علمی توصیفی

توتالیتاریسم

بنابراین باید بر درک خود از توتالیتاریسم بیفزاییم و ان را فقط به شکلی از رژیم سیاسی تک حزبی، قدرت مطلق رهبری معظم، تلقین ایدئولوژی و سلطه سیاسی فراگیر فرو نکاهیم.

توتالیتاریسم یعنی آن که در دوره ای از سکولاریزاسیون و عقلانی سازی اقتصادی، قدرتی اقتدارگرا الگویی از جامعه و فرهنگ را بیافریند و با آن تمامی کنشگران اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و حتی علمی را به زیر چتر اراده خود بکشد.

تفاوت نظام توتالیتر با نظام استبدادی این است که نظام استبدادی دستورات دولت را بر جامعه تحمیل می کند، اما نظام توتالیتر هویت جامعه را به هویت دولت و هویت دولت را به موجودیتی فراتر موکول می کند.

از این رو، باید به پاک سازی جامعه پرداخت تا با دولت همگن و امکان ادغام آن درون دولت فراهم شود.

اعتقاد به بنیادگرایی همسنگ توتالیتاریسم است.

بنیادگرایی شاخه ای از توتالیتاریسم است که خود را نه بر پایه اصول ملی یا قومی، بلکه بر پایه اصول فرهنگی و دینی تعریف می کند.

همه اشکال توتالیتاریسم نابودگر انسانیتند، تا آن جا که انسان را از مقام سوژگی پایین می کشند و آینه جامعه را چنان به زنگار می آلایند که نمی توان تصویری شفاف از بیم و امید سوژه انسانی را در آن به تماشا نشست.

در دولت توتالیتر، کنشگران اجتماعی خودمختار نیستند و مطالبه اجتماعی به چشم نمی خورد. هم بازار و هم علم منطق خود را از دست می دهند، زیرا توجیه وجود آن ها برآورده کردن نیازهای فناورانه، علمی و البته مالی قدرت توتالیتر است ……

رژیم های توتالیتر فقط به سرکوب متکی نیستند، بلکه رژیم هایی مردمی اند. به بیان دیگر، مغزها را بسیج می کنند و قلب توده ها به ویژه جوانان را با خود همراه، و روحیه فدایی بودن (spirit of self-sacrifice) را تشویق می کنند.

این فداکاری از اهمیتی کانونی برخوردار است. زیرا مرگ در راه رهبر، خدا یا ملت بزرگترین گواه بر ذوب شدن جامعه، با همه عواطف، منافع و وفاداری های متکثرش، درون رسالت رستگاری بخش و مقدسی است که قدرت توتالیتر بر دوش می کشد.

توتالیتاریسم فقط دموکراسی را از بین نمی برد، بلکه جنبش ها و کنشگران اجتماعی، تاریخی و فرهنگی را نیز از بین می برد.

آن ها فقط در شرایطی می توانند وجود داشته باشند یا وجودشان به رسمیت شناخته شود که روابط سلطه، مالکیت و قدرت دستخوش اختلاف شود.

همه جنبش های اجتماعی به انگاره تاریخمندی یا به عبارت دیگر، توانایی جامعه برای دگرگون کردن خود گره خورده اند. همین توانایی به تمرکز منابع و سرمایه ها (که به سرمایه های اقتصادی محدود نمی شود) یا برعکس، به تلاش برای توزیع همگانی این منابع و سرمایه ها انجامیده است.

اما رژیم توتالیتر سطح تاریخمندی را به شدت تنزل می دهند و آن را به تمرکز منابع اقتصادی و فرهنگی در جهت ایجاد و دفاع از هویتی اسطوره ای فرو می کاهند.

عملاً دفاع از این هویت به مشروعیت بخشی به قدرت مطلق ترجمه خواهد شد. دولت های مطلقه همواره از اسم مردم به مثابه نقابی بر چهره خود استفاده می کنند ……

قدرت رژیم های توتالیتر آن قدر زیاد است که به نظر می آید هم از شورش های مردمی درامانند و هم از توطئه هایی که به نام منافع اقتصادی یا سنت های مذهبی، نظامی و اجتماعی شکل می گیرند.

حکومت یک طبقه بر سایرین موجب می شود طبقات زیردست در برابر آن مقاومت یا شورش کنند. اما توتالیتاریسم یا حتی رژیم هایی ضعیف تر که هویت افراد را کاملاً به جامعه، ملت یا جماعت گره می زنند، تا حد زیادی از شورش های مردمی درامانند، زیرا با این کار توان افراد را برای مقابله با خود تضعیف و نابود می کنند.

از این رو، رژیم های توتالیتر با قیام های مردمی سقوط نمی کنند. آن ها زمانی سقوط می کنند که دچار شکست نظامی شوند، توان مقابله با نیروی نظامی خارجی را نداشته باشند یا نتوانند در برابر فشارهای اقتصادی تاب آورند.

نظر به این که سایه رژیم های توتالیتر بر فراز قرن بیستم گسترانیده شد، دیگر نمی توان به نظریه های کهنه ای باور داشت که جنبش های اجتماعی را بیانی از منطق عینی پیشرفت، علم و مدرن سازی می دانند.

این جا تحلیل توتالیتاریسم ضرورت دارد، زیرا واژه «توتالیتاریسم» برخلاف واژه «اقتدارگرایی» (authoritarianism) به نوعی رژیم سیاسی اشاره دارد که با رژیم های لیبرال دموکرات قیاس پذیر نیست.

توتالیتاریسم رژیمی سیاسی است که تمامی چهره های سوژه اعم از فردی، سیاسی و مذهبی را نابود می کند، زیرا قدرت تام جایی برای خودمختاری و میلی به نام سوژه باقی نمی گذارد .

هانا آرنت حق داشت نظام های اقتدارگرا را به اشکالی از قدرت یا حتی محدودیت فرونکاهد. هم چنین حق داشت آن ها را در وهله نخست ایدئولوژی نداند.

فقط با نقد توتالیتاریسم متوجه خواهیم شد که این رژیم چه چیزی را نابود می کند؛ کرامت انسانی.

منبع:

تورن، آلن (1398)، برابری و تفاوت؛ آیا می توانیم با هم زندگی کنیم؟، ترجمه سلمان صادقی زاده، تهران: نشر ثالث، ص 339-336.

جامعه شناسان

نظریات جامعه شناسان و موضوعات جامعه شناسی از کُتب مختلف توسط دکتر منیژه نویدنیا در اختیار علاقمندان قرار داده می شود، به انضمام نمودارها، عکس ها ... که شیوه ابداعی ایشان می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا