رویکردهای جامعه شناختی به مهاجرت
در میان رویکردهای جامعه شناختی به مهاجرت، مهمترین رویکرد، رویکرد ساختاری – کارکردی است که
بر مهاجرت به عنوان یکی از فرآیندهای اجتماعی یکپارچه و به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از سیستم اجتماعی بزرگتر تمرکز دارد.
این جامعه است که زمینه اجتماعی مهاجرت را فراهم می کند و روند مهاجرت را به طور اجتماعی مشروط می کند.
شرایط اجتماعی- ساختاری و فرهنگی بر روند مهاجرت تاثیر می گذارد و به نوبه خود تحت تاثیر این روند قرار دارد.
ازاینرو، جابجایی جمعیت به پدیده ای نهادی و هنجاری یا فرهنگی تبدیل می شود. وقوع آن به شرایط نهادی بستگی دارد.
به عنوان مثال، روند سریع تحرک فضایی جمعیت، به ویژه مهاجرت از راه دور، از نظر نهادی یا ساختاری و فرهنگی برای جامعه صنعتی شهری مناسب و منطبق با آن است، در حالی که بی حرکتی یا روند کُند تحرک فضایی از نظر ساختاری با جامعه سنتی روستایی کشاورزی سازگار است.

برخی فرمولبندیهای جامعهشناختی خاص در چارچوب این رویکرد وجود دارد که برای مطالعه مهاجرت مهم هستند.
پارادایم پارسنزی متغیرهای الگویی، راهنمایی برای تحلیل تحرک و بی حرکتی یک جمعیت ارائه می دهد.
در طرح متغیرهای پارسنز، مولفههای «عاطفی بودن در برابر بیطرفی عاطفی» که نشاندهنده تغییر پارادایم از سنت به مدرنیته است، بر مهاجرت تاثیر دارد.
شرایط اجتماعی که در آن جابجایی جمعیت فعال یا غیرفعال است را توضیح می دهد، دلبستگی اجتماعی تحرک جمعیت را محدود می کند.
چون به عنوان نیرویی برای تحکیم و تقویت الگوهای نهادی موجود و شبکه روابط عمل می کند و از طریق تحکیم نهادی است که دلبستگی به مانعی در تحرک فضایی یک جمعیت تبدیل میشود.
به محض اینکه دلبستگی به بیطرفی عاطفی و دلبستگی غیرشخصی تبدیل شود، تحرک فضایی جمعیت تسریع میشود.
بنابراین، فرمول پارسونی مبنایی نظری برای بررسی روند مهاجرت از نقطه نظر جامعه شناختی فراهم آورده است.

نظریههای قشربندی اجتماعی نیز دیدگاه دیگری را در مورد مهاجرت ارائه میکنند.
آنها بر شخصیت طبقه اجتماعی جامعه تمرکز می کنند و گرایش های مختلف طبقه اجتماعی را برجسته می کنند.
یک طبقه تمایل دارد خود را حفظ کند و در عین حال تمایل به بهینه سازی رضایت از طریق الگوهای حرکتی فضایی و عمودی دارد. این گرایشات طبقاتی بر روند مهاجرت تاثیر دارند.
چنان که طبقه به صورت عامل فشار عمل می کنند تا برای ارضای انگیزه ها از طریق بهبود وضعیت اجتماعی «حرکت» انجام گیرد.
در عین حال، طبقه نیز به عنوان یک عامل کششی عمل می کند تا مردم را در کنار هم نگه دارد و به آنها اجازه نمی دهد از یکدیگر پراکنده شوند.
به این ترتیب، عامل طبقه، تحرک فضایی را از مبدا فراهم می کند و تنظیم و سازگاری را در مقصد توسعه می دهد.

نظریه های مختلف تغییر و نوسازی اجتماعی در جامعه شناسی نیز دیدگاه های متفاوتی را در مورد مهاجرت ارائه می کنند.
رویکردهای فرهنگشناختی به دلیل تاکید بر مبنای فرهنگی تغییر و دگرگونی از اهمیت ویژهای در این زمینه برخوردار است.
آنها تصور می کنند که فرهنگ علت و معلول تغییرات اجتماعی است. در این چارچوب، مهاجرت یک تغییر فرهنگی تلقی می شود. هم علت و هم پیامد مبنای فرهنگی مهاجرت «مکانی» است.
اقدام مهاجرت بر این عوامل فرهنگی (کاست، طبقات و مبانی فرهنگی مرتبط با نابرابری ها در درآمد، منابع، فرصت ها و سبک های زندگی، تفاوت در جهت گیری های ارزشی مردم نسبت به سبک های کاری روستایی و شهری و خُرده فرهنگ های کاری) تاثیر می گذارد. آنها عامل فشار و همچنین کشش مهاجرت هستند.

در میان رویکردهای جامعه شناختی به مهاجرت، نظریه تکامل اجتماعی دیدگاه دیگری را درباره مهاجرت و تغییرات اجتماعی ارائه میکند.
این نظریه فرض میکند که جامعه ذاتاً در شکل همگن ناپایدار است و آن را به حرکت در جهت تکاملی خطی تغییر اجتماعی سوق میدهد.
این مدل شامل یک سری قوانین جهانی پیشرفت است که بر تحول جامعه از همگنی به ناهمگونی و چندشکلیت تمرکز دارد.
در این فرآیند جهت گیری یکپارچه دگرگونی اجتماعی، هر یک از اجزای سیستم تمایل به تغییر دارند، یکدیگر را به شکلی یکپارچه تنظیم می کنند و به شکل اجتماعی بالاتر تکامل می دهند.
در این فرآیند، جامعه از طریق جابجایی فضایی جمعیت و تغییر در سایر مولفههای جمعیتی تکامل مییابد.
در تکامل اجتماعی دورکیم مهاجرت یک شرط اجتماعی ضروری برای بیرون راندن روند تکامل اجتماعی از یک نوع نظم اجتماعی است.
حرکت فعال جمعیت، جامعه را به سمت تکامل از جامعه ساده، قطعهای و مکانیکی به یک جامعه پیچیده ساختاری متمایز و وابسته به هم و از نظر ارگانیک به خوبی با یک تقسیم کار پیچیده سوق میدهد.

دیدگاههای اقتصادی و جامعهشناختی دو دیدگاه کلی در مورد مهاجرت هستند.
آنها نشان می دهند که مهاجرت یک پدیده پیچیده و چند متغیره است.
توضیح متفاوت از مهاجرت همانطور که توسط اقتصاددانان مشاهده می شود یک دیدگاه محدود است.
جامعه شناسان مهاجرت را در منظری کل نگر می بینند که شامل دیدگاه های اقتصادی است.
محیط اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی خود روستا و محیط اجتماعی گسترده تر آن، مهاجرت از یک روستا را توضیح می دهد.

رویکردهای جامعهشناختی زمینهای اجتماعی برای متن مهاجرت فراهم میکنند، اما رابطه میان بافت و متن رابطه سادهای نیست.
زمینه اجتماعی مهاجرت برگرفته از رویکردهای نظری مختلف، شامل عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، جمعیتی، رشدی و فیزیولوژیکی مهاجرت است.
منبع:
https://www.sociologyguide.com/migration/sociological-perspectives.php




