ناکامی منزلتی جوانان
عنوان کامل مقاله «رابطه ناکامی منزلتی جوانان و فرودستی از دیدگاه آلبرت کوهن» می باشد
آلبرت کوهن ، جامعهشناس و نظریهپرداز اجتماعی فرانسوی، در تحلیلهای خود به بررسی هویتها و رفتارهای طبقات پایین جامعه پرداخته است.
او به ویژه در اثر معروف خود با عنوان نوجوانان بزهکار (Delinquent Boys) به بررسی گروههای جوانان بزهکار و دلایل رفتارهای انحرافی آنها میپردازد.
به طور کلی، کوهن با بسط نظریات مرتن بر این نکته تاکید دارد که ناکامی منزلتی میتواند به فرودستی اجتماعی منجر شود و این فرودستی خود میتواند عواقب گستردهای برای فرد و جامعه در پی داشته باشد.
اهم مفاهیم اساسی نظریه کوهن درباره طبقات فرودست جامعه و نقش نهادهای اجتماعی در ایجاد این مساله، شامل مواردی بدین شرح می گردد:
الف) ناکامی منزلتی:
کوهن بر این باور است که نوجوانان از طبقات پایین جامعه به دلیل ناکامی در دستیابی به موفقیتهای اجتماعی و اقتصادی، دچار احساس بیارزشی و نارضایتی میشوند. این ناکامی ممکن است ناشی از عدم دسترسی به منابع آموزشی، اقتصادی و اجتماعی باشد.
ب) فرهنگ بزهکاری:
او معتقد است که نوجوانان از طبقات پایین برای مقابله با ناکامیهