جنگ روسیه و اوکراین در جامعه شناسی جنگ
در 24 فوریه 2022، روسیه در تشدید اختلافات روسیه و اوکراین که در سال 2014 آغاز شده بود، به اوکراین حمله کرد.
تحلیل جامعه شناختی:
مطالعه جنگ از طریق نوشتههای وبر و مارکس در اواسط قرن نوزدهم در جامعهشناسی گنجانده شد.
وبر و مارکس تئوری تضاد را در جامعه شناسی پایه گذاری کردند و به طور خاص دستگاه دولتی مدرن را با استفاده از خشونت سازمان یافته و اجباری پیوند زدند.
برداشت ماتریالیستی مارکس از تاریخ، فناوریهای جنگ را به شیوههای خاص تولید مرتبط میکند. او همچنین از انقلاب مسلح پرولتاریایی به عنوان تنها راه برای از بین بردن قدرت اجباری دولت مدرن حمایت می کرد.
از سوی دیگر، تعریف وبر از قدرت دولتی، برحسب انحصار استفاده مشروع از زور در قلمرو مورد ادعای خود، همچنان پایه های درک کنونی دولت مدرن را تشکیل می دهد. همچنین به درک جنگ به عنوان شکلی متمایز از سایر اشکال خشونت کمک می کند.

سه دیدگاه اصلی جامعه شناسی جنگ حول محورهای زیر می چرخد:
کارکردگرای ساختار:
دیدگاه ساختاری-کارکردگرا، جنگ را ابزاری برای برآوردن نیازهای جامعه با انجام کارکردهای آن می داند.
رابرت ای پارک (Robert. E Park) در کتاب خود – کارکرد اجتماعی جنگ: مشاهدات و یادداشت ها (1941) کارکردهای جنگ را به شرح زیر بیان می کند:
- جنگ به حل و فصل اختلافات بین المللی در مورد مسائلی مانند مرزهای سرزمینی، مذهب و سایر ایدئولوژی ها کمک می کند.
- جنگ به ایجاد حس قوی پیوند اجتماعی و همبستگی در جوامع متخاصم کمک می کند.
- جنگ در دولت یک نهاد سیاسی ایجاد می کند که کنش جمعی را ممکن می سازد، ویژگی که در جوامع بدوی وجود ندارد.
- جنگ به افزایش نرخ اشتغال کمک می کند، زیرا رشد صنایع و اقتصاد را افزایش می دهد.
- جنگ الهام بخش پیشرفت های علمی و فناوری است که برای غیرنظامیان مفید است.

دیدگاه تعارض:
- دیدگاه تعارض بیان می کند که وقتی منابع، قدرت و نفوذ به طور متناقض در بین گروه های جامعه پخش می شود، اختلافات و جنگ ها رُخ می دهد. چنین درگیری ها به عنوان تسریع کننده اصلاحات اجتماعی عمل می کنند.
- بر اساس تئوری تضاد، کشورها بیشتر برای ارتش هزینه می کنند و حتی وارد جنگ می شوند، زیرا رهبران دفاعی، سازندگان تسلیحات و سیاستمداران با یکدیگر همکاری می کنند تا یک رابطه سودمند متقابل ایجاد کنند تا قدرت سیاسی و موقعیت اقتصادی خود را تقویت کنند. به عنوان مثال، زمانی که اوکراین پس از جنگ شروع به بازسازی خود کند، غرب فرصت هایی به دست خواهد آورد.
- دیدگاه تعارض دیگری که توسط بوگز (Boggs) ارائه شده است نیز انتقاد می کند که جنگ برای جامعه مفید نیست، زیرا بخش قابل توجهی از بودجه را مصرف می کند که در غیر این صورت می تواند برای نیازهای اجتماعی تخصیص یابد.

کنش متقابل نمادین:
- دیدگاه کنش متقابل نمادین بر نقش نمادها و تجربیات مرتبط با جنگ و تاثیر آن بر اعضای جامعه تمرکز دارد. به عنوان مثال: استفاده از پرچم برای ترویج میهن پرستی و غیره.
- بنابراین، نمادها در طول دوره جنگ، توسط رهبران و رسانه ها برای ترویج ایده میهن پرستی، ملی گرایی و ایجاد حس همبستگی و حمایت از جنگ مورد استفاده قرار می گیرند.
- بازنمایی های نمادین و تجربیات مشترک به عملکرد روان ساختارهای داخلی طرف های متخاصم کمک می کند.
- تعامل گرایی نمادین همچنین تصوری از تجسم تجارب جنگ جانبازان و ایثارگران به عنوان نمادهایی برای تاثیرگذاری بر مردم و جلب حمایت آنها از جنگ ایجاد می کند.
- به این پویایی، تعارض خارجی/ فرایند انسجام درونی می گویند.
- به طور مشابه، ارتش اغلب به مرگ یا زخمی شدن غیرنظامیان به عنوان آسیب جانبی در تلاش آگاهانه یا ناآگاهانه برای به حداقل رساندن وحشت عمومی در تلفات غیرنظامی اشاره می کند.
از دیگر دیدگاه های مهم می توان به دیدگاه فمینیستی در مورد جنگ اشاره کرد.

دیدگاه فمینیستی:
- فمینیست ها جنگ را به عنوان گسترش مفاهیم مردسالارانه به عرصه بین المللی محکوم می کنند.
- شوبرگ (Sjoberg) در کتاب خود با عنوان «تضاد جهانی جنسیتی» تعدادی متغیر علت و معلولی را در تصمیم گیری در مورد جنگ بیان می کند. اینها شامل نابرابری جنسیتی ساختاری، حالت مردانه و نقش اغلب نادیده گرفته شده احساسات در تعاملات سیاسی است.
- کاترین رایت (Katharine A. M. Wright) معتقد است که غیبت زنان در هیاتهای مذاکرهکننده اوکراین و روسیه، یا در سکوت جنسیتی افرادی که در پوشش رسانههای غربی میجنگند/حمایت میشوند، مردسالاری ریشهدار در مفهوم اصلی جنگ را برجسته میکند.
- کاملا باسین (Kamla Bhasin) همچنین معتقد است که جنگ ها اغلب بر روی زمین های بدن زنان انجام می شود. از این رو، زنان در زمان جنگ در مقایسه با مردان به طور نامتناسبی بیشتر از مردان رنج می برند و مورد استثمار قرار می گیرند.
منبع:





یک رویکرد جالب مهم، نگاه خوشبینانه کنت به جنگ ها بود که تصور می کرد با ورود به دوران جدید، انسان دست از خشونت و جنگ برخواهد داشت و دیگر شاهد جنگ های فراگیر و کشتار مردم و غیرنظامیان نخواهیم بود، ولی متاسفانه در دوران حیات خود شاهد عدم تحقق این رویای زیبا بود که حتی به افسردگی او نیز منجر شد!!!