زاویه نگاه جامعه شناسی به رویدادهای اجتماعی چگونه است؟

ارسال شده در 2019-01-09
دسته بندیعلمی_پژوهشی
امتیاز
0.0

مطالعه وقایع، رخدادها، حوادث، رویدادها و اتفاقات زندگی جمعی یکی از بخش های اصلی مورد بررسی جامعه شناسی است.

از وقایع طبیعی چون گرمایش، زلزله و سیل گرفته تا اعتراضات و تجمعات کارگری

از حوادث رانندگی و کشته و زخمی های آن تا نارضایتی های شغلی و سختی های کار

از بیماری ها و بالا رفتن هزینه های درمان تا بی نامی افراد در محیط های شهری

از آلودگی های هوا، صوتی و بصری تا کشمکش های زناشویی

از کم آبی و خشکسالی تا میزان فرزندآوری …

 

 

چنان که ملاحظه می گردد، جامعه شناسی حوادث و رخدادها را از منظر آسیب ها و مسائل می نگردد و آنها را زیر ذره بین مشکلات به تحلیل و توصیف می کشد.

 

 

از اینرو، جامعه شناس را می توان فرد منفی نگر دانست که به هر گوشه و کنار جامعه و زندگی جمعی نگاه می کند درصدد یافتن، دیدن، بیرون کشیدن، عیان کردن رنج ها و ناملایمات زندگی است. موضوعات و مسائلی که با خود کوله باری از درد، نارضایتی، سختی و ناخوشی به همراه دارند.

 

 

جالب اینجاست که چنان در قبال آسیب ها احساس مسئولیت می کند که اگر ثانیه ای از جامعه شناس خواسته شود، دندان به جگر گذارد تا شاید بتوان حوادث و وقایع دیگری نیز دید، عنان از کف بریده و با تمام قوا با مسلسل وظیفه

رگباری از بی مسئولیتی، بی توجهی، ملاحظه کاری، منفعت طلبی بر پیرامون خویش می گیرد که دیگر فرصتی برای بیان حقیقت دیگر باقی نمی ماند.

 

   

 

شمارش سختی ها و ناملایمات

بررسی کمبودها و ضعف ها

مطالعه شکست ها و فراز و نشیب های ناخواسته

بیان دردها و رنج ها

توصیف و تشریح مشکلات

اعلام آسیب ها

تمرکز بر بیچارگی، فقر …

 

 

جامعه شناسی را به علم دردمند و غمگین تبدیل کرده است که چهره گرم آفتاب را از یاد برده است.

جامعه شناسی با محور قرار دادن آسیب ها به علم رنج و سختی بدل شده است که زیبایی گل را به خاطر نمی آورد.

جامعه شناسی با بازخوانی مکرر دردها در طول زندگی جمعی بشر به علم رجزخوانی مبدل گشته که از حس گرمای مهربانی و عشق عاجز است.

جامعه شناسی حتی در موضوعاتی چون

توسعه

آموزش

حوزه روستایی و شهری

خانواده که در آنها

رفاه، تکنولوژی، به زیستی، عشق … جریان دارد نیز به مطالعه و بررسی

کمبودها

پیامدهای منفی

آلام و ضررها

سُستی و ناپایداری ها …

مشغول است و نمایی از جنبه های مثبت به تحقیق نمی آید.

 

 

توسعه که با تکنولوژی موجب راحت زیستی است با ذکر پیامدهای تلخ تکنولوژی به درد و غده ای دردآور در زندگی شبیه شده است.

شهر که با خود آزادی و رهایی را به ارمغان آورده است با تمرکز بر جدایی و گمشدگی به معضل تبدیل شده است.

آموزش که زایش روشنگری و معرفت است به بازتولید ایدئولوژی ختم گشته است.

خانواده که با تموج عشق و مهربانی قابل توصیف است چنان در بررسی و مطالعه جدایی و طلاق گم شده است که اثری از عشق برای توصیف نمانده است.

 

 

جامعه شناسی با غرق شدن در گرداب

مسائل

معضلات

مشکلات

و آسیب های اجتماعی

به

ناله

درد

غُرغُر

رنج

سختی

اندوه و غم دچار شده 

و از وجه اصلی علم به عنوان راه، چاره، درمان، علاج دور افتاده است.

 

 

جامعه شناسی باید مانند علم پزشکی عمل می کرد تا انجام وظیفه علمی خویش را تحقق می بخشید.

 

 

در علم پزشکی مطالعه چند و چون بیماری ها، بررسی دردها و رنج های بیماری گام اول، برای انجام وظیفه اصلی یعنی درمان و معالجه یا به بیان دیگر، سلامت و سالم زیستی است.

از اینرو، بیمار که از درد بر خود می پیچد با خوشحالی و شادی به سراغ پزشک می رود! چرا که پزشک روی دیگر زندگی یعنی سلامت را برای او به ارمغان خواهد آورد.

بیماری جنبه منفی زندگی است و هیچ کس از بیماری خلاصی ندارد.

اما علم پزشکی با تمرکز بر سلامتی، بر بیماری پیروز شده است.

 

 

ولی، جامعه شناسی و جامعه شناس چنان در گردونه آسیب ها و مشکلات گرفتار آمده است که جنبه مثبت زندگی که وظیفه اصلی علم است را از یاد برده است.

و گاهی نیز که جامعه شناس به راه و چاره می پردازد، آن را به سازمان ها و ادارات حواله می کند که باید این سازمان چنین کند و آن اداره چنان کند.

و نه تنها وظیفه ای در قبال بازگشت زندگی به جنبه های مثبت نمی بیند!

که نیازی هم به توصیف جنبه های مثبت که در زندگی جاری است، نمی شناسد!

 

 

این در حالی است که زندگی جمعی نیز به مانند حیات و جهان کیهانی توامانی از مثبت و منفی است. یا دقیق تر، زندگی تنها وجه مثبت است که وقتی بعُد مثبت نباشد، بُعد منفی پدیدار می شود.

چون تاریکی که وقتی روشنایی نیست، وجود می یابد.

چون خشم که وقتی عشق نباشد، هویدا می شود.

چون سرما که وقتی گرما غایب است، حضور می یابد.

چون بیماری که وقتی سلامت نیست، بروز می کند.

خلاصه کلام:

جامعه شناسی از درک اصل حیات دور افتاده است. اصل حیات بر مهربانی، دوستی، مودت، گذشت … استوار است که وقتی این ابعاد مثبت از زندگی رخت برمی بندد، چهره دردآلود و سخت زندگی در قالب مشکلات پدیدار می گردد.

خنده زیبای کودک

دست گرم یک دوست

آغوش مهربان مادر

از جان گذشتگی یک هموطن

کمک و یاری همکار

توجه و ملاطفت همسایه

خدمت بی منت یک پرستار

ساعت ها کار عاشقانه برای خلق یک اثر هنری

دلبستگی به پیروزی و …

از چشم جامعه شناسی به دور مانده است و تنها روی زشت و دردآلود رخدادها به تصویر کشیده شده است.

در حالی که باید جامعه شناسی با تجسم و تجسس در

زیبایی

آزادی

لذت

شادی

مهربانی

لطف

جایگزین مناسب را برای حل، علاج و درمان سختی ها و مشکلات فراهم نماید.

 

 

همان طور که پزشک با ایجاد اشتیاق و شور برای کسب سلامت به مداوا و درمان بیماری نائل می آید.

نظر دهید

امتیاز دهید