فقر، تبعات گسترده و البته راهکارها
بی تردید مقوله فقر از مسائل اساسی و ریشه دار جوامع بشری است که آثار گسترده و جبران ناپذیری در جامعه انسانی بر جای می گذارد تا بدانجا که آن را به سمت نابودی می کشاند.
چرا که بر تمام ابعاد زندگی مادی و معنوی انسان و جامعه موثر است؛ فقر را می توان مانعی بزرگ در پیشرفت یک جامعه دانست.
ضمن اینکه بر خلاف تصور، مختص کشورهای جهان سوم نیست، بلکه تمام کشورها با این موضوع دست به گریبانند.
از سویی و هر چند که فقر دلیلی اساسی برای انحراف اجتماعی نیست و افرادی با وجود شرایط سخت، همچنان در چارچوب اخلاق پیش رفته و شان انسانی را حفظ می کنند، ولی طبیعتاً در همه موارد چنین نیست.

پر واضح است که فقر از مقوله هایی است که موضوعات بسیاری را با خود به همراه دارد که از جمله آنها ایجاد بسترها و همچنین افزایش مورادی چون سرقت، اعتیاد و کجروی خصوصا در قشر زنان است.
گفتنی است از دیدگاه جهانی فقر به گرسنگی و نداشتن سرپناه، بی سوادی و عدم دسترسی به مدرسه، ناتوانی در مراجعه به پزشک، امید نداشتن به اشتغال و زندگی است.
هر چند فقر در هر کشوری عوامل خاص خود را نیز دارد، ولی غالباً ریشه این مهم در مسائل ساختاری است.
با وجود اینکه از صد سال پیش، مقوله فقر بواسطه راهکارهای علمی و با تکیه بر نظریه و تئوری های مختلف پیش رفته و در این بین عوامل فیزیکی، طبیعی، انسانی نیز مد نظر قرار گرفته ولی همچنان جوامع بشری با این پدیده مواجه هستند.
از سویی فقر و نابرابری مفاهیمی در هم تنیده هستند و طبیعتاً بر یکدیگر تاثیر خواهند داشت.
از منظر دانش جامعه شناسی، فقر برآورده نشدن نیازهای اساسی بشر در حد کفایت است.
همچنین برخی صاحبنظران این مهم را به سه گروه اساسی یعنی تغذیه، سرپناه و سلامتی تقسیم بندی می کنند.
از جانبی دیگر پژوهش گران این حوزه، فقر را در قالب دو طبقه فقر نسبی و مطلق می دانند.
درواقع، فقر مطلق حداقل شرایط دستیابی فرد به امکانات متعارف زندگی، یعنی غذای مناسب، مسکن و پوشاک است و در فقر نسبی، شخص تا حدود اندکی قادر به تامین نیازهای اساسی است.
مطالعات حاکی است تنها فقر اقتصادی در گرایش افراد به جرم تاثیرگذار نیست، بلکه عوامل اجتماعی و فرهنگی نیز مؤثر هستند.
از بعدی دیگر و با توجه به اینکه غالب فقرا از عرصه های اجتماعی و فعالیت های عمومی دور هستند در نتیجه شاهد تبعات سنگین تر این مهم خواهیم بود.
موضوع مهم دیگر بالا بودن نرخ زاد و ولد در برخی از خانواده های این قشر است که در نهایت به کاهش خدمات پزشکی منجر می شود.
ضمن اینکه غالب متقاضیان این سنخ خدمات کودکان، شیر خوارگان، زنان باردار و سالخوردگان هستند که طبیعتاً دچار مصائب و مشکلات فراوانی نیز می شوند.
مضاف بر این که فقر غذایی خصوصاً در دوره بارداری منجر به بروز مسائلی است که جسم و روح شخص را در زندگی آینده متاثر می کند و در نتیجه مشکلات شغلی را نیز به همراه خواهد داشت.

در نهایت اینکه راهکارهای مقابله با فقر را می توان به دو نوع کوتاه مدت و بلند مدت تقسیم کرد.
راهکار کوتاه مدت مربوط به عواملی چون کاهش بیکاری، ایجاد اشتغال خصوصا در قشر جوانان، اعطای خدمات اقتصادی، جلوگیری از تورم و البته افزایش حقوق کارمندان، کارگران و بازنشستگان است.
ضمن اینکه می بایست نگاه ویژه ای به موضوع بهداشت، درمان و آموزش خصوصا در مناطق محروم صورت گیرد.
در نوع بلند مدت که مربوط به مسائل ساختاری و بنیادین است حل مساله در قالب برنامه های فرهنگی، اقتصادی و رفاهی انجام می گیرد که در نتیجه به عدالت اقتصادی منتهی می شود.
ناگفته نماند با اینکه ارتباط اساسی بین ثروت ملت ها و سلامتی آنها وجود ندارد، ولی در کشورهایی که فاصله طبقاتی در آنها کم است، از سلامت بیشتری نیز برخوردارند.




