علمی توصیفی

جامعه شناسی اقتصادی جدید

عنوان کامل مطلب «جامعه شناسی اقتصادی جدید و فرآیند بازار به مثابه ساختار اجتماعی در ایران» می باشد.

مقدمه: ماکس وبر در کتاب اقتصاد و جامعه استدلال می کند بازار وقتی بوجود می آید که رقابت داشته باشد، حتا اگر تنها یک جانبه برای فرصت هایی به منظور مبادله در میان جمعی از طرف های بالقوه باشد.

اجتماع فیزیکی افراد در یک محل مانند میدان های بازارهای محلی، نمایشگاه ها (بازارهای دور دست) یا مبادله (بازار تجار) تنها انواع پایدار بازارها را تشکیل می دهند، اما اجتماع فیزیکی افراد برای مبادله مشخص ترین نوع بازار است. وبر تاکید دارد که کنش اجتماعی در بازار با رقابت شروع می شود و با مبادله خاتمه می یابد.

همچنین، شومپیتر استدلال می کند که اقتصاددانان دنیای «جامعه شناسی ابتدایی» را برای خودشان خلق کرده اند و جامعه شناسان نیز «اقتصاد ابتدایی» برای خود ترسیم کرده اند، اما در کل نوشته های جامعه شناسان درباره بازار بسیار کمتر از اقتصاددانان است.

از این رو سوئدبرگ در کتاب جامعه شناسی اقتصادی با بیان اینکه بحث بازار در جامعه شناسی اقتصادی هنوز در مرحله مقدماتی است، به دنبال پاسخی برای بهبود چگونگی مطالعات بازار در جامعه شناسی اقتصادی است و همچنین کاربرد منفعت در تحلیل بازارها را تبیین می کند.

سوئدبرگ چگونگی بازار به مثابه رقابت از دیدگاه وبر، بازار به مثابه شبکه از دیدگاه وایت و بکر، بازار به مثابه میدان از دیدگاه بوردیو و بازار به مثابه سیاست و نهادهای اجتماعی را از دیدگاه فیلگ اشتاین توضیح می دهد.

بحث: سیر تاریخی بازارها از قرن پانزدهم تاکنون به گونه ای است که بازارها را در قالب بازار ماقبل تاریخ همچون مراکز تجاری در محدوده جوامع کوچک، بازار ابتدایی برای تجارت از راه دور نظیر جاده ابریشم در زمان مسیح، بازار در قرون وسطی مثل بازارهای شهری و بازارها در سرمایه داری مدرن همچون بازارهای سرمایه داری می توان طبقه بندی کرد.

همچنین پیچیدگی های بازارها را در نظریات اقتصاددانانی چون برنارد باربر، داگلاث نورث، آلفرد مارشال، جان رابینسون و بازار در اقتصاد سیاسی را از دیدگاه آدام اسمیت، کارل مارکس به خوبی تبیین شده است.

انقلاب مارژینالیستی و خلق مفهوم مدرن بازار در اواخر قرن نوزدهم در آثار متفکرانی والرز، و جونز، منگر، کینز پژوهش شده است. 

مارشال پنج عامل فضا، زمان، مقررات رسمی، مقررات غیررسمی و آشنایی های بین خریداران و فروشندگان را در فهم بازار موثر می داند.

مکتب اتریشی و بازار به مثابه یک فرآیند، انتقاد کینز، سازمان صنعتی و مفهوم ساختار بازار و تحولات پس از جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم در بررسی بازارها مثل نظریه تعادل عمومی، نظریه بازی ها از دیدگاه های اقتصاددانان در زمینه مطالعه جامعه شناسی بازار حائز اهمیت است.

بازار در نظریات جامعه شناسان اقتصادی کلاسیکی مانند وبر محلی برای کشمکش منافع در بین افراد در یک مبادله و کشمکش رقابتی برای شروع فرآیند یک مبادله است.

وبر معتقد است که کنش اجتماعی در بازار با نوعی رقابت شروع می شود و با گونه ای از مبادله پایان می یابد.

تلاش هایی که در دهه 1950 برای احیای تجزیه و تحلیل اجتماعی بازار از سوی اندیشمندانی چون پارسونز، اسملسر و پولانی انجام شد نقطه شروع و عزیمتی برای توسعه نظام مند جامعه شناسی بازار است.

به طوری که پولانی معتقد است نیاز به نوع جدیدی از علم اقتصاد است که در آن اقتصاد در کل به شکل پایدار زیر نظر جامعه قرار گیرد.

پولانی در کتاب تحول بزرگ و مقاله اقتصاد به مثابه فرآیندی نهادینه شده به شیوه های کنش متقابل، توزیع مجدد و مبادله در بازار برای ساماندهی اقتصاد اشاره می کند و تاکید دارد که آنچه اقتصاددانان به عنوان بازار در نظر داشتند تنها یکی از اشکال متعدد مبادله سازمان یافته بود.

در سال 1970 با مقاله برنارد باربر با عنوان تمامیت «بازارسازی»، جامعه شناسی بازار حیاتی دوباره یافت و سپس از سوی گرانووتر (شبکه)، واالرشتاین (نظام جهانی مدرن)، دیماجیو و زلیزر (فرهنگ) بسط داده شد.

به طوری که از اوایل دهه 1980 به بعد رویکردهای نظری

1- ساختاری- اجتماعی (وایت، بیکر، پودولنی)،

2- ساخت گرایی- اجتماعی (گارسیا، اسمیت)،

3- رویکرد تطبیقی- تاریخی(همیلتون، بیگارت، لای)،

4- رویکرد سیستم اجتماعی (لومان)،

5- رویکرد قواعد اجتماعی (برنس و فلام)،

6- رویکرد نظریه بازی ها،

7- رویکرد تضاد (کالینز) مورد پژوهش قرار گرفت.

بارت برای توصیف ساختار بازار مفهوم «استقلال ساختاری» را ابداع کرد و معتقد بود استقلال یک کنشگر بنگاه اقتصادی وابسته به عواملی چون ارتباط بین بنگاه اقتصادی و رقبای آن، ارتباط بین سرمایه گذاران بنگاه اقتصادی و ارتباط بین مشتریان بنگاه است.

بیکر نیز بازار را به مثابه شبکه مورد پژوهش قرار داد و به دو نوع متفاوت از بازار:

1- بازار کوچکتر با شبکه متراکم تر

2- بازار با شبکه بزرگتر و متمایز و گسترده تر تقسیم کرد.

بازارها به سادگی شامل فضاهای همگنی که در آن خریداران و فروشندگان با یکدیگر به مبادله می پردازند، نیستند، بلکه بازارها متشکل از شبکه های متمایزی ازکنش های متقابل هستند.

بنابراین، در تحلیل بازارها بیش از عمل مبادله، عوامل سیاسی و حقوقی نیز اثر گذارند.

در همین زمینه ماکس وبر تاکید می کند که هسته اصلی پدیده بازار شامل یک عنصر مبادله نیست، بلکه متشکل از دو عامل مبادله و رقابت (رقابت در تولید و رقابت در مبادله) است.

وبر با اتصال عنصر رقابت به مبادله نشان داد که می توان ادبیات رقابت را با نظریه بازار ادغام کرد و نظریه کامل تری در خصوص بازارها ارائه داد.

نتیجه:

بازارها در سه بخش 1- بازار از دیدگاه اقتصادادانان، 2- بازار از دیدگاه جامعه شناسی اقتصادی کلاسیک و 3- بازار از دیدگاه جامعه شناسی جدید قابل بررسی اند.

جامعه شناسان کلاسیک بازار به مثابه سرمایه داری مورد تحقیق قرار داده اند.

تفاوت بین جامعه شناسی اقتصادی کلاسیک و جامعه شناسی اقتصادی جدید از همین جا حائز اهمیت است، چراکه جامعه شناسی اقتصادی جدید به سرمایه داری نمی پردازد، بلکه جامعه شناسان کلاسیکی مثل وبر سرمایه داری را بررسی کرده اند، در جامعه شناسی اقتصادی جدید به جای سرمایه داری، بر مطالعه بازارها تاکید می شود.

از طرف دیگر بین اقتصاددانان کلاسیک و نئوکلاسیک هم در این زمینه تحولاتی رُخ داده است، اقتصادانان از یک بازار انتزاعی صحبت می کنند و انواع بازار را در نظر نمی گیرند، درصورتی که جامعه شناسان سرمایه داری را به شبکه ها تقسیم بندی کرده و انواع بازارها را مورد بررسی قرار می دهند.

جامعه شناسان بازارها را به نگاه قیاسی – تاریخی به بازارهای مصرفی، بازار کار، بازار سرمایه، بازار تولید، بازار ملی-محلیمنطقه و بازارهای بین المللی مورد بررسی قرار می دهند.

امروزه Start app  ها نیز بازارهای دیجیتال اجتماعی هستند و با نظریات شبکه گرانووتر و میدان بوردیو در ایران قابل بررسی هستند.

جامعه شناسی اقتصادی در ایران باید به سمت بررسی بازارها بر بسترcontext  کشور گام بردارند و با به کارگیری رهیافت های نوین جامعه شناسی به پژوهش در زمینه بازاهای محلی، منطقه ای و ملی در ایران بپردازند و آنها را باهم مقایسه کنند.

چراکه بازار ایرانی رنگ و بوی انسان ایرانی را دارد و باید ابعاد انسان شناسی و جامعه شناسی بازار ایران برجسته و مورد پژوهش قرار گیرد، از طرفی شتاب تاریخی در جامعه مدرن  به سرعتی رُخ داده که بازار از آن تاثیر می پذیرد و آنرا دچار تغییرات زیادی کرده است و شخصیتی بازاری، ایرانی جدیدی از انسان اقتصادی ساخته و ما را از انسان فرهنگی به سمت انسان اقتصادی کشانده است.

نهاد بازار علیرغم تحولات و تغییرات از انعطاف و پایداری و استمرار برخوردار است، ممکن است شکل آن تغییر کند اما پایدار است و به شکل جدیدی ظهور می کند، به عبارتی بازار به شکل جدید همواره وجود دارد.

تغییر در سیستم بیش از آنکه توسط قوانین اقتصادی صورت گیرد، در اثر مناسبات اجتماعی و فرهنگی غالب می شود، چراکه بازار همچون سیستمی است که از محیط و مناسبات اجتماعی تاثیر می پذیرد، پس باید کنشها و ارتباطات و شبکه های اجتماعی و ارزشهای فرهنگی را در تببین بازار باید در نظر گرفت.

از آنجایی که اقتصادادنان مبادله را به مثابه کالا می بینند، جامعه شناسی اقتصادی جدید باید مبادله را به مثابه خدمات ببیند و به بررسی بازارهای پیرامونی و نیمه پیرامونی بپردازند.

از این رو باید جامعه شناسان اقتصادی ایران سهم بیشتری در مطالعات جامعه شناختی بازار داشته باشند که تاکنون به آن پرداخته نشده است.                                                     

دکتر مینا شیروانی ناغانی

دکتری جامعه شناسی اقتصادی و توسعه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا