ویژگی های جنبش اجتماعی
جنبش اجتماعی به کارزاری نسبتاً سُستسازمانیافته اما پایدار گفته میشود که در حمایت از یک هدف اجتماعی شکل میگیرد؛ هدفی که معمولاً یا اجرای یک تغییر در ساختار یا ارزشهای جامعه است یا جلوگیری از چنین تغییری.
هرچند جنبشهای اجتماعی از نظر اندازه با یکدیگر تفاوت دارند، همگی ماهیتی جمعی دارند.
یعنی نتیجه گردهمآمدن کموبیش خودانگیخته افرادی هستند که روابطشان نه بر اساس قواعد و رویههای رسمی، بلکه بر پایه نگرشی مشترک نسبت به جامعه شکل گرفته است.
رفتار جمعی در جمعیتها، هراسهای جمعی و شکلهای ابتدایی آن (مانند پراکندگی و رفتوآمد بیهدف و مانند آن) معمولاً کوتاهمدت یا مقطعی است و عمدتاً از تکانهها و احساسات آنی پیروی میکند.
اما زمانی که این انگیزههای زودگذر جای خود را به اهداف بلندمدت میدهند و پیوندهای پایدار جای گروهبندیهای موقعیتی و گذرا را میگیرند، حاصل آن یک جنبش اجتماعی خواهد بود.
ویژگیهای جنبشهای اجتماعی

یک جنبش صرفاً یک جمعیتِ پایدارشده نیست، زیرا جمعیت فاقد سازوکارهای سازمانی و انگیزشی است که بتواند عضویت را در دورههای بیعملی و انتظار حفظ کند.
افزون بر این، سازوکارهای جمعیت برای برقراری ارتباط و هماهنگی فعالیتها در گسترهای وسیع، مانند یک کشور یا یک قاره، قابل استفاده نیستند.
یک جنبش آمیزهای از سازمانیافتگی و خودانگیختگی است.
معمولاً یک یا چند سازمان وجود دارد که به جنبش هویت، رهبری و هماهنگی میبخشند، اما مرزهای جنبش هرگز کاملاً منطبق با مرزهای این سازمانها نیست.
برای مثال، هرچند سازمانهایی مانند (Sierra Club) کالیفرنیا در جنبش حفظ محیطزیست طبیعی تاثیرگذارند، هر کسی که برای این هدف تلاش میکند و برای این منظور با دیگر فعالان تعامل دارد، عضو جنبش حفاظتگرایانه به شمار میآید.
جان براونِ مشهور (John Brown) عضو هیچیک از سازمانهای بزرگ الغای بردهداری نبود، اما شهادتگونهگیِ مرگ او، وی را به رهبر و نماد جنبش تبدیل کرد، هرچند رهبران سازمانی از بهرسمیتشناختن او اکراه داشتند.
جنبشهای اجتماعی و تغییر اجتماعی
تمام تعاریفِ «جنبش اجتماعی» این مفهوم را در بر دارند که جنبشهای اجتماعی ذاتاً با تغییر اجتماعی پیوند خوردهاند.
این تعاریف، فعالیتهای افرادی را که بهعنوان اعضای گروههای اجتماعیِ پایدار با ساختارها، هنجارها و ارزشهای تثبیتشده و بیچونوچرا عمل میکنند، شامل نمیشوند.
رفتار اعضای جنبشهای اجتماعی بر این فرض استوار نیست که نظم اجتماعی اساساً همانگونه که هست، ادامه خواهد یافت.
برعکس، این رفتار بازتابِ این باور است که مردم میتوانند بهصورت جمعی، اگر خود را وقفِ پیگیری یک هدف کنند، تغییر اجتماعی را بهوجود آورند یا از وقوع آن جلوگیری کنند.

ناظرانِ بیطرف ممکن است این اهداف را توهم بدانند، اما برای اعضای جنبش، اینها امیدهایی هستند که کاملاً قابلیت تحقق دارند.
وقتی از اعضای یک جنبش اجتماعی درباره دلیل فعالیتهایشان سوال شود، آنها کار خود را به سنت، عادت یا گذشته نسبت نمیدهند، بلکه آن را آگاهانه و در راستای هدفی برای ایجاد تغییر انجام میدهند.
آنها آگاهاند که رفتارشان تحت تاثیر هدف جنبش است: ایجاد تغییری در شیوهای که امور «همیشه» انجام شدهاند، یا گاهی جلوگیری از رُخ دادن چنین تغییری.
منبع:




