چهار مرحله جنبشهای اجتماعی
مفهوم «چهار مرحله جنبشهای اجتماعی» چارچوبی را برای درک چگونگی توسعه جنبشهای اجتماعی در طول زمان ترسیم میکند.
این مراحل شامل ظهور، انسجام، بوروکراتیزه شدن و افول است.
در مرحله ظهور، نارضایتی گسترده است اما فاقد سازماندهی است که اغلب با ابراز نارضایتی فردی مشخص میشود.
مرحله انسجام، شاهد یک تغییر است زیرا شرکتکنندگان متحد میشوند، شکایات خود را بیان میکنند و شروع به تدوین استراتژی جمعی میکنند که اغلب منجر به تظاهرات عمومی میشود.
با گذار جنبشها به مرحله بوروکراتیزه شدن، آنها سازماندهی ساختاریافتهای را اتخاذ میکنند و برای دستیابی به اهداف خود به کارکنان آموزشدیده متکی هستند و فراتر از شور و شوق صرفاً مردمی حرکت میکنند.
در نهایت، مرحله افول میتواند به طرق مختلفی از جمله سرکوب، جذب یا ادغام موفقیتآمیز در جامعه اصلی آشکار شود.
این چارچوب توسط جامعهشناسان برای تحلیل چرخه حیات جنبشهای اجتماعی و تاثیر آنها مورد استفاده قرار میگیرد، اگرچه در پرداختن به جنبشهای معاصر که بر مسائل فرهنگی یا اجتماعی به جای تغییر سیاسی متمرکز هستند، محدودیتهایی دارد.
درک این مراحل میتواند بینشهایی را در مورد جنبشهای تاریخی و فعلی ارائه دهد و چگونگی تکامل و تاثیر آنها بر تغییرات اجتماعی را آشکار کند.

مرور کلی
در طول تاریخ جنبشهای اجتماعی زیادی وجود داشتهاند که جوامعی را که در آنها رُخ دادهاند، به طرز چشمگیری تغییر دادهاند. جنبشهای اجتماعی شکستخورده زیادی نیز وجود داشتهاند.
در طول تاریخ ایالات متحده، تنها تعدادی جنبش اجتماعی مهم و قابل توجه وجود داشته است.
این جنبشها از نظر ایدئولوژی بسیار متفاوت بودهاند؛ برخی از جنبشها در اهداف خود انقلابی بودهاند، برخی از اصلاحات در سیستم موجود حمایت کردهاند و برخی دیگر هنوز در جهتگیری خود محافظهکار بودهاند و برای مخالفت با تغییرات در جامعه تلاش کردهاند.
جنبشهای اجتماعی از نظر دامنه نیز متفاوت بودهاند. به عنوان مثال، بسیاری از جنبشها محدود به سیاستهای محلی هستند، در حالی که برخی دیگر در تمرکز خود بینالمللی بودهاند.
با وجود همه تفاوتها در جنبشهای اجتماعی، شباهتهای تحلیلی مهمی وجود دارد که جامعهشناسان آنها را متمایز کردهاند، به ویژه در مورد چرخه زندگی یک جنبش اجتماعی.
از آنجایی که جنبشهای اجتماعی منجر به تغییرات چشمگیر بسیاری در جوامع سراسر جهان شدهاند، محققان زمان زیادی را صرف تلاش برای درک منشا آنها، چه کسانی در آنها شرکت میکنند؟ چگونه موفق میشوند؟ و چگونه شکست میخورند؟، نموده اند.
بخش زیادی از آنچه آنها کشف کردهاند این است که جنبشهای اجتماعی به خودی خود اتفاق نمیافتند؛ آنها به منابع زیادی نیاز دارند و مراحل زیادی برای توسعه دارند.
به عبارت دیگر، مردم به طور ناگهانی از یک سیاست یا حتی یک نظام حاکم ناراحت نمیشوند و سپس فوراً یک جنبش اجتماعی با یک ایدئولوژی منسجم تشکیل نمیدهند که قادر به برگزاری تظاهرات گسترده یا سرنگونی ساختار قدرت موجود باشد.
در عوض، جنبشهای اجتماعی از طریق چهار مرحله رشد میکنند. بررسی این مراحل جنبشهای اجتماعی، جامعهشناسان را قادر ساخته است تا جنبشهای اجتماعی را به طور کلی، علیرغم تفاوتها در ایدئولوژی و دامنه جنبش، بهتر درک کنند.
جنبش اجتماعی چیست؟
تعریف دقیق اینکه جنبش اجتماعی چیست، میتواند دشوار باشد.
این جنبش نه یک حزب سیاسی یا گروه ذینفع است که نهادهای سیاسی پایداری هستند که به طور منظم به قدرت سیاسی و نخبگان سیاسی دسترسی دارند؛ و نه یک مُد یا روند تودهای است که سازمان نیافته، زودگذر و بدون هدف هستند.
در عوض، آنها جایی بین این دو قرار دارند.
برخی از ویژگیهای جنبشهای اجتماعی این است که آنها «درگیر روابط متضاد با مخالفان کاملاً مشخص هستند؛ توسط شبکههای غیررسمی منسجم به هم متصل هستند؛ و یک هویت جمعی متمایز دارند».
بنابراین، جنبشهای اجتماعی را میتوان به عنوان نهادهای اجتماعی سازمانیافته اما غیررسمی در نظر گرفت که درگیر درگیری فرانهادی هستند که به سمت یک هدف جهتگیری شده است.
این اهداف میتوانند یا در جهت یک سیاست خاص و محدود باشند، یا به طور گستردهتر در جهت تغییر فرهنگی.

برای محققان اولیه، کنش جمعی ذاتاً به سمت تغییر جهتگیری داشت. برخی از اولین آثار در مورد جنبشهای اجتماعی، تلاشهایی برای درک این موضوع بودند که چرا مردم در کنش جمعی گرفتار میشوند؟ یا چه شرایطی برای برانگیختن جنبشهای اجتماعی لازم است؟
این آثار ریشه در نظریههای جامعه تودهای داشتند.
نظریه جامعه تودهای به صنعتی شدن فزاینده جامعه میپرداخت، که بسیاری احساس میکردند با فروپاشی ساختارهای اجتماعی سنتی و شبکههای حمایتی، منجر به احساس بیگانگی در بین افراد میشود.
مطالعه جنبشهای اجتماعی به عنوان فرآیندهای اجتماعی خاص با الگوهای خاص از این حوزه مطالعاتی پدیدار شد.
چهار مرحله جنبشهای اجتماعی
یکی از اولین محققانی که فرآیندهای جنبشهای اجتماعی را مطالعه کرد، هربرت بلومر بود که چهار مرحله از چرخه حیات جنبشهای اجتماعی را شناسایی کرد.
چهار مرحلهای که او توصیف کرد عبارت بودند از: «جوشش اجتماعی»، «هیجان مردمی»، «رسمی شدن» و «نهادینه شدن».
از زمان کارهای اولیه او، محققان این مراحل را اصلاح و تغییر نام دادهاند، اما مضامین اساسی نسبتاً ثابت ماندهاند. چهار مرحله جنبش اجتماعی مدرن به شرح زیر شناخته میشوند:
ظهور،
انسجام،
بوروکراتیزه شدن، و
افول.
اگرچه اصطلاح افول ممکن است منفی به نظر برسد، اما لزوماً نباید به صورت منفی درک شود.
محققان خاطرنشان کردهاند که جنبشهای اجتماعی ممکن است به دلایل مختلفی افول کنند و پنج راه برای افول آنها شناسایی کردهاند. این موارد عبارتند از:
موفقیت،
شکست سازمانی،
همکاری،
سرکوب، یا
استقرار در جامعه اصلی.
منبع:
Author: Christiansen, Jonathan
https://www.ebsco.com/research-starters/social-sciences-and-humanities/four-stages-social-movements



