نفوذ اجتماعی و تغییر نگرش در افراد

ارسال شده در 2018-12-04
دسته بندیعلمی_تحلیلی
امتیاز
0.0

یکی از واقعیت هایی که عموماً در روابط اجتماعی با آن روبرو می شویم قدرت نفوذ برخی از افراد و گروه ها و همنوایی دیگران از آنان است.

قدرت نفوذ اجتماعی به اشکال مختلف در زندگی افراد تجربه می گردد.

نفوذ اجتماعی کوششی است آگاهانه از سوی یک فرد یا یک گروه اجتماعی برای ایجاد تغییر در عقاید  و سلایق افراد که این استحاله نگرشی تغییر الگوی رفتاری را نیز در پی خواهد داشت.

در واقع، برخی از افراد این قدرت اقناع کنندگی را دارند که دیگران را تحت تاثیر قرار داده به طوری که مطلوبیت های آنان را تحت کنترل خود در آورند که این الگوهای کنش متقابل از مباحث مهم در علوم رفتاری است.

غالباً افراد در پاسخ به یک محرک عمومی واکنشی مشابه از خود بروز می دهند. بطور مثال اکثر شهروندان در فصل زمستان لباس های گرم و در فصل تابستان لباس های آستین کوتاه و خنک می پوشند.

اما ترجیحات و مطلوبیت های متفاوت افراد در رابطه با تنوعی که در نوع مدل لباس و یا رنگ آن وجود دارد، ناشی از نفوذ اجتماعی است که به شکل غیر مستقیم و به شیوه های مختلف، نگرش و الگوی رفتاری را در مسیر جهت داری سوق می دهد.

در عصر حاضر افراد به شکل نرم و خزنده قدرت را احساس می کنند، اما از منبع اقتدار بی خبرند. بطور مثال نفوذ اجتماعی در بستر رسانه های نوظهور ما را وادار می کند که به دلخواه صاحبان رسانه فکر، احساس و انتخاب کنیم.

اما تصور ما این است که خودمان در انتخاب های مان نقش داریم. در حالیکه در اکثر مواقع این تغییرات نگرشی در گذشته به آرامی و به شکل رسوبی در ضمیر ناخوداگاه ما شکل گرفته و در انتخاب های فعلی ما تاثیر گذار خواهند بود.

بنظر می رسد قدرت تغيير نگرش، محصول دسترسی به برخی از منابع از جمله: رسانه، ثروت، مکانیسم پاداش وتنبیه، اطلاعات ارزشمند و یا از منظر روانشناختی توان اقناع کنندگی است که  افراد و نهادها را در موقعیت برتر و تاثیر گذار قرار می دهد.

اولين شيوه از نفوذ اجتماعي تغيير نگرشي است كه عموماً بر مبنای قدرت کلامی متقاعد کننده استوار است که این قدرت اخیر بر اساس تغییر باورهای شناختی در ذهن افراد صورت می گیرد.

گفتنی است که چگونگی واکنش ما به دستورات و مطالبات دیگران براساس موقعیت های گوناگون متفاوت می باشد.

در واقع، هر بار که از سوی دیگران با فشارهایی برای تغییر رفتار مواجه می شویم بایستی تصمیم بگیریم که تسلیم خواسته های دیگران بشویم یا مقاومت کنیم که این واکنش به میزان کنترلی که ما به زندگی و رفتار خودمان داریم و از سوی دیگر، به میزان قدرتی که دیگران می توانند بر ما اعمال کنند، وابسته است.

 

 

ناگفته نماند که میزان نفوذ و تاثیرگذاری فرد بر افراد دیگر بسیار آسان است.

اما درک این که چگونه فردی می تواند بر جامعه و الگوهای اجتماعی سنتی تاثیر بگذار دشوار به نظر می رسد.

هر چه پایگاه اجتماعی منبع اقتدار بالاتر و تغییر متمایز و برتر باشد و از سوی دیگر، زمینه اجتماعی نیز آمادگی برای تغییر را داشته باشد، بی تردید فرد و یا نهاد می تواند تاثیر بسزایی در تغییرات اجتماعی داشته باشد.

ما در برابر نفوذ دیگران واکنش های متفاوتی را از خود نشان می دهیم.

اولین واکنش می تواند پذیرش درخواست دیگران باشد.

گفتنی است که قبل از درخواست مستقیم ممکن بود، ما قبلا” با آن درخواست موافق بوده ایم و یا مخالف و یا اینکه نظری در رابطه با آن خواسته نداشته ایم.

گفتني است كه پذیرش ظاهری یا قبول یک درخواست مستقیم علیرغم میل باطنی، به این دلیل روی می‌دهد که واکنش و پاسخ دیگران در صورت رد تقاضایشان برای ما اهمیت دارد.

به عبارتي نوع و شکل پاسخ به درخواست کمکی که از سوی یک دوست صمیمی دریافت می کنیم و او ما را وادار به واكنشي مشخص می کند، نسبت به فروشنده ای که قصد دارد ما را به خرید یک دست کت و شلوار متقاعد کند، متفاوت خواهد بود. 

نوع ديگر نفوذ اجتماعی شیوه مجبورسازی و اطاعت است.

به عبارتی وقتی نظمي دستوری مورد قبول افراد  قرار نمی گیرد. نهادهای اجتماعی برای تغییر رفتار، افراد  را مجبور به اطاعت می کنند.

اطاعت به معنای انجام یک دستور از طرف کسی که دارای قدرت و پایگاه اجتماعی بالایی است و مخالفت با آن مجازات های رسمی را در پی دارد.

از سوی دیگر، ما در کودکی اینگونه اجتماعی شده ایم که به دستورات افراد صاحب نفوذ از جمله: معلم و یا پلیس احترام بگذاریم و جنبه ی سازگارانه ای نسبت به اوامر آنان اتخاذ کنیم.

 

 

در بحث نفوذ اجتماعی در قدرت های رسمی یادآور می گردد که برخی از افراد نه بر اساس اقناع، بلکه به خاطر الزام آور بودن هنجارهای اجتماعی و ترس از مجازات هاي اجتماعي و رسمي، خود را مكلف به رعایت آن امور می دانند و سعی می کنند خود را با استانداردهای پذیرفته شده اجتماعي تطبيق دهند.

سومین واکنش نسبت به  نفوذ اجتماعی، همرنگی و یا همنوایی است.

به عبارتی در بسیاری از موقعیت های اجتماعی قواعدی نانوشته برای رفتار هنجارمند اجتماعی وجود دارد که مشخص می کند که اشخاص در موقعیت های متفاوت اجتماعی چه نوع واکنش رفتاری از خود نشان بدهند که مورد پذیرش اجتماعی قرار بگیرند که غالبا” افراد اين الگوهاي رفتاري از پيش تعيين شده را دروني مي كنند.

در پایان به این نتیجه الزام آور می رسیم که قدرت نفوذ برخی از متغیرهای بیرونی ما را با مجازات های رسمی، غیر رسمی و یا طرد اجتماعی روبرو می کند و همین محدودیت های آشکار و پنهان که در قالب نفوذ اجتماعی بر ما تحمیل می گردد، ما را متقاعد و یا ملزم به اطاعت از اشخاص و نهادهای اجتماعی می کند.

نظر دهید

امتیاز دهید