علمی پژوهشی

ساختار اجتماعی مهارت در مهاجرت

[مهاجرت از طریق مهارت، یکی از شیوه های متداول امروزی برای انتقال نیروی کار از کشورهای مبدا به مقصد است، در این مقاله به «ساختار اجتماعی مهارت» پرداخته شده است که تحت تاثیر سیاست های گزینشی مهاجرت به وجود آمده است]

سیاست‌های مهاجرت گزینشی مبتنی بر مهارت که توسط بسیاری از کشورهای پذیرنده نیروی کار اجرا می‌شوند، با هدف رقابت برای جذب استعدادها و در عین حال کنار گذاشتن مهاجران ناخواسته طراحی شده‌اند.

پژوهش‌های علوم اجتماعی که این سیاست‌های مهاجرتی را بررسی می‌کنند، به نقد کارآمدی و عدالت آن‌ها می‌پردازند.

اگرچه بخش زیادی از این پژوهش‌ها بر پیامدهای موجود در کشورهای پذیرنده در غرب متمرکز بوده است، اما بدنه رو‌به‌رشدی از مطالعات، به بررسی فرایندهای پیچیده دخیل در شکل‌گیری مفهوم مهارت در مهاجرت بین‌المللی در سایر نقاط جهان پرداخته و بر روابط نابرابر قدرت میان دولت‌ها، کارفرمایان، واسطه‌ها و مهاجران تاکید کرده است.

این نقد نشان می‌دهد که اگرچه چنین سیاست‌هایی تا حدودی برای از بین بردن تعصبات نژادی و استعماری پیشین اجرا شدند، اما این سوگیری ها هنوز در خود مقوله مهارت نهفته هستند.

پژوهش‌هایی که در این مقاله مرور شده‌اند، بر ساختار اجتماعی پدیده مهارت در جابه‌جایی‌های نیروی کار فرامرزی در بسترهای آسیایی تمرکز دارند.

این مطالعات بر تاثیر جهانی‌سازی نئولیبرال در بازپیکربندی سیاست‌ها و اقتصادهای داخلی در سراسر جهان و همچنین بر میراث ماندگار استعمار تاکید می‌کنند.

همچنین، این مطالعات نشان می‌دهند که چگونه غرب همچنان بر تولید دانش سلطه دارد و معیارهایی را تعیین می‌کند که بر اساس آن‌ها مهارت‌های نیروی کار جهانی ارزیابی، به‌کار گرفته و پاداش داده می‌شوند.

مهارت‌ها و افرادِ دیگر نقاط جهان اغلب به کالا تبدیل می‌شوند، نژادمحورانه دسته‌بندی می‌شوند و تحت سلطه نیازها و ارزش‌گذاری‌های بازارهای کار در غرب قرار می‌گیرند.

علاوه بر این، این سلسله‌مراتب نژادمحور در حوزه دانش و مهارت، توسط سایر نقاط جهان نیز بازتولید می‌شود.

پدیده‌هایی مانند مهارت زدایی (deskilling)، عدم تطابق مهارت‌ها (skill mismatch) و ارزش‌گذاری بیش از حد مهارت (skill overvaluation) که در کشورهای مقصد در غرب مشاهده می‌شوند، در مهاجرت‌های فرامرزی درون آسیا و به‌سوی آسیا نیز رُخ می‌دهند.

هم چنین، تحقیقات مهاجرت آسیایی بر ضرورت گنجاندن تجربیات جوامع غیر غربی در نظریه‌پردازی مهاجرت تاکید می‌کند. تحقیقات در مورد آسیا بر نقش دولت در تولید و کالایی‌سازی مهارت و تداوم سلسله مراتب نژادی در فرآیند مهاجرت تاکید دارد.

این پژوهش‌ها همچنین روابط دوگانه اما وابسته میان دولت و واسطه‌ها را در تولید، واسطه‌گری و تنظیم نیروی کار برای صادرات مهارت آشکار می‌سازند.

این مشاهدات، بینش‌هایی درباره سازوکارهایی ارائه می‌دهند که منجر به پیامدهای نابرابر مهاجرت برای مهاجران و تاثیرات توسعه‌ای متفاوت بر جوامع مبدأ می‌شوند.

علاوه بر این، با توجه به غلبه طرح‌های مهاجرت موقت نیروی کار در آسیا، علاقه‌مندی رو به رشدی به فهم فرایند فراملی شکل‌گیری مهارت و ساخت مسیرهای شغلی وجود دارد.

تحقیقات در مورد فرآیندها یا نهادهای فراملی، مانند ظهور یک حوزه آشپزی فراملی یا بازار کار فرامرزی فناوری اطلاعات، توجه زیادی به فرآیندهای ساخت مهارت فراملی شده دارد.

در نتیجه، مطالعات نشان می‌دهد که در یک اقتصاد جهانی‌شده، خودِ تحرک فراملی به طور فزاینده‌ای به عنوان نوعی مهارت شناخته می‌شود و تجربیات فراملی هم در بازار کار و هم به عنوان وسیله‌ای برای عبور از محدودیت‌های نابرابری جهانی، ارزشمند تلقی می‌شوند.

با این حال، رویکرد به تحرک مهارت در مهاجرت بین‌المللی از دریچه تحلیلی «ساختار اجتماعی مهارت»، چالش‌هایی را برای محققان علوم اجتماعی مهاجرت نیروی کار ایجاد می‌کند. این رویکرد مستلزم بازنگری در استفاده از دسته‌بندی‌های مهارتی در تحقیقات مهاجرت نیروی کار است.

مفهوم «ساختار اجتماعی مهارت» بر خودسرانه و ناعادلانه بودنِ دسته‌بندی مهارت ها تاکید دارد. هرچند پژوهشگران نسبت به سیاست‌های مهاجرت گزینشی کشورهای پذیرنده رویکردی انتقادی داشته و سلسله‌مراتب مهارتی را به چالش می‌کشند، اما اغلب در انتخاب و توصیف موضوعات تحقیقاتی از برچسب‌هایی مانند «ماهر بالا» یا «ماهر پایین» استفاده می‌کنند.

این انتخاب تحلیلی مشکل‌ساز است، به‌ویژه وقتی در کشورهای پذیرنده نیروی کار انجام شود. این انتخاب ناخواسته دسته‌بندی‌های سیاسی را بازتولید می‌کند که مفهوم دلخواه و ایستا از مهارت را در بر می‌گیرد و ما در پی به چالش کشیدن آن هستیم.

علاوه بر این، با دسته‌بندی موضوعات تحقیقاتی به این شکل، حوزه کاوش و بینش خود را محدود می‌کنیم.

بسیار مهم است که به یاد داشته باشیم که فرآیند تولید و انتخاب مهارت قبل از ورود مهاجران به مرزهای کشورهای پذیرنده آغاز می‌شود.

بنابراین، یک دیدگاه مبتنی بر «ساختار اجتماعی مهارت»، مستلزم بازنگری انتقادی در برچسب‌گذاری مهاجران، گسترش موضوعات تحقیقاتی و اتخاذ دیدگاهی فراملی‌تر در مورد احتمالات و فرآیندهای تحرک اجتماعی و مکانی مهاجران است.

به دلیل تمرکز این مقاله بر آسیا، ممکن است برخی از یافته‌های تجربی و نظری مرورشده، مختص بستر آسیایی باشند.

با این حال، درک فرایندی از «ساختار اجتماعی مهارت» ــ که رویکردی تحلیلی در جامعه‌شناسی برای فهم پیامدهای مهاجرت مهارت است ــ باید در سایر مناطق جهان همچون آفریقا و آمریکای لاتین نیز کاربرد داشته باشد. البته، در آمریکای لاتین و آفریقا، مرزها روان‌تر بوده و پذیرش مهاجران اغلب غیررسمی‌تر است.

جریان‌های مهاجرت درون منطقه‌ای در این مناطق از نظر تاریخی فصلی بوده‌اند و به دلیل فرصت‌های اقتصادی یا جابجایی اجباری ایجاد شده‌اند و منطق‌ها و زمینه‌های مدیریت مهاجرت را شکل می‌دهند که بسیار متفاوت از منطق‌ها و زمینه‌های موجود در آسیا است. با این وجود، از دیدگاه کشورهای جنوب جهان به طور کلی، مهاجرت ارتباط نزدیکی با توسعه دارد.

مطلوبیت مهاجرت نیروی کار به وجوه ارسالی بالقوه‌ای که می‌تواند توسط جامعه مبدا دریافت شود، به‌ویژه در قالب سرمایه، دانش و مهارت، مرتبط است.

با این حال، پیوند مهاجرت-توسعه فرآیندی پویا است که شامل مذاکرات بین بازیگران مختلف می‌شود.

مسائلی مانند فرار مغزها (brain drain)، مهارت‌زدایی (deskilling) و اتلاف مهارت‌ها (skill waste) اغلب در جابجایی مهارت‌ها از آفریقا و آمریکای لاتین گزارش می‌شوند.

مطالعات موردی قوم‌نگاری بیشتر و تحقیقات تطبیقی در این مناطق مختلف در مورد فرآیند «ساختار اجتماعی مهارت» در مهاجرت بین‌المللی می‌تواند بینش‌های تجربی و نظری در مورد مکانیسم‌های پیوند دهنده و چگونگی ایجاد پیامدهای توسعه‌ای مختلف ارائه دهد.

منبع:

نویسنده: Gracia Liu-Farrer

https://www.annualreviews.org/content/journals/10.1146/annurev-soc-090324-033254

نشریات جامعه شناسی

نشریات انگلیسی در حوزه های گوناگون جامعه شناسی معرفی می شوند تا علاقمندان ضمن آشنایی و مطالعه دستاوردهای نظری جدید به فرصت همکاری نیز دست یابند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا