علمی توصیفی

پوتنام و عقل

هیلاری پوتنام همانطور که خود می گوید با این دیدگاه دیویدسون موافق است که «تمامیت توجیه یک شاکله تفسیری آن است که رفتار دیگران را دست کم به حداقل در دید ما معقول می کند».

چنین به نظر می رسد که این استدلال می تواند چنین ادامه یابد که ما نه می توانیم از محدوده آن دیدگاه ها خارج شویم، و نه می توانیم در قلمرو بی طرفی بمانیم و فقط با نور طبیعی عقل روشن شویم.

ولی پوتنام به این نتیجه گیری تن نمی دهد و این تن ندادن به این علت است که وی این ادعا را که ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم این گونه تفسیر می کند که قلمرو اندیشه ما از جانب چیزی محدود شده که وی آن را «هنجارهای نهادینه شده» می نامد – معیاری که برای به ثمر رساندن همه بحث ها، من جمله بحث های فلسفی، در دسترس همگان قرار دارد.

او به درستی می گوید که چنین معیاری وجود ندارد و معتقد است که عقیده وجود چنین معیاری به همان اندازه خود-انکار است که «تز سنجش ناپذیری».

به نظر من او کاملاً درست می گوید که برداشتی که فلسفه را کاربرد قاعده ای روشن و آشکار بداند، و یا انتظار داشته باشد که چنین شود، اندیشه اصلی فلسفه را نقض می کند.

می توان بحث پوتنام را چنین تفسیر کرد که فلسفه آن چیزی است که یک فرهنگ هنگامی مستعد آن می شود که از تعریف خود برحسب قواعد روشن و آشکار بازماند و نیز آن قدر متمدن شده باشد و فرصت کافی به دست آورده باشد که بر فوت و فن های گنگ و نارسا متکی شود، عقل عملی را جایگزین تدوین قوانین کند، و صحبت بیگانگان را برای تسخیر آن ها به کار برد.

اما گفتن این مطلب که ما نمی توانیم هر پرسشی را به معیارهای آشکارا نهادینه شده توسط جامعه خود رجوع دهیم همان نیست که کسانی که پوتنام آن ها را «نسبی گرایان» می خواند، بیان می کنند.

یکی از دلایل پراگماتیست بودن این افراد دقیقاً آن است که آن ها در بدگمانی پوتنام نسبت به اندیشه اثبات گرایانه ای که عقلانیت را کاربرد معیارها می داند، شریک اند.

به عنوان مثال، این بدگمانی در مورد کوهن، ماری هسه، ویتگنشتاین، مایکل پولانی، و مایکل اوکشات نیز صادق است. فقط کسی که در مورد عقلانیت به این شیوه اندیشیده است رویای این نظریه را در سر دارد که «حقیقت» در جوامع مختلف معانی متفاوتی دارد.

زیرا فقط چنین شخصی است که می تواند این تصور را داشته باشد که، برای نسبی کردن «حقیقت» چیزی برای برگزیدن و جدا کردن وجود داشته است.

فقط کسی معتقد خواهد شد که هیچ راهی برای گسستن از فرهنگ خودی وجود ندارد که با این ایده منطقی اثبات گرایان شریک باشد که همه ما درگیر چیزهایی به نام «قواعد زبانی» هستیم که تعیین می کند چه چیزی را در چه زمانی بگوییم.

پوتنام در مهم ترین و مبتکرانه ترین بخش کتاب خود استدلال می کند که تصوری که عقلانیت را توسط هنجارهای فرهنگی محلی تعریف می کند، صرفاً همتای شیطانی اثبات گرایان است.

وی می گوید، همان طور که اثبات گرایی «نظریه ای علم گرا ملهم از علوم دقیقه بود»، این تصور نیز نظریه ای علم گرا ملهم از انسان شناسی است.

منظور پوتنام از «علم گرایی» این است که عقلانیت قائم به کاربرد معیارهاست….

منبع:

کهون، لارنس (1401)، از مدرنیسم تا پست مدرنیسم، ترجمه عبدالکریم رشیدیان، تهران، نشر نی، ص 813.

جامعه شناسان

نظریات جامعه شناسان و موضوعات جامعه شناسی از کُتب مختلف توسط دکتر منیژه نویدنیا در اختیار علاقمندان قرار داده می شود، به انضمام نمودارها، عکس ها ... که شیوه ابداعی ایشان می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا