جامعه شناسی سازمان ها و مشارکت

ارسال شده در 2018-11-05
دسته بندیعلمی_پژوهشی
امتیاز
0.0

جامعه شناسی به مطالعه علمی می پردازد در باره زندگی جمعی، رفتارهای جمعی، قواعد و الگوهای جمعی، باورها و اعتقادات جمعی، آداب و رسوم ها و خلاصه هر چه  که «جمعی» پدیدار می گردد و جمعی را به گردهم آورده است.

چون رویکرد ماهوی و ذاتی جامعه شناسی «جمع گرایانه» است و جمع با مشارکت و درهم آمیزی همدلانه شکل می گیرد. خانواده، گروه دوستان، اداره، خویشاوندان، شرکت، شهر، کارخانه، روستا، بیمارستان و …  

همه «جمع ها»، قائم به مشارکت و همکاری اعضای خویش تشکیل می شوند و دوام می آورند. بنابراین، تعریف دیگر جامعه شناسی را می توان «مطالعه علمی مشارکت و همکاری» دانست. دلایل وجودی مشارکت چیست؟ عوامل پیشبرنده و بازدارنده مشارکت چه هستند؟ اقسام مشارکت چه می باشند؟ کنشگران، چگونه مشارکت دیگران را برمی انگیزند؟ و …

در این میان، جامعه شناسی سازمان ها که به مطالعه سازمان ها یعنی ساختار منضبط و قاعده مند برای هدف مشخص و معین نظر دارد، به مشارکت و همکاری توجه ویژه دارد. چرا که سازمان به تعبیری مشارکت نظم یافته است. سازمان، مشارکت سلسله مراتب دار شده است.

 

از اینرو، جامعه شناسی سازمان ها با انواع درشت نمایی و ریزه بینی ها به مطالعه مشارکت و همکاری می پردازد و راندمان و کارآیی سازمان را با توجه به مشارکت بررسی می نماید. همچنین به طرح سوالات متعدد پرداخته و درصدد پاسخ به آنها برمی آید.

سوال: افراد مشارکت پذیر چه خصوصیاتی دارند و چگونه رفتار می کنند؟ از نمونه این سوالات می باشد که از چشم اندازهای مختلف به آن پاسخ داده شده است.

 

برخی به جنبه های فردی چون سیستم پاداش دهی، انگیزه منزلت خواهی، تایید و احترام و تعدادی بر جنبه های سازمانی مانند الزام مناصب بالا، وظیفه کار، سابقه شغلی تایید داشته اند. عوامل و دلایل مکاتب خُرد و کلان هر یک گوشه ای از زوایای پر رمز و راز مشارکت و همکاری را نمایان کرده است.

فارغ از مکاتب، نگاهی به دور و بر خودمان که داشته باشیم، افراد مشارکت پذیر چه کسانی هستند؟ پدر در مقایسه با کودک، معلم در مقایسه با دانش آموز، بیمار در مقایسه با پزشک، میزبان در مقایسه با مهمان.

 

 

کدام طرف رابطه نسبت به طرف دیگر، مشارکت بالاتری دارد؟ مقایسه ها چنان عیان و روشن هستند که جواب در مقایسه ها پیداست. آمیختگی «مهارت» و «دلبستگی» مشارکت بالاتر را فراهم آورده است.

پدر نسبت به فرزند مهارت بیشتری دارد و از آن طرف، دلبستگی پدر به کودک قوی تر است. چون پدر به دلایل گوناگون کودک را می نگرد و به او وابسته و دلبسته است. در مورد سایر مقایسه ها نیز چنین است. مهارت بالاتر و دلبستگی قوی تر، مشارکت بیشتر را به وجود آورده است.

 

 

تفاوت کشورهای جهان سوم با توسعه یافته نیز همین است. شاید از نگاهی تفاوت چندانی بین «مهارت» متخصصان کشورهای در حال توسعه با جوامع پیشرفته نباشد. اما چون مهارت با دلبستگی درآمیخته نیست، مشارکت حاصل نمی شود. چنان که آب حاصل ترکیب اکسیژن با هیدروژن است. مشارکت نیز ترکیب مهارت با دلبستگی است که در کشورهای جهان سوم صورت نمی گیرد.

 

 

دلبستگی همان عشق، علاقه، انگیزه، اشتیاق، شور، هیجان و نیروی مثبت است که فرد سر از پا نمی شناسد، خستگی نمی فهمد، زمان و ساعت را به فراموشی می سپارد. دلبستگی نیز شدت و ضعف دارد. ولی عیان است که هر چه دلبستگی شدیدتر باشد، رابطه عمق بیشتری دارد و مشارکت قطعی تر است.

به این ترتیب می توان نتیجه گرفت که هر جا مشارکت دیده می شود درهم آمیزی مهارت و دلبستگی صورت گرفته است. ترکیب مهارت و دلبستگی به مشارکت جان بخشیده و آن را استوار گردانیده است.

 

نظر دهید

امتیاز دهید