جشن مهرگان
عنوان کامل مقاله «جشن مهرگان: از اُسطورهی آزادی تا میثاق انساندوستی» می باشد.
جشن مهرگان، این آیین کهن و باشکوه ایرانی، فراتر از یک مراسم فصلی، نگینی درخشان در تاج فرهنگ این سرزمین است که نماد پیروزی ابدی آزادی بر استبداد و روشنی بر تاریکی میباشد.
ریشههای این جشن به اعماق تاریخ اساطیری ایران بازمیگردد، جایی که آرمانهای والای آزادی، دادگری، همبستگی ملی و رهایی از بندِ ستم، در قالب روایتهای حماسی برای نسلها جاودانه شد.
بر اساس شاهنامهی سترگ فردوسی، این جشن با قیام سترگ فریدون و کاوهی آهنگر علیه ضحاک، نماد استبداد و خودکامگی، گره خورده است.
این رویداد اساطیری، سرآغاز عصری نوین از آزادی و کرامت انسانی شد؛ عصری که در آن مردم، نگهبانان سرنوشت خویش شدند.
در هستهی این داستان، نبردی نمادین و تعیینکننده برای رهایی از چنگال استبداد نهفته است.
ضحاک، با مارهای روی دوشش که از مغز جوانان تغذیه میکردند، تجسم حکومتی وحشتآفرین بود که نفس آزادی و حیات جامعه را به بند میکشید.
در برابر این هیولای ستم، قیام فریدون، آن قهرمان آزادیبخش، با یاری کاوهی آهنگر شکل گرفت.
کاوه، با برافراشتن پیشبند چرمی خود به عنوان پرچم – درفش کاویانی -، نماد خروش مردمی شد که انقلابها از دل آنان زاده میشود.
این اتحاد تاریخی، نه تنها به سرنگونی ضحاک انجامید، بلکه زایش دوبارهی آزادی و احترام به ذات انسانی را نوید داد.
مهرگان در اصل، جشن بازپسگیری آزادیهای پایمالشده و احیای حقوق اساسی انسانها بود.
در این روز، ایرانیان رهایی از حکومت ترس و سکوت را جشن میگرفتند.
با شکست ضحاک و تقسیم جهان توسط فریدون میان پسرانش، نمادی از عدالت و توازن قدرت پدید آمد که در آن استبداد فردی جای خود را به نظمی عادلانهتر داد.

از این رو، مهرگان را میتوان منشوری نخستین برای حقوق بشری دانست که در آن حق انتخاب، بیان و شادی به مردم بازگردانده شد.
اما در گذر زمان، این جشن حماسی، لایهای ناب و ژرفتر نیز به خود گرفت: تحول از جشن آزادی به جشن انساندوستی.
اگرچه رهایی از استبداد سیاسی نقطه آغازین مهرگان بود، خرد جمعی ایرانیان دریافت که آزادی راستین آنگاه تحقق مییابد که در بستری از مهرورزی، احترام متقابل و نوعدوستی جاری شود.
انساندوستی و احترام به همنوع، عالیترین تجلی آزادی است؛ چرا که آزادی بدون عشق و مسئولیت نسبت به دیگران، میتواند به ویرانی بینجامد.
بنابراین، مهرگان به تدریج به جشن «مهر» به معنای عشق، محبت و پیمان با انسانیت تبدیل شد.
در این خوانش، پیروزی بر ضحاک، تنها شکست یک حاکم ستمگر نیست، بلکه پیروزی بر تاریکیهای درون انسان و پیمان بستن برای ساختن جامعهای مبتنی بر احترام و گذشت است.
این تحول نشان میدهد که انساندوستی و احترام به ذات انسانی، هیچگاه مفهومی کمتر از آزادی نبوده، بلکه مکمل ضروری و غایت نهایی آن است.
همه آیینهای این جشن، از گردهماییهای پرشور گرفته تا سفره رنگین مهرگانی، بازتابدهنده همین روحیه آزادی و نوعدوستی هستند.
سفرهی مهرگان، با انارهای سرخ – نماد خون کاوه و جانفشانی برای دیگران – و سیبهای طلایی – نماد روشنی و سلامتی -، نه تنها برکت، بلکه پیوند عمیق عاطفی و مسئولیت جامعه در قبال یکدیگر را یادآور میشود.
در این جشن، اعضای خانواده و جامعه با هدیه دادن، مهمانی دادن و کمک به نیازمندان، پیمان مهرورزی و همبستگی اجتماعی خود را تجدید میکنند.

مهرگان به ما میآموزد که هیچ ستمی جاودانه نیست و اراده آزادیخواه مردم میتواند هر زنجیری را بگسلد.
اما در عین حال، این پیام خردمندانه را نیز در خود دارد که آزادی حقیقی، هنگامی پایدار میماند که با مهرورزی و احترام به حقوق و کرامت تمامی انسانها همراه باشد.
این جشن کهن، با پیامی فرازمانی، ما را فرا میخواند تا نه تنها در برابر استبداد بایستیم، بلکه جامعهای مبتنی بر «مهر» بسازیم؛ جامعهای که در آن، آزادی و انساندوستی دو روی یک سکه باشند. مهرگان، عهدی است با آینده؛ عهدی برای آزادی، و عهدی برای مهر.




