اخراج اتباع غیرمجاز افغانستانی از ایران
عنوان کامل مقاله «نگاهی جامعه شناختی به فرصتها و چالشهای اخراج اتباع غیرمجاز افغانستانی از ایران» است.
بر اساس سیاستهای ابلاغ شده به فرمانده انتظامی کشور همه اتباع غیرمجاز باید ایران را ترک کنند.
اوایل تیرماه سالجاری بود که سرتیپ «احمدعلی گودرزی» فرمانده مرزبانی فراجا در این خصوص گفت: «ساماندهی اتباع غیرمجاز خواست عمومی مردم است. طبق دستور، هر گونه منزل و ملکی که به افغانیها اجاره داده شود، قولنامه آن باطل است و ملک مزبور نیز پلمپ و مهر و موم و مصادره میشود».
در نوشتار حاضر به فرصتها و چالشهای اخراج اتباع غیرمجاز افغانستان اشاره شده است.
تحلیل و ارزیابی
قبل از پرداختن به فرصتها و چالشهای اخراج اتباع غیرمجاز افغانستانی از ایران باید گفت که ایران در طول چهار سال حکومت دوم طالبان، نه تنها از آوارگان و پناهندگان افغانستانی میزبانی کرده، بلکه با ایجاد سازمان ملی مهاجرت، تلاش کرده است تا با طرح آمایش و شناسایی اتباع افغانستانی، به نوعی هم آنان را از امکانات عمومی (آموزش، بهداشت و درمان، تحصیل و…) مورد نیاز برخوردار کند و هم با شناسایی و ارائه کارت آمایش، فرصتی فراهم کند تا آنان را پس از هماهنگی با مقامات فعلی افغانستان، به کشور خود بازگرداند.
بسیاری از اتباع افغانستانی که مدعیاند که کارت شناسایی دارند، عمدتاً ویزای گذرنامهشان تمام شده و یا مدت اقامت آنان تمدید نشده و باید به کشور خود برگردند.
در جریان جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی اسرائیل و برخی دستگیریها از مزدوران افغانستانی، نهادهای امنیتی و وزارت کشور ایران مصمم به اخراج و تعیین مهلت خروج اتباع غیرمجاز از ایران شد.
هر چند باید تاکید کرد که پس از این که نزدیک به یک میلیون اتباع غیرمجاز افغان از ایران اخراج شدند (خروج 70 درصد به صورت داوطلبانه)، امیرخان متقی سرپرست وزارت امور خارجه طالبان از ایران خواست تا به دلیل محدودیت منابع طرف افغانستانی، تا اواسط شهریور، مهلت دیگری داده شود تا به تدریج افغانها از ایران خارج شوند.
وی روند اخراج مهاجران افغانستان از ایران را «بسیار شدید» و «آزاردهنده» توصیف کرده و گفته است که این روند در حالی آغاز شد که آمادگی برای پذیرش بازگشتکنندگان در افغانستان وجود نداشت.
اما، جمهوری اسلامی ایران میگوید دو میلیون اتباع غیرمجاز تا پایان سال جاری باید کشور را ترک کنند.
هرچند که موضوع انسداد مرزی و دیوارکشی مطرح است، اما اتباع افغان همواره از مسیرهای دیگری نیز به ایران وارد میشوند و این موضوع همچنان تداوم خواهد داشت.
با این حال اخراج اتباع غیرمجاز افغانستانی، دارای فرصتها و چالشهایی است که بدان پرداخته میشود:

الف- فرصتها
بر اساس سیاستهای ابلاغشده و اظهارات فرمانده مرزبانی فراجا، فرصتهایی که اخراج اتباع غیرمجاز افغانستانی برای ایران ایجاد میکند، عمدتاً در ابعاد امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و زیرساختی قابل بررسی هستند:
فرصت های امنیتی
1- کاهش تهدیدات امنیتی:
حضور اتباع غیرمجاز به ویژه اتباعی که حاضر نشدند در طرح آمایش مشارکت کرده و به صورت ناشناس و با اسامی مستعار در کشور حضور داشته و در مناطق مرزی و شهرهای بزرگ، زمینهساز بروز برخی جرائم (از قبیل سرقت، قاچاق مواد مخدر و انسان) بودند. با خروج این افراد، بار امنیتی کاهش یافته و امکان تمرکز بیشتر نیروهای انتظامی بر مقابله با جرائم سازمانیافته و تروریسم فراهم میشود.
2- افزایش کنترل مرزها:
ساماندهی و اخراج اتباع غیرمجاز به معنای اعمال حاکمیت قویتر بر مرزها و کاهش ورود غیرقانونی است که خود به افزایش امنیت ملی کمک میکند.
فرصت های اقتصادی
1- کاهش فشار بر بازار کار:
حضور تعداد زیادی از اتباع غیرمجاز منجر به تصرف شغلها، افزایش بیکاری در میان کارگران ایرانی و افزایش عرضه نیروی کار غیرماهر و در نتیجه کاهش دستمزدها شده بود. اخراج این افراد، میتواند فرصتهای شغلی بیشتری را برای نیروی کار ایرانی ایجاد کرده و به بهبود وضعیت معیشتی کارگران ایرانی کمک کند.
2- مدیریت بهتر منابع:
اتباع غیرمجاز از منابع عمومی و یارانهها (مانند آب، برق، گاز و سوخت) استفاده میکنند. با خروج اتباع غیرمجاز که آمار رسمی آن بیش از دو میلیون نفر است، فشار بر این منابع کاهش یافته و امکان مدیریت و تخصیص بهینهتر آنها برای شهروندان ایرانی فراهم میشود؛ به ویژه که ایران با کمبود منابع آب و برق مواجه است.
3- کاهش بار مالی بر خدمات عمومی:
ارائه خدمات بهداشتی، درمانی و آموزشی به اتباع غیرمجاز، بار مالی قابل توجهی بر دوش دولت و سازمانهای عمومی میگذارد. اخراج این افراد، میتواند به کاهش این هزینهها و تخصیص بهتر بودجهها کمک کند.
4- بهبود وضعیت بازار مسکن:
همانطور که در رویداد اشاره شد، اجاره غیرقانونی مسکن به اتباع غیرمجاز میتواند منجر به افزایش تقاضا و در نتیجه بالاتر رفتن قیمت اجاره بها شود. برای مقابله با این پدیده و اخراج این اتباع غیرقانونی، فشار بر بازار اجاره کاهش یافته و شرایط برای شهروندان ایرانی مطلوبتر میشود.
فرصتهای اجتماعی و زیرساختی
1- ساماندهی جمعیت و بهبود شاخصهای اجتماعی:
کنترل جمعیت و مدیریت آن برای برنامهریزیهای بلندمدت شهری و منطقهای از اهمیت بالایی برخوردار است. اخراج اتباع غیرمجاز به دولت کمک میکند تا آمارهای دقیقتری از جمعیت در اختیار داشته باشد و برنامهریزی برای توسعه زیرساختها (مانند مدارس، بیمارستانها، راهها و …) بر اساس نیازهای واقعی جامعه ایرانی صورت گیرد.
2- حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی:
برخی بر این باورند که حضور جمعیتهای بزرگ خارجی، نه تنها میتواند بر بافت فرهنگی و اجتماعی مناطق میزبان تاثیر بگذارد؛ بلکه در دراز مدت پیامدهایی به وجود میآورد. اقوام افغانستان به ویژه پشتونها و تاجیکها و حتی بخشی از هزارههای شیعه، به شدت قومگرا بوده و همین مساله میتواند هویت فرهنگی شهرهای کوچک و برخی مناطق را که از حضور اتباع افغانستانی اشباع شده؛ تحت تاثیر خود قرار دهد. با مدیریت حضور اتباع خارجی، میتوان از بروز برخی تنشهای اجتماعی جلوگیری کرد و به حفظ انسجام اجتماعی کمک نمود.
3- کاهش بار بر خدمات عمومی:
شبکههای آب، برق، فاضلاب، حمل و نقل و سایر زیرساختها ظرفیت محدودی دارند. با کاهش جمعیت غیرمجاز افغانستانی، فشار بر این زیرساختها نیز کم میشود و کیفیت خدمات ارائهشده به شهروندان ایرانی بهبود مییابد.

ب- چالشها
در کنار فرصتها، اخراج گسترده اتباع غیرمجاز افغانستانی برای ایران میتواند با چالشهایی نیز همراه باشد که نیازمند برنامهریزی دقیق و مدیریت هوشمندانه است.
چالشهای اجتماعی و اقتصادی
1- خلاء نیروی کار در برخی بخشها:
در حالی که اخراج اتباع میتواند فرصتهای شغلی برای ایرانیان ایجاد کند، در برخی بخشهای خاص (مانند ساختمانسازی، کشاورزی و برخی مشاغل خدماتی) که عمدتاً توسط اتباع خارجی با دستمزد کمتر اشغال شده بودند، ممکن است با کمبود نیروی کار مواجه شویم. این امر میتواند منجر به افزایش هزینههای تولید و در نهایت قیمتها شود.
