علمی توصیفی

نامدرن سازی

نامدرن سازی (demodernization) عنوانی است که آلن تورن بر وضعیت کنونی نام نهاده است (ص 44).
ما دیگر به پیشرفت اعتقاد نداریم. البته همچنان با چشمانی خیره در پی آنیم که ببینیم کدام فناوری نوین شیوه زندگی مان را تغییر خواهد داد و چه زمان زیست شناسی و طب بر بیماری هایی که بسیاری از ما را از پا درمی آورد، غلبه خواهد کرد.

البته دیگر دل در گروی آنها نداریم؛ گرچه همچنان از خود در برابر جریان های غیرعقلانی دفاع می کنیم، جریان هایی که با دعاوی کور، حقایق آشکار را انکار می کند.

این که بگوییم خوش بینی جای خود را به بدبینی داده است و ما در حال تجربه نوعی جدید از «بحران در پیشرفت» هستیم – عبارتی که عنوان یکی از نخستین آثار جرج فریدمن (George Friedman) است – دیگر کفایت نمی کند.

ما به یک میزان در برابر مخاطراتی که پیش رو داریم و موفقیت هایی که به آن ها امیدواریم، مردّد هستیم.

بحرانی که تجربه می کنیم، جدی تر از ترس یا افسون زدایی است. سترگ ترین داعیه مدرنیته این بود: «ما همان چیزی هستیم که رفتار می کنیم».

ما دیگر همان چیزی نیستیم که رفتار می کنیم و این واقعیت از پس تجربه ای تلخ بر ما آشکار شده است.

هر چه پیش تر می گذرد، کم تر می فهمیم چگونه سازوبرگ های اقتصادی، سیاسی یا فرهنگی که تجربه زیسته ما را در چنبره سامان خویش گرفته اند، رفتارمان را بر ما تحمیل می کند.

برخی خود را میان امواج اطلاعات و محصولات جامعه توده ای رها می کنند. برخی دیگر تلاش می کنند جماعتی را از نو بنا کنند؛ جماعتی که بتواند با پالایش محرک های برآمده از تولید، مصرف و ارتباطات انبوه، هویتشان را پاسبانی کند.

اما، اکثریت گسترده ای از ما به هر دو جهان تعلق داریم، در واقع دوست داریم به هر دو جهان تعلق داشته باشیم.

ما در سیطره فرهنگ توده ای هستیم و در همان حال به درون زندگی خصوصی خود عقب نشینی می کنیم.

وقتی به بیمارستان می رویم، به دانش پزشکی ایمان داریم، اما حس می کنیم نظام ها و افرادی که توجه به بیماران قطعاً اولویت آن ها نیست، ما را نادیده می گیرند و با ما بدرفتاری می کنند.

وقتی به مدرسه و دانشگاه می رویم، پذیرفته ایم که کسب مدرک علمی بهترین پناه در برابر بیکاری است، اما شگفت آن که در فرهنگی نورس زندگی می کنیم که با فرهنگ آکادمیک رو به زوال بیگانه است.

وقتی به محل کار می رویم، از شاغل بودن خود خرسندیم و هر چه بیش تر دانش و کوشش خود را به کار می بندیم، در همان حال حس می کنیم در جهانی که زیر سیطره پول، رقابت و فناوری است و در آن کلیدواژه هایی چون «انعطاف پذیری» و «مهارت آموزی» سرپوشی بر خیل گسترده ای از زندگی های از هم پاشیده است، کاری که می کنیم دستاوردی اندک دارد.

هر چه پیش تر با دنیایی که در تولید، مصرف و اطلاعات «جهانی» می شود سروکار پیدا می کنیم، بیش تر حس می کنیم نیازمند یافتن نقطه ای ثابت در زندگی خصوصی خود هستیم تا با ایستادن بر آن، در گردباد پیام های اغواگر و غیربشری جامعه توده ای رها نشویم.

منبع:
تورن، آلن (1398)، برابری و تفاوت؛ آیا می توانیم با هم زندگی کنیم؟، ترجمه سلمان صادقی زاده، تهران: نشر ثالث، ص 52-51.

جامعه شناسان

نظریات جامعه شناسان و موضوعات جامعه شناسی از کُتب مختلف توسط دکتر منیژه نویدنیا در اختیار علاقمندان قرار داده می شود، به انضمام نمودارها، عکس ها ... که شیوه ابداعی ایشان می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا