفته و مخالفت کردند این پنج نفر اینها بودند: دکتر مصدق، مدرس، تقی ‌زاده، دولت ‌آبادی و حسین علا.

طولانی ترین سخنرانی را در مخالفت با این طرح مصدق ایراد کرد، قانون خوانده بود و از منظر قانونی به مخالفت با لایحه انتقال سلطنت پرداخت و عجیب اینکه در این سخنرانی هر چه پیش بینی کرده بود بعداً مو به مو اتفاق می افتند!

 مصدق در نطقش فریاد زد:

 «اگر هدف آن است که رضاخان به یک شاه دیکتاتور تبدیل شود اگر سرم را ببرند و اندام های بدنم را قطعه قطعه از هم جدا سازند، هرگز با چنان امری موافقت نخواهم کرد … بعد از بیست سال خونریزی در راه آزادی و دموکراسی، آیا شما قبول ‌می کنید که یک نفر هم شاه باشد هم نخست‌ وزیر و هم فرمانروا؟ اگر نظر و قصد آقایان این است، این «ارتجاع صرف است، استبداد خالص است»، چنین نظامی «حتی در زنگبار هم وجود ندارد» (روزنامه قانون، یکشنبه ۱۰ آبان ۱۳۰۴)

مصدق در ادامه صحبت‌هایش تاکید کرد:

«قانون اساسی یک چیزی نیست که یک کسی از توی خانه ‌اش بیاید و بگوید می‌ خواهم قانون اساسی را تغییر بدهم، قانون اساسی را باید فکر کرد و دید چطور باید تغییر داد و چه چیزش را می ‌خواهید تغییر بدهید، و در چه موقع می خواهید تغییر بدهید، بعد هم بنده عرض کردم شما که می خواهید آقای رییس‌الوزرا (رضاخان) را شاه بکنید ایشان یک وجود موثری هستند که می خواهید بلااثر کنید و هیچ معلوم نیست چه کسی به جای او می ‌آید. اگر شما یک کاندیدایی دارید و کسی را از پیش معین کرده ‌اید، بفرمایید ما هم ببینیم. بعد از آن که ایشان شاه غیرمسوول شدند، آن رییس‌الوزرایی که مثل ایشان بتواند کار کند … کیست؟»

نباید از یاد برد که از زمان کودتای سوم اسفند 1299 تا این زمان یعنی 1304 اوضاع ایران در بهترین حالت بود، چون دارای تنوع قدرت بود و قدرت در دست یک نفر دیکتاتور متمرکز نبود:

مجلس شورا، احمدشاه، رضاخان و همچنین مطبوعات آزاد … و باز نباید فراموش کرد که رضاخان در این چهار سال خدمات ماندگاری کرده بود، حرکت های گریز از مرکز و یاغیان متعدد در اقصی نقاط ایران را یکی یکی سرکوب کرده و فاتحانه به پایتخت باز می گشت…

اما، برگردم به سخنرانی تاریخی مصدق، سخنرانی مصدق طولانی ترین، مستدل ترین و هیجان انگیزترین سخنرانی بود در حقیقت مصدق معتقد بود که رضاخان در مقام نخست ‌وزیری چون فردی پاسخگو به مجلس است و هم فردی موثرتر است و خدمات زیادی می تواند بکند، اما اگر شاه شود تمام قدرت را در دست خود متمرکز خواهد کرد و دیگر پاسخگو نخواهد بود و دیکتاتور خواهد شد!

و ای کاش همین گونه می ماند چرا که در راس جامعه، احمدشاهی ملتزم به مشروطه قرار داشت که مشغول عیش و نوش شخصی خود بود و در امور دخالت نمی کرد، مجلس و نمایندگانش جایگاه خود را داشتند و مطبوعات برای خودشان یک قدرتی بودند و رضاخان نیز در مسند نخست وزیری، موثرترین فرد بود…!

اما دریغا که سخن و خواست مصدق متحقق نشد، انگار بند نافِ جامعه ایران را با دیکتاتوری بریده اند! 

به محض اینکه، رضاخان تبدیل به رضاشاه شد روزنامه ها تماماً قلع و قمع گشتند.

مجلس و نمایندگان از سرشت خود تهی گردیده طویله نام گرفتند

و قوه مجریه و وزرا نیز بازیچه ای بیش نبودند که با یک اخم رضاشاهی برمی افتادند … و سرانجام جامعه ایران به تعبیر سخن میلسپو، چنین گشته بود:

«رژیم دیکتاتوری، هم رهبران سیاسی و هم قدرت رهبری را نابود ساخته است مثل اینکه رضاشاه نصیحت آن دیکتاتور یونان را رعایت کرده بود که به میان مزرعه گندم برو و هر سری را که بلندتر از دیگران است قطع کن» (میلسپو، آرتور، آمریکائیها در ایران … ص120).

تصاویر را از آرشیو کتابخانه ملی برداشته ام که مربوط به حادثه ۲۴ آذر است یعنی مراسم سوگند رضاشاه …

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا