علمی توصیفی

نظم خودجوش جامعه

نظم خودجوش (Spontaneous Order) ایده‌ای است که می‌گوید بخش عمده‌ای از نظم درون جامعه نه از طریق کنترل یا طراحی از بالا به پایین، بلکه از طریق فرآیندهای پایین به بالای آزمون، خطا، یادگیری و اصلاح مسیر ایجاد می‌شود.

این فرآیندهای پایین به بالا منجر به هماهنگی اجتماعی گسترده‌ای می‌شوند که به جای برنامه‌ریزی یا طراحی مرکزی، نوظهور یا «خودجوش» است.

از آنجایی که هماهنگی اجتماعی اغلب به صورت آگاهانه توسط یک شخص یا نهاد حاکم طراحی می‌شود، تشخیص نظم خودجوش می‌تواند خلاف شهود باشد.

مفید است که تشخیص دهیم اکثر قراردادهایی که زندگی روزمره ما را هدایت می‌کنند – مانند زبان، خانواده و قوانین اخلاقی رفتار مناسب – توسط مقامات از بالا به پایین طراحی و تحمیل نشده‌اند، بلکه در طول زمان از طریق تعامل داوطلبانه افراد از پایین به بالا به صورت ارگانیک تکامل یافته‌اند.

نظم‌های خودجوش امکان ظهور نظم‌هایی را فراهم می‌کنند که برای طراحی ذهن هر انسانی بسیار پیچیده هستند.

اکوسیستم‌های زیستی، نظم‌های خودجوش هستند، همانطور که بازارهای مدرن هستند.

چنان که افراد در اقتصاد جهانی برنامه‌ها و اهداف فردی خود را دنبال می‌کنند، این تعاملات سیگنال‌های غنی از اطلاعات – قیمت‌های بازار – ایجاد می‌کنند که برنامه‌های میلیاردها نفر در سراسر جهان را آگاه و هماهنگ می‌کنند.

نظمی که پدیدار می‌شود ممکن است به نظر برسد که توسط «متخصصان» طراحی شده است، اما در واقع، بازار نظمی است که علیرغم این واقعیت که هیچ کس آگاهانه این فرآیند را هدایت نمی‌کند، پدیدار شده است.

خلاصه

نظم خودجوش برای درک نهادهای بنیادی انسانی (مثلاً زبان و قانون، اخلاق، بازارها و پول) و برای دفاع از آزادی فردی بسیار مهم است. اما عملکرد آن اغلب نادیده گرفته می‌شود.

نظم‌های خودجوش، سیستم‌های پیچیده و تطبیقی ​​«خود – مولد» و «خود – تنظیم» هستند. آنها زمانی وجود دارند که الگویی که توسط هیچ هماهنگ‌کننده‌ای تنظیم نشده است، از تعاملات عناصر فردی متعدد و پراکنده پدیدار شود.

نظم خودجوش در نهادهای انسانی که توسط آدام اسمیت به عنوان «دست نامرئی» و توسط فرگوسن و هایک به عنوان «نتیجه عمل انسان، اما نه طراحی انسان» توصیف می‌شود، شاید به طور واضح‌تری به عنوان «هماهنگی ناخواسته عمل عمدی» درک شود.

نظم‌های خودجوش می‌توانند دانش پراکنده، پویا، ضمنی و ممتاز را ادغام کنند. بنابراین، آنها می‌توانند پیچیدگی‌های زیادی را مدیریت کنند و مسلماً این کار را بهتر از نظم‌های عمدی ساخته شده، انجام می‌دهند.

نظم‌های خودجوش به آزادی فردی احترام می‌گذارند: آن‌ها اساساً غیراجباری هستند، ثابت می‌کنند که نظم نیازی به قانون ندارد و تنها در صورتی به درستی عمل می‌کند که عناصر تشکیل‌دهنده آن‌ها بتوانند آزادانه به شرایط متغیر واکنش نشان دهند.

قدرت و فراگیری نظم‌های خودجوش نشان می‌دهد که اقدام دولت، به دور از ضروری بودن، به ندرت ضروری است و اغلب به طور قطعی نتیجه معکوس می‌دهد.

نظم خودجوش، مقررات چالش‌برانگیزی را که برای اصلاح شکست بازار، ارتقای کارایی یا مقابله با مشکلات پیچیده، از جمله تغییرات اقلیمی، بهداشت و رفاه عمومی و رشد اقتصادی پیشنهاد شده است، توجیه می‌کند.

مطالعات تجربی تایید کرده‌اند که نظم خودجوش در ایجاد رشد اقتصادی، مدیریت منابع طبیعی و ارائه خدمات عمومی کلیدی، بهتر از مقررات اجباری و در تشخیص کلاهبرداری و بیماری بهتر از قوانین تحمیلی بوده است.

منبع:

سایت جامعه شناسی

آشنایی با جامعه شناسی از سایت های دانشگاهی مختلف توسط دکتر منیژه نویدنیا در اختیار علاقمندان قرار داده می شود، به انضمام نمودارها، عکس ها ... که شیوه ابداعی ایشان می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا