دل نوشته علمی

نگرانی ها از حضور مهاجرین غیرقانونی

عنوان کامل مقاله «نگرانی های امنیتی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ناشی از حضور مهاجرین غیرقانونی (مهاجرین غیرقانونی در کمین امنیت ملی)» می باشد.

ای ایران ایران! دور از دامان پاکت  دست دگران، بدگهران ( تورج نگهبان)

بارها از سوی پژوهشگران دلسوز در خصوص تبعات منفی حضور اتباع بیگانه؛ از جمله گسیل غیرقانونی جمعیت فراوان از سمت همسایه شرقی به ایران مقاله ها نوشته شده است.

در دو سه دهه گذشته این نگرانی ها نه تنها مورد توجه تصمیم سازان کشور قرار نگرفت که گروهی پرقدرت در کشور با مبانی سازی شرعی و البته با اغراض سیاسی و سوءاستفاده از رای آنان به حمایت همه جانبه از این مهاجران غیرقانونی پرداختند. 

از زمانی که حکومت سلفی گر طالبان با اسلحه و چراغ سبز خارجی ها افغانستان را به تسخیر خود درآوردند، بر دامنه این نگرانی ها افزوده تر شد، چرا که ره آورد آن هم سبب افزایش میزان مهاجرت اجباری از این کشور به سمت ایران شد و هم ایدئولوژی تندِ تقابلی این گروه؛ اندیشه ای فراتر از مرزها و جغرافیای افغانستان را در ذهن خود بپرورانند و با ایده «امارت» نقشه فعلی این کشور را ناقص بدانند و در آینده امارت سازی خود،  امنیت ملی ایران را هدف قرار دهند.

این ایده با خواست قلبی دشمنان ایرانِ یکپارچه و قدرتمند، در تجزیه ایران؛ همسویی و هم خوانی فراوان دارد.

کشورهای رقیب منطقه دنبال یک ایران ضعیفِ کوچک شده هستند از جمله رژیم اسراییل که به دنبال نظم جدید در منطقه حساس خاورمیانه می باشد، ادعاهای سران این رژیم بعد از تجاوز به لبنان و غزه تایید کننده این موضوع می باشد.

از طرف دیگر، ایدئولوژی امارت سازی طالبان و نگاه تند مذهبی و ضد تشیع آنان می تواند بسترساز توجه و برنامه ریزی موساد و دستگاه های اطلاعاتی – امنیتی اسراییل برای بهره برداری از حکومت طالبان برای تقابل و حتی جنگ مستقیم با ایران از سوی همسایه شرقی در آینده و آینده ها باشد.

جنگ 12 روزه اسراییل به ایران و بهره برداری از برخی مهاجرین جنگجو و آموزش دیده این همسایه در داخل کشور این بار اسباب آگاهی جدی برخی مسوولین شد و توجه خود را روی اخراج آنان از کشور متمرکز کرده اند.

البته باید با آن بخش از هسته سخت قدرت که منافع جریانی خود را در حضور مهاجرین و اتباع بیگانه در داخل کشور، بیشتر گفتگو نمود و بیشتر از گذشته اهداف منفی بلندمدت و تبعات ناگوار این حضور را برای آنانی که به سرود «ای ایران….» باور قلبی دارند، موثرتر تحلیل کرد و آن ها را آگاه تر کنند تا که منافع ملت را فدای منافع باندی نکنند و آینده ایران را قربانی دوره کوتاه صدرات بر مناصب اجرایی، نمایندگی و دلبستگی به برخی صندلی ها ننمایند.

کارشناسان و پژوهشگران علوم اجتماعی؛

مهاجرت را در همه اشکال، خاص تر شکل غیرقانونی آن و به عنوان یک پدیده اجتماعی و تبعاتش در ارتباط با مقوله «امنیت ملی جامعه مقصد و ابعادِ مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و زیست محیطی آن مورد تحلیل قرار داده اند». به عبارتی، این نوع مهاجرت ها را دارای بازتاب ها و پیامدهای مختلف سیاسی – امنیتی می دانند.

برای بیان این پیامدها؛ باید  آنها را ذیل تعریف واژه «امنیت ملی» در نظر گرفت، اینجاست که نگارنده معتقد است نوشتن این متن مبتنی بر حس افراطی ناسیونالیستی یا نژادپرستی نیست، بلکه دال بر دغدغه های میهن دوستی و حُب امنیت ملی هست تا با نگاه کلان به چتر امنیت ملی حساسیت موضوع عیان تر بر همه روشن شود.

