ابعاد اجتماعی تغییرات اقلیمی
رویدادهای شدید آب و هوایی عمیقاً با الگوهای جهانی نابرابری در هم تنیده شدهاند.
فقیرترین و آسیبپذیرترین افراد بیشترین آسیب را از تاثیرات تغییرات اقلیمی متحمل میشوند، اما کمترین سهم را در این بحران دارند.
با افزایش تاثیرات تغییرات اقلیمی، میلیونها نفر از افراد آسیبپذیر با چالشهای نامتناسبی از نظر از دست دادن شغل، رویدادهای شدید، اثرات بهداشتی، غذا، آب، مهاجرت و آوارگی اجباری، از دست دادن خانه، سرپناه و پیوندهای اجتماعی و سایر خطرات مرتبط روبرو هستند.
برخی افراد نسبت به تغییرات اقلیمی آسیبپذیرتر از دیگران هستند.
به عنوان مثال، کارگران بخشهایی مانند کشاورزی، ماهیگیری و گردشگری به منابع طبیعی متکی هستند که به طور خاص به آب و هوای غیرقابل پیشبینی و الگوهای فصلی حساس هستند.
خانوارهای تحت سرپرستی زنان، کودکان، افراد دارای معلولیت، مردم بومی و اقلیتهای قومی، مستاجران بیزمین، کارگران مهاجر، افراد آواره، افراد مسن و سایر گروههای حاشیهنشین اجتماعی اغلب منابع مالی و سایر منابع کمتری برای مقابله و بهبودی از شوکهایی دارند که ممکن است رفاه آنها و خانوادههایشان را تهدید کند.
علل ریشهای آسیبپذیری آنها در ترکیبی از موقعیت جغرافیایی آنها؛ وضعیت مالی، اجتماعی – اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی آنها؛ و دسترسی آنها به منابع، خدمات و قدرت تصمیمگیری نهفته است.

فقرا اغلب نه تنها جزو آسیبپذیرترین افراد در برابر تغییرات اقلیمی هستند، بلکه به طور نامتناسبی تحت تاثیر اقدامات مقابله با آن نیز قرار میگیرند.
این تاثیرات میتواند شامل افزایش هزینههای زندگی، از دست دادن معیشت و دسترسی محدود به منابع و سیستمهای حمایتی باشد که نابرابریهای موجود و روندهای فقر را تشدید میکند.
در غیاب سیاستهای خوب طراحی شده و شهروندمحور، تلاشها برای مقابله با تغییرات اقلیمی میتواند عواقب ناخواستهای برای معیشت گروههای خاص داشته باشد، از جمله تحمیل بار مالی بیشتر بر خانوارهای فقیر.
به عنوان مثال، سیاستهایی که حمل و نقل عمومی یا قیمتگذاری کربن را گسترش میدهند، ممکن است منجر به افزایش کرایههای حمل و نقل عمومی شوند که میتواند به طور نامتناسبی بر خانوارهای فقیرتر تاثیر بگذارد.
به طور مشابه، اگر با همکاری ذینفعان و جوامع آسیبدیده طراحی نشوند، رویکردهایی مانند محدود کردن فعالیتهای جنگلداری به زمانهای خاصی از سال میتواند بر جوامع بومی که در تمام طول سال برای معیشت خود به جنگلها وابسته هستند، تاثیر منفی بگذارد.
علاوه بر پرداختن به تاثیرات توزیعی اقتصادهای کربنزدا، نیاز به درک و پرداختن به ابعاد اجتماعی، جنبههای فرهنگی و اقتصاد سیاسی نیز وجود دارد – از جمله توافق بر سر انواع گذارهای مورد نیاز (اقتصادی، اجتماعی و غیره) و شناسایی فرصتها برای پرداختن به نابرابریها در این فرآیندها.

اگرچه پیشرفتهای زیادی در زمینه علم و انواع سیاستهای مورد نیاز برای حمایت از گذار به توسعه کم کربن و مقاوم در برابر تغییرات اقلیمی حاصل شده است، اما چالشی که بسیاری از کشورها با آن مواجه هستند، مشارکت دادن شهروندانی است که نگران تاثیر ناعادلانه سیاستهای اقلیمی بر خود هستند.
برنامههای شهروندمحور ضروری هستند، زیرا تضمین میکنند که هر دلار به طور کارآمد هزینه شود.
بسیار مهم است که مردم در انتخابهای پیش رو مشارکت داده شوند – این امر مستلزم شفافیت، دسترسی به اطلاعات و مشارکت شهروندان در مورد خطرات اقلیمی و رشد سبز است تا ائتلافهایی برای حمایت یا تقاضای عمومی برای کاهش تاثیرات اقلیمی و غلبه بر موانع رفتاری و سیاسی در برابر کربنزدایی و همچنین ایجاد ایدههای جدید برای راهحلها و مالکیت آنها ایجاد شود.

علاوه بر این، جوامع، مهارتها و گنجینهای از دانش منحصر به فرد را برای تقویت تابآوری و مقابله با تغییرات اقلیمی در اختیار می گذارند.
آنها باید به عنوان شریک در ایجاد تابآوری مشارکت داده شوند، نه اینکه صرفاً به عنوان ذینفع در نظر گرفته شوند.
تحقیقات و تجربه نشان داده است که رهبران جامعه میتوانند اولویتها را تعیین کنند، بر مالکیت تاثیر بگذارند و برنامههای سرمایهگذاری را طراحی و اجرا کنند که پاسخگوی نیازهای جامعه خود باشند.
منبع:
https://www.worldbank.org/en/topic/social-dimensions-of-climate-change