2- رکود در برخی صنایع و مشاغل وابسته:
برخی کسبوکارها و صنایع به حضور اتباع افغانستانی وابسته بودهاند. اخراج آنها میتواند به رکود در این بخشها منجر شود. برای مثال در حوزه کیف و کفش، مبلمان و تولید مبل و در برخی صنایع حضور اتباع افغان مشهود بود.
تنشهای اجتماعی کوتاهمدت: روند جمعآوری و اخراج اتباع غیرمجاز ممکن است به اشتباه شامل افراد دارای مجوز نیز شود. این وضعیت میتواند باعث درگیریهای محلی بین نیروهای انتظامی و مهاجران افغانستانی در مناطق پرجمعیت شود که پیامدهای اجتماعی منفی به دنبال دارد.
3- مسائل مربوط به فرزندان متولد شده در ایران:
برخی از اتباع افغانستانی در ایران متولد شده و با جامعه ایران پیوند خوردهاند. اخراج این طیف از افغانهایی که در ایران بزرگ شدهاند، با چالش های اجتماعی و فرهنگی در افغانستان روبرو خواهند شد و در نهایت نگاهشان به ایران نیز تغییر خواهد کرد.
چالشهای امنیتی (غیرمستقیم)
1- افزایش قاچاق انسان:
سیاستهای سختگیرانه اخراج میتواند به جای کاهش، منجر به افزایش فعالیت باندهای قاچاق انسان شود، زیرا افراد برای بازگشت به ایران یا ماندن در آن به روشهای غیرقانونی روی میآورند.
2- نارضایتی در کشور مبدا:
اخراج گسترده میتواند منجر به نارضایتی مقامات فعلی افغانستان (طالبان) و مردم آن از ایران شود و روابط دوجانبه را تحت تاثیر قرار دهد، هرچند که دولت افغانستان خود نیز با چالشهای داخلی در مدیریت بازگشتکنندگان مواجه است.
3- احتمال سوءاستفاده گروههای افراطی و تروریستی:
ناامیدی و سرگردانی ناشی از اخراج میتواند برخی از افراد را مستعد جذب شدن توسط گروههای افراطی و تروریستی کند.
4- هزینههای بالای اخراج و بازگرداندن:
عملیات شناسایی، دستگیری، نگهداری و بازگرداندن تعداد زیادی از افراد نیازمند منابع مالی، نیروی انسانی و لجستیکی قابل توجهی است.
5- فقدان اطلاعات و شناسایی دقیق:
شناسایی دقیق همه اتباع غیرمجاز، بهویژه آنهایی که هیچ مدرکی ندارند، بسیار دشوار است و به زمان و منابع زیادی نیاز دارد. این طیف با تغییر نام و نشان، به دلیل نبود اشتغال و کار در افغانستان میتواند از طُرُق دیگری وارد ایران شود.

نتیجهگیری
اخراج اتباع غیرمجاز برای ایران فرصتی است تا امنیت، اقتصاد و زیرساختهای خود را مدیریت کرده و بهبود ببخشد و در نهایت به سمت یک جامعه سامانیافتهتر و دارای رفاه بیشتر برای شهروندان خود حرکت کند.
اما اجرای این طرح بدون در نظر گرفتن ابعاد انسانی و مدیریت چالشهای ناشی از آن، میتواند به بروز بحرانهای جدیدی در داخل و خارج از مرزها منجر شود.
نیاز است تا ایران مقامات طالبان را نسبت به پذیرش اتباع افغانستانی پاسخگو سازد و اجازه ندهد تا مساله بازگشت اتباع غیرمجاز به اهرم فشاری از سوی مقامات طالبان تبدیل شود.




سلام و عرض ادب.
موضوع مهاجرین افغانستانی موضوع بسیار مهمی است که باید بیش از هر زمانی بدان پرداخته شود و من به شخصه خیلی استفاده کردم.
منتهی مهمترین موضوعی که همه بنوعی در مورد آن سوالات و ابهام فراوانی دارند، هویت، ماهیت و ماموریت طالبان و رهبران آن در جغرافیای افغانستان و مناطق پیرامونی آن است. تناقض گویی های طالبان که دم از تشکیل حکومت فراگیر می زنند، اما همه امکانات برای یک قوم، یک قشر و طیف سیاسی و مذهبی است.
با تشکر و موفق باشید.