معنا و ماهیت عموم در جامعه
در گفتار رایج، اصطلاح «عموم» (Public) اغلب با مردم (people) اشتباه گرفته میشود.
اما در واقع عموم بخشی از مردم است. به طور کلی، بخشهای نسبتاً بزرگی از مردم که دارای عقیده، تمایل یا علاقه مشترکی هستند، اما سازماندهی نشدهاند و در همه جا پراکندهاند، عموم نامیده میشوند.
بنابراین، در بین مردم، عمومهای مختلفی وجود دارد. به عنوان مثال، ما از عموم اهل مطالعه، عموم علاقهمند به ورزش و غیره صحبت میکنیم. برخی از تعاریف «عموم» به شرح زیر است:
(۱) جی. اس. اروس (J. S. Eros):
عموم، ترکیبی از افراد متعدد است که نه بر اساس تعامل شخصی، بلکه بر اساس واکنش به محرکهای یکسان شکل میگیرد، واکنشی که بدون نیاز به نزدیکی فیزیکی اعضای جامعه به یکدیگر، ایجاد میشود.
(۲) آگبرن (Ogburn):
عموم، گروههای ذینفع فراگیری هستند که معمولاً نظرات متفاوتی در مورد مسائل اجتماعی دارند.
(۳) هربرت بلیتمر (Herbert Blitmer):
اصطلاح عموم برای اشاره به گروهی از افراد استفاده میشود که با یک مسئله مواجه هستند، در مورد چگونگی برخورد با آن مسئله نظرات متفاوتی دارند و در مورد آن بحث میکنند.
(۴) شتلر (Schettler):
عموم گروهی از افراد هستند که با یک علاقه یا هدف مشترک با هم متحد شدهاند.
(۵) کیلیان (Killian):
عموم گروهی از افراد علاقهمند و دارای اختلاف نظر در مورد یک مسئله هستند که در بحث در مورد آن موضوع شرکت میکنند، با این هدف که نظر جمعی خود را ثبت کنند که انتظار میرود بر روند عمل یک گروه یا فرد تاثیر بگذارد.
(6) هورتون و هانت (Horton and Hunt):
عموم گروهی پراکنده از افراد است که در یک موضوع خاص علاقه مشترک دارند.

بنابراین، عموم گروهی از افراد است که علاقه مشترکی به یک موضوع دارند. نیازی به سازماندهی ندارد. ممکن است یک گروه پراکنده باشد. نزدیکی فیزیکی ضروری نیست. اعضای عموم ممکن است یکدیگر را نشناسند.
ماهیت عموم:
(۱) یک گروه پراکنده:
برخلاف جمعیت (crowd)، عموم (public) یک گروه پراکنده هستند. هرگز با هم ملاقات نمیکنند. تعامل آنها از طریق رسانههای ارتباط جمعی صورت میگیرد. ارتباطات جمعی به عموم این امکان را میدهد که عضویت در نقاط مختلف داشته باشند. چنان که ممکن است در مورد یک موضوع خاص، یک عموم جهانی وجود داشته باشد.
(۲) یک گروه مشورتی:
دوم، عموم یک جمع مشورتی است. مشخصه فرآیند تعامل عموم، بحث است. عموم با شدت عاطفی مشخص نمیشود. بین اعضای عموم تبادل نظر وجود دارد و با مشورت، بحث، تبادل ایدهها و جستجوی حقایق جدید مشخص میشود. اعضا در مورد موضوع بحث میکنند و سعی میکنند به اجماع برسند.
(۳) یک موضوع قطعی:
یک موضوع قطعی پیش روی عموم وجود دارد. تنها چیزی که اعضای عموم باید مشترک داشته باشند، علاقه به یک موضوع است. این موضوع میتواند هر موضوعی باشد، اقتصادی یا سیاسی، محلی، ملی یا بینالمللی. عموم فقط زمانی به وجود میآید که یک موضوع مطرح باشد.
(۴) فقدان سازمانیافتگی:
عموم هیچگونه شکل یا سازمان مشخصی ندارد. در آن، افراد دارای نقشها و پایگاههای ثابت نیستند. همچنین فاقد هرگونه «احساس ما بودن» است. عموم نوعی گروه بیشکل است که اندازه و عضویت آن بسته به موضوع مورد بحث تغییر میکند.
(۵) اختلاف نظر:
عموم با اختلاف نظر و بحث و گفتوگو مشخص میشود. افراد در عموم وارد بحث میشوند. استدلالهایی مطرح میگردد، مورد انتقاد قرار میگیرند و با استدلالهای متقابل پاسخ دریافت می کنند. این وضعیت با جدل و مناقشه همراه است.
(6) خودآگاهی:
عضو یک عموم نسبت به خود و منافع شخصیاش آگاه است. او تحت تاثیر حضور هیجانی دیگران قرار نمیگیرد. به موضوع مورد نظر علاقه نشان میدهد، درباره آن بحث میکند و نسبت به تصمیمگیری درباره آن احساس مسئولیت دارد. البته ممکن است برخی اعضا نسبت به دیگران علاقه بیشتری به آن موضوع داشته باشند.

نکات زیر نیز درباره ماهیت عموم قابل توجه است:
(۱) عموم دارای اعضای اصلی و اعضای فرعی است. اعضای اصلی کسانی هستند که بیشترین تاثیر را بر تصمیمی که گرفته میشود، اِعمال میکنند.
(۲) ترکیب عموم دائماً در حال تغییر است، زیرا منافع مردم از یک سو برانگیخته میشود، یا از سوی دیگر به حالت سکون بازمیگردد.
(۳) یک فرد ممکن است به طور همزمان عضو چندین عموم باشد.
(۴) عموم همیشه شامل جناحهایی است.
(۵) در جامعه مدرن، بسیاری از تغییرات اجتماعی در چارچوب دموکراسی تصمیمگیری میشوند.
منبع:




