جامعه خطر، ارزیابی حال و البته پیش بینی آینده
دهه ۱۹۸۰ میلادی بود که اصطلاح جامعه خطر معرفی شد و در طول دهه ۱۹۹۰ به دلیل پیوند با گرایش های تفکر مدرنیته گسترش یافت؛ البته مفاهیمی چون چالش های زیست محیطی نیز در محبوبیت هر چه بیشتر آن موثر واقع شد.
درواقع، جامعه خطر راهکاری است که در آن جامعه مدرن در پاسخ به خطر سازمان می یابد.
گفتنی است از جمله شخصیت هایی مطرح در این حوزه اولریش بک، جامعه شناس آلمانی و آنتونی گیدنز، جامعه شناس بریتانیایی است.
با اینکه این دو شخصیت در مواردی نظر مشابهی نسبت به موضوع داشتند، ولی گاهی نیز نظر متفاوتی را بیان می کردند.
در حقیقت گیدنز معتقد بود جامعه خطر جامعه ای است که طوری درگیر آینده و همچنین ایمنی است که مفهوم خطر را ایجاد می کند و در آن سوی ماجرا اولریش بک آن را به عنوان روشی سیستماتیک برای مقابله با خطرات و ناامنیهای ناشی از مدرنیزاسیون می دانست.
بک مدرن سازی را باعث تغییر در ویژگی های اجتماعی و زندگی عادی و همچنین سیستم های قدرت و نفوذ می دانست؛ مواردی که تمام ساختار اجتماعی را دربرمی گیرد و به عبارتی دوباره به آن هویت جدیدی می دهد.

از سویی بک و گیدنز هر دو مدرنیته را بسیار پویاتر از هر نوع نظم اجتماعی پیشین معرفی می کنند.
همچنین آنها معتقد بودند که انسان ها با وجود اینکه همیشه در معرض خطراتی چون بلایای طبیعی بوده اند که علت غیرانسانی داشت، ولی در جوامع مدرن در معرض خطراتی دیگری همانند آلودگی، بیماری های تازه کشف شده و همچنین جرم و جنایت هستند که حاصل خود مدرنیزاسیون است.
گیدنز این دو نوع خطر را به عنوان ریسک خارجی و ریسک های ساخته شده تعریف می کند.
ناگفته نماند از آنجایی که ریسک های ساخته شده مربوط به فعالیت های انسانی است، گیدنز و بک معتقدند که جوامع قادر خواهند بود تا خطرات ممکنه را ارزیابی کرده و یا پیش بینی کنند؛ از همین روست که می توان برنامه ریزی انجام شده را تغییر داد.
هر چند نظرات متفاوتی در خصوص ارتباط جامعه خطر با سلسله مراتب اجتماعی و تمایزات طبقاتی حاکم است، ولی باور غالب چنین است که خطرات، بسیار شبیه شرایط اقتصادی و ثروت و به طور ناهمسان در یک جامعه گسترش می یابد که در نتیجه بر ارکان زندگی نیز موثر خواهد بود.
از بُعدی دیگر بک معتقد بود که خطرهای گسترده حاوی اثر بومرنگ هستند و افرادی که ریسک هایی را ایجاد میکنند در معرض آنها نیز قرار خواهند گرفت.
به عبارتی خطرات نه تنها بر افراد طبقه یا مکان اجتماعی خاص تاثیر می گذارد، بلکه می تواند همه را بدون توجه به طبقه اجتماعی تحت تاثیر قرار دهد.
از جانبی گیدنز باور داشت که ریسک پذیری فعال، عنصر اصلی یک اقتصاد پویا و همچنین یک جامعه نوآور است.
در نهایت اینکه با جامعه خطر نه تنها می توان شرایط و چالش های فعلی را ارزیابی کرده و سامان بخشید، بلکه می توان رخدادهای آتی را نیز پیش بینی نمود.




