جامعه شناسی محیط زیست و پروژه های عامه پسند

ارسال شده در 2018-11-24
دسته بندیدل نوشته علمی
امتیاز
0.0

🔺 با توجه به مدرک و گرایش تحصیلاتی ام (دکتری جامعه شناسی با گرایش بررسی مسائل جامعه ایران) و با توجه به اينترست مطالعاتی ام (جرم شناسی)، اخیراً یک موضوع بسیار جذاب و خیلی خطرناک (به لحاظ پرداختن به مسائل این حوزه) من را مجذوب خودش کرد؛ جرائم زیست محیطی. به دلیل علاقه و مهارت در ترجمه، با پروفسور وایت از استرالیا هماهنگ کردم که تا کتاب غنی وی را تحت عنوان “جرم شناسی زیست محیطی فراملیتی” به فارسی برگردانم. بعد از کسب اجازه اثر از مؤلف، این کار را حدود شش ماه قبل با یکی از دوستان (وحيد جان محمدی) استارت زدیم. کتابی بسیار تاثیر گذار و روی اعصابي بود به لحاظ مباحث مورد بحث. بعد از شش ماه کار، نیمی از کل ترجمه را ویرایش کرده بودم، ولی موضوعات زیست محیطی شهری که در آن زندگی می کردم، نمی گذاشت تمرکز خودم را برای ادامه کار جمع کنم و خلاصه از کار کردن دست کشیدم.
و اما مهمترین چالش من با این کتاب؛ مهمترین مسئله این روزها که نه بلکه مهمترین مسئله چند سال اخیر زیست محیطی شهرستان آران و بیدگل بود: احداث صنایع سنگین آب بر برای منطقه کم آب و کویری آران و بیدگل.

تز اصلی این کتاب بر مبنای تئوری “اثر پروانه ای” است،که بطور مختصر بدین معنا است که در دنیای کنونی، یک اتفاق در یک مکان خاص، اثراتی بر مکان های دیگر می گذارد”.
کشورهای جهان اول دنیا، بیشترین پیامدهای مخرب زیست محیطی صنایع و تاسیسات خود را به کشورهای جهان سوم محول می کنند.

در کشورهای جهان سوم، شهرهای هسته‌ای هزینه های زیست محیطی خود را به شهرهای پيراموني واگذار می کنند. پس وضعیت شهرهای کوچک کشورهای پيراموني و جهان سوم از همه جا مخرب تر است، زیرا از هر طرف هدایای نفیسی در قالب خطرات و زیان های زیست محیطی به این شهرها می رسد.
چگونه شهرهای بزرگ، این اقدامات را در شهرهای کوچک انجام می دهند؟ آنها به طریق دو استراتژی بدنبال اهداف شوم خود هستند:

1) گماردن و حمایت از نمایندگان سیاسی و شهری موافق پروژه های خود.

2) سهیم کردن و مشارکت خود در پروژه های عامه پسند و جذاب برای توده.

به این دو راهبرد، صنایع آب بر و مخرب زیست محیطی کلان شهرها را با هزینه‌های زیست محیطی به شهرهای کوچک دیگر، محول می کنند. آنها مواد اولیه را به شهرهای کوچک می آورند و با هزینه‌های زیست محیطی و نیروهای کاری شهر مقصد به کالاها و موادی که می خواهند می رسند و همه‌ی محصولات را با کل سودهای حاصل از آن را یکجا به شهر خود می برند.

نکته جالب این است که با شعار دلسوزی برای مردم شهرهای کوچک و برای ایجاد کار و شغل برای آنها و با مشارکت در پروژه های عامه پسند همانند احداث و بازسازی مکان های ورزشی (مخصوصا فوتبال) و کمک های مالی در زمینه ورزشی و مذهبی به اجتماعات اکثریت، نظر مساعد همگان و شعور عامیانه را نسبت به جرائم خودشان هماهنگ می کنند.

هرچند که در کوتاه مدت، شاید آنها با احداث پروژه هایشان در کارهای خیر خواهانه به صورت صوری به مردم شهرهای کوچک کمک کنند، اما در درازمدت خواهیم دید که آنها در یک اقدام غیر عقلانی و غیر انسانی متهم درجه اول هستند. البته اگر آن زمان بخاطر بلاهای زیست محیطی که به سرمان بیاید زنده باشیم، تا این بلاها را تنها به مثابه تقدیر و قسمت الهی بطور مظلومانه به پروردگار نسبت بدهیم و عاجزانه دعا کنیم که خدا دست از عذاب دادن مردم شهرستان آران و بیدگل بردارد و تا همین حد کافی است و ما اصلاح شدیم. التماس تفکر از همه‌ی همشهری های عزیز دارم و شدیداً نیازمند آرزوهای خوب از طرف شما هستم. امیدوارم که دغدغه و تخمین هایم‌ اشتباه از آب دربیاید.

شاید در نگاه اول، تصور کنیم که مباحث زیست محیطی چه ربطی به فوتبال دارد و اساسا حوزه جامعه شناسی ورزش با جامعه شناسی محیط زیست کاملا از هم جداست، اما باید بدانیم که فوتبال با عنایت به توجه به استقبال و عمومیت بسیار زیاد، بهترین سرپوش برای مسائل و جرائم زیست محیطی است.

برای شفافیت بیشتر این موضوع، از یکی از آلوده ترین استان های کشور به لحاظ زیست محیطی نام می بریم؛ استان خوزستان. برای سايلنت گذاشتن مردم و پر کردن چالش های زیست محیطی، آنها را سرگرم و مشغول تشویق تیم های مورد نظر خویش کردند. به همین دلیل است که چهار تیم در لیگ برتر، دو تیم در لیگ یک، چهار تیم در لیگ دو، پنج تیم در لیگ سه، سه تیم در لیگ برتر امید، دو تیم در لیگ برتر جوانان فوتبال و دو تیم در لیگ برتر فوتسال دارند. برای اینکه بهتر بتوانیم به عمق مسئله پی ببریم، ما تیم های یک استان دیگر را مقایسه می کنیم، استان یزد؛ تنها یک تیم آن هم در مرحله اول لیگ سه از این استان است. شاید فکر کنیم انتخاب یزد، عامدانه بوده است.

به همین دلیل وضعیت یک استان متمول دیگر را بررسی می کنیم، استان اصفهان؛ دو تیم در لیگ برتر، دو تیم در مرحله اول لیگ سه و یک تیم در مرحله دوم لیگ سه، یک تیم در لیگ برتر امید و دو تیم در لیگ برتر جوانان فوتبال و یک تیم در لیگ برتر فوتسال از آن این استان می باشد. این در حالیست که فوتبال ایران در دست باند مخوف اصفهانی است. اگر بگوئیم تعداد تیم های استان اصفهان به هیچ وجه کم نیست، پربیراه نگفته ایم و ما نباید دنبال علت کمبود تیم در این استان باشیم. پس مسئله کجاست؟

تعداد تیم های استان خوزستان بیش از حد و سرسام آور است. هرچند که خود این امر دلایل تاریخی و فرهنگی بیشماری دارد، اما یک پروفن خوبی برای مردم فوتبال دوست خوزستان در برابر مسائل زیست محیطی است. این امر ما را به یک استنتاج ظریف و هوشمندانه می کشاند؛ از همین الان با صدایی بلند و رسا برای مردم فوتبال دوست شهرهایی که در آن جرائم زیست محیطی بسیاری در آن انجام می شود، می توانیم، پیام آور یک شادی باشیم؛ به زودی در لیگ برتر تیم خواهید داشت. راضی باشید از ما. بهتر و سریعتر از این نمی توانستیم صاحب تيمتان کنیم. چه مبادله ی برابری! محیط زیست خود را بدهید، بهتان تیم های لیگي بدهیم. بهانه نگیرید دیگر! یک تیم هم در لیگ یک بهتون لطف میکنیم. آتش زديم به مالمان، گور سیاه! فقط سکوت کنید و تا میتوانید نفهمید، تا ما به اهداف شوم مان برسیم.

واقعا فکر کردید که هر متروپلينی که معضلات زیست محیطی را در قالب شرکت های و صنایع مختلف به شهرهای کوچک آورده است، واقعاً عاشق چشم و ابروی شما است! هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد.
شرمنده از اتاق فرمان، دارند صدایم میزنند، میگویند اگر دوست داری ناهار امروز را راحت بخوری، جمعش کن سریع!

نظر دهید

امتیاز دهید