در مقاله «مهاجرت های بین المللی و امنیت ملی» نوشته سید هادی زرقانی و سیده زهرا موسوی، امنیت ملی را علیرغم تعاریف متعدد به خاطر ابعاد نظامی، غیرنظامی، اقتصادی و …. که از آن وجود دارد به نقل از «ویور از مکتب کپنهاک» این گونه آورده اند:

«ویور با مورد مثال قرار دادن مهاجران غیرقانونی، قاچاق، مواد مخدر و نظایر آن به عنوان تهدیدات امنیتی، استدلال می کند که پس از جنگ سرد به دلیل پدیدار گشتن تهدیدهای تازه؛ تهدیدات امنیتی از امنیت نظامی به سمت امنیت اجتماعی گرایش یافته است».

همچنین به باور اکثر صاحب نظران حوزه امنیت، «امنیت ملی» عبارت از شرایطی است که که در آن منافع ملی، ارزش های وطنی و خواست های داخلی ملت از گزند خطرات و تهدیدهای داخلی و خارجی دور نگاه داشته شود.

برای بیان بازتاب های مخرب حضور مهاجران بیگانه (همسایه شرقی) در داخل کشورمان ایران، می توان به لحاظ تئوریک و با ترکیب دو حوزه روش شناختی پدیده ها (حوزه فردی و حوزه جمعی روش شناختی) آنها را تحلیل نمود. 

 در جامعه شناسی تغییرات اجتماعی برای مطالعه حوادث و پدیده ها دو حوزه روش شناختی وجود دارد: یکی حوزه فردگرایی روش شناختی و دیگری حوزه روش شناختی جمعی یا جمع گرایی روش شناختی (غفاری و ابراهیمی، جامعه شناسی تغییرات اجتماعی).

در رویکرد فردگرایی، «واتکینز» که برجسته ترین طرفدار این نظریه است می گوید: برای تبیین حوادث و فرایندهای اجتماعی باید آنها را از دو چیز استنتاج کرد:

الف) از اصول حاکم بر رفتار افراد سهیم در آن حادثه یا فرایند

ب) از توصیف موقعیت آنان 

 و این دو به این معنا هست که اشیا اجتماعی ساخته افعال و امیال افراد است.

در رویکرد دومی یعنی جمع گرایی شناختی، جامعه تنها مجموعه ای از افراد نیست، منظومه ای است که از اتحاد افراد به وجود آمده و واقعیت خاصی با صفات خاص است.

با در نظر گرفتن حاصل جمع رویکرد اول و رویکرد دوم باید روحیات و صفات شخصی افرادِ گروه هدف (مهاجرین) و خاستگاه اجتماعی و جغرافیایی آنان را در نظر گرفت که در چه اوضاع و احوالی وارد کشور ایران شده اند:

یک) فقر اقتصادی

دو) فقر فکری و فرهنگی ناشی از سال ها جنگ داخلی و سال ها تعطیلی مدارس و دانشگاه

سه) خلاءها و کمبودهای عاطفی از کشته شدن نزدیکان در جنگ داخلی

چهار) از هم گسیختگی خانواده، کمبودهای عاطفی و تقویت روحیه پرخاشگری ناشی از دوری از خانواده

پنج) حضور مستمر بیگانگان (شرق و غرب و جنگ های قومیتی) در کشور همسایه شرقی که به تعمیق فرهنگ کشت و کشتار به جای تعاملات انسانی کمک کرده است.

افراد مهاجر غیرقانونی که در خصوص آمار آنها داده های ضد و نقیض وجود دارد و این خود نشان دهنده ضعف متولیان کشور می باشد، حتا اگر جمعیت پایین و حداقلی آنها را در حدود  شش میلیون بدانیم که البته آمارهای دیگری گواه حضور ده تا دوازده میلیون نفر می باشند، این جمعیت که با این روحیه وارد کشور ایران شده اند و یا ورود آنان همچنان ادامه دارد؛ پس از ورود طبیعی است که اتحاد و یکپارچگی «نوعی، اخلاقی، فرهنگی، زبانی و جغرافیایی» در میان آنان شکل بگیرد و حسب یافتن کار غیرقانونی و رفع دیگر نیازها به هر رویه و روش غیرقانونی دست بزنند و یا شاهد رفتارهای هنجارشکنانه و توهین و تحقیر ارزش های جامعه ایران از سوی آنان، چه به صورت فردی و چه به صورت جمعی باشیم.

حتا اگر از زاویه  آسیب هایی که خود مهاجرین را تهدید می کند که آنان نیز طعمه قاچاقچیان انسانی واقع می شوند و نقل  قول این پژوهشگر مهاجرین را بپذیریم که «مهاجرین غیرقانونی که شکاف متعدد هویتی – اقتصادی مانع از پیوستن آنها به کسب و کار قانونی می شود، به دلیل چالش های متعددی که ایران با آن رو به روست از جمله تحریم، کمبود اشتغال و تورم بالا، قربانی رقابت برای مشاغل غیرمجاز در اقتصاد غیررسمی می شوند.

این مشاغل محافظت نشده و بدون نظارت از درآمد بالای برخوردار است در نتیجه طعمه ای بی دردسر برای مهاجرین غیرقانونی در نظر گرفته می شود که مستقیماً سلامت عمومی جامعه را متاثر خواهد کرد.

باید گفت که در هر صورت این ایران ماست که  چرخه و زنجیره تولید و باز تولید نابهنجاری ها، سرقت ها، تجاوز به نوامیس، قتل ها، آدم ربایی ها و خلق فضای ناامنی اجتماعی در آن تقویت می گردد.

البته می دانیم که دولت، برخی نهادها و اشخاص در تعامل با جامعه مهاجران از منافع دلاری و ریالی استفاده می کنند، اما باید بدانند که دریافت این منافع ناچیز در مقابل پرداخت ده ها میلیارد هزینه سالانه برای این مهاجرین از جیب ملت ایران خود یک آسیب اقتصادی به پیکره رنجور اقتصاد ایران است که ره آورد آن افزایش آمار بیکاری، فلاکت و فقر در چندین استان ایران از جمله لرستان، سیستان و بلوچستان، خوزستان، کرمان، کرمانشاه، اردبیل، ایلام و … می باشد.

بر مبنای همان دو رویکرد روش شناختی، فردی و جمعی می توان گفت که خطر تداوم حضور جمعیت زیاد غیرقانونی اتباع بیگانه از جمله همسایه خطرناک طالبانی با روحیات و ویژگی های فردی، فکری، تاریخی، جغرافیایی، عرفی و فرهنگی خاص کمتر از خطر تفکر ترامپیستی، اسراییل صهیون و دستگاه امنیتی –  اطلاعاتی موسادش نیست که نگاه و راهبردشان در بلند مدت کوچک سازی و ضعیف کردن یا تجزیه ایران است:

تغییر بافت جمعیت ایران

می دانیم که سال هاست به دلایل اقتصادی، بیکاری جوانان و مشکلات معیشتی و مسکن آمار ازدواج در ایران بالا نیست.

در فراسوی این مشکلات، دشمنان این مرز و بوم بیکار ننشسته اند و می توانند و یا شاید هم تا الان توانسته اند با کمک مالی و وارد کردن سرمایه دارانی در بین مهاجرین؛ جمعیت مهاجر را در جهت استفاده از وضیعت پیش آمده ترغیب نمایند و با ازدواج با دختران ایرانی و فرزندزایی ساختار و بافت جمعیت ایران را در مسیر تقلیل هرچه بیشتر سوق دهند.

تغییر معادلات سیاسی داخلی (هم ابزار و هم هدف)

برخی جریانات داخلی که در میان عموم ملت ایران پایگاه رای بالا ندارند، به عنوان حامی برای حامی سازی  از ورود و ماندن اتباع بیگانه در داخل تلاش می کنند.

نکته ای که ممکن است این جریانات از آن غافل باشند این است که دستان قوی ناپیدا و پنهان پشت پرده لابی های صهیونیست برای همسویی سازی قدرت با مهاجرین نقش آفرینی می کند که آنچه در آینده از ایران برای ایرانیان نماند، خود ایران است!!

– جنگ 12 روزه  رژیم اسراییل و بهره برداری از مهاجرین بیگانه نشان داد که همان جمعیت مهاجر آموزش دیده و البته مجرب با جنگ های فراوان، برای بهره برداری از آنان با پرداخت مشتی دلار در جهت ایجاد رعب و وحشت و ایجاد ناامنی روانی – امنیتی و ناامنی اجتماعی گروه هدف مناسبی هستند.

بنابراین باید دانست که این جمعیت میلیونی مهاجرین بیگانه همچنان یک تهدید بالقوه هستند و دشمن می تواند به مستمر از آنان به عنوان یک طرفیت بسیار مناسب علیه ملک و مملکت استفاده نماید.

– با توجه به کنترل کشت تریاک در افغانستان از سوی طالبان و از آنجا که بخش زیاد مهاجرین در ایران تجربه کاری در زمینه کاشت و حمل مواد مخدر دارند، بنابراین حضور مهاجرین در ایران می تواند خود آسیبی بزرگ در جهت تولید آسیب های دیگر از طریق بکارگیری مهاجرین از سوی سوداگران مرگ (چه داخلی و چه خارجی) در کشت خشخاش یا تبدیل کردن آنان به وسیله حمل و جا به جایی آسان مواد مخدر شوند.

در این زمینه با رجوع به آمار دستگاه قضایی در دستگیری اتباع بیگانه در ترانزیت مواد مخدر در کشور بهتر به عمق این آسیب پی برد.

– آسیب زدن به امنیت نظامی و سیاسی در کشور

انتقال اطلاعات از کشور به دستگاه های اطلاعاتی طالبان و دیگر کشورهایی که با پرداخت پول آنان را به عنوان مزدور اجیر می کنند تا با استخدام ولو فصلی و کوتاه مدت در خانه شخصیت ها و چهره های امنیتی – نظامی و سیاسی؛ در فرصت مناسب اهداف شوم خود را عملیاتی سازند.

– پرت شدن هزینه های سرسام آور آنهم در شرایط تحریمی

نقل قولی وجود دارد مبنی بر اینکه در این شرایط اقتصادی تورمی نامناسب و در اوضاع فشار بیگانگان سالانه بیش از 18 هزار میلیار دلار بدون کمک نهادهای بین المللی صرف جمعیت مهاجرین در ایران می شود که ره آورد آن جر ناامنی، بیکاری جوانان ایرانی، سرقت، قتل، گوشی قاپی و دیگر ناهنجاری های اجتماعی و افسردگی اجتماعی، چیز دیگر برای ایرانیان نبوده است.

– جمعیت سازی دانش آموزی در مدارس شهرهای بزرگ و هزینه ها در این زمینه

با وجود محرومیت استان هایی چون ایلام، لرستان، سیستان و بلوچستان، خراسان جنوبی، کردستان و … از نظر کیفیت پایین امکانات آموزشی و تدریس در برخی کانکس ها، اماکن نامناسب و ناامن و عدم برخورداری از تجهیزات آموزشی آنهم در زمان حضور هوش مصنوعی، ما شاهد افزایش جمعیت مهاجرین غیرقانونی در کلاس ها و مدارس در جنوب تهران و دیگرکلان شهرها با امکانات تقریباً مناسب هستیم که از نظر توزیع عدالت آموزشی و تخصیص اعتبار به آموزش و پرورش مناطق محروم مام وطن در جهت همسان سازی در برخورداری از امکانات مشابه با تبعیض مواجه هستیم.

در هر صورت باید دانست که حضور غیرقانونی مهاجرین همسایه شرقی و دیگر اتباع بیگانه در ایران ما؛ در همه حوزه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی، مصرف ارزان آب، برق، انرژی هم در کوتاه مدت و هم در بلند مدت یک تهدید به حساب می آیند و تهدید آنها  از مقوله «فرصت» برای منافع ملی  بیشتر خواهد بود.

ای ایران! ای که سرت بر دامن دماوند

دماوند بر نامت سر تعظیم است

ای که پایت ستبر سترگ

بر کف آن بوسه خلیج فارس است

بمان برای 90 میلیون ایران

حمزه فیضی پور

کارشناسی ارشد علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی

نوشته های مشابه

یک دیدگاه

  1. سلام و تشکر آقای فیضی پور. بدون اغراق می گویم که امروز یکی از بهترین دلنوشته های علمی را خواندم. امید که همیشه سلامت و مانا باشید. احسنت

    اما دو نکته:
    1. آماری که گفتید 18 هزار میلیارد دلار، قطعا نادرست است، لطفا اصلاح کنید: در بخش:
    – پرت شدن هزینه های سرسام آور آنهم در شرایط تحریمی
    نقل قولی وجود دارد مبنی بر اینکه در این شرایط اقتصادی تورمی نامناسب و در اوضاع فشار بیگانگان سالانه بیش از 18 هزار میلیار دلار بدون …

    2. در افغانستان فعلی همه طالبانی یا طالب نیستند. طالب ها عمدتا از پشتونها یا همان افغانها هستند. بیش از نصف جمعیت افغانستان از اقوام فارس زبان تاجیک، هزاره، قزلباش، بیات و… هستند که عمدتا فارسیوان گفته می شوند. اما حدود 8 تا ده درصدی هم اقوام ترک زبان ازبک، قرقیز و ترکمن در شمال افغانستان حضور دارند. منتهی طالبان برای تغییر بافت جمعیتی، افغانها را از جنوب و مشرق به شمال، غرب و مرکز منتقل می کند. طالبان دنبال اینست که همه کشور را وادار کند از گفتمان و ایدئولوژی طالبان تبعیت کنند و الا راهی جز سرکوب، اخراج یا حذف نمی گذارند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا