دل نوشته علمی

به مناسبت سالگرد حافظ شیرازی

بیستم مهر روز بزرگداشت حافظ شیرازی است و به همین مناسب فرصت را غنیمت شمرده و به سراغ دیوان حافظ به عنوان یکی از میراث­ های فرهنگی ایرانیان رفته و بخشی از اندیشه­ ها و نگاه او به دنیا را در ابیاتش مورد بررسی قرار داده و از نگاه حافظ به دنیا سخن می­ گوییم.

حافظ شیرازی دربارهِ­ ی دنیا و کار دنیا می­ گوید که بارها درباره­ ی دنیا و امورات دنیا تحقیق و تفکر کرده و به این نتیجه رسیده است که دنیا و کار دنیا هیچ در هیچ و بی ثابت است:

جهان و کار جهان جمله هیچ در هیچ است

هزار بار من این نکته کرده ­ام تحقیق

و یا در بیتی دیگر از خطای اعتماد کردن بر دنیایی می­ گوید که هیچ ثباتی در آن نیست و این دنیا را مدام در حال تغییر و دگرگونی می بیند:

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

کاین کارخانه ایست که تغییر می کند

حضرت لسان الغیب دنیا را از چشم عقل راهی پر آشوب و بلوایی می­ داند که هیچ ثباتی در آن وجود ندارد.

به چشم عقل در این رهگذار پر آشوب

جهان و کار جهان بی ثبات و بی محل است

در غزلی دیگر حافظ دلبستگی به دنیا را مانند دل بستن به عروسی خوش چهره می­ بیند که در صورت دل بستن انسان عمر خود را به عنوان جهیزیه به این عروس (دنیا) پرداخت می ­کند:

خوش عروسیت جهان از ره صورت لیکن

هر که پیوست بدو عمر خودش کابین داد

وی همچنین دنیا را  به عجوزهِ ­ی پیری تشبیه می کند که با فریب و نیرنگ هزاران بار ازدواج کرده است و توقع درست عهدی و وفا از آن را ابلهانه می­ داند:

مجو درستی عهد از جهان سست نهاد

که این عجوزه عروس هزار داماد است

با توجه به بی ثباتی، خطا در دلبستگی و کوتاهی عمر که حافظ آن را به گذار آبی از جوی تشبیه می کند، از ما می­ خواهد که زمانی را که در خوشی هستیم غنیمت بشماریم، زیرا که کسی از پایان عمر خود آگاهی ندارد:

هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار

کس را وقوف نیست که انجام کار چیست

وی در بیتی دیگر می گوید حال که دنیا چه با غم و چه با شادی در حال گذار است پس بهتر آن است که من اوقات خود را با شادی سپری کنم.

حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است

بهتر آن است که من خاطر خود خوش دارم

فخر فرهنگ ایران به مخاطب خود توصیه می­ کند در این دنیای بی ثبات و زود گذر فرصت عمر را غنیمت بشمارد و شاد زندگی کند، اما این شاد زندگی کردن را به معنای آزار رساندن به دیگران نمی­ داند و از ما می­ خواهد به گونه ­ای زندگی کنیم که خاطر کسی آزرده نشود:

چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را

غبار خاطری از رهگذار ما نرسد

همچنین هر چند گاهی تلخی دنیا عرصه را برای ما تنگ می­ کند و ما را به ورطه نا­امیدی می­ کشاند، اما شاعر شیرازی با زبانی پر امید می گوید:

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت

دایما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

در پایان حافظ شیرازی غم جهان خوردن را به اندازه ­ی نفس و دمی را هم بی ارزش و بی بها می داند:

دمی با غم به سر بردن جهان یکسر نمی ارزد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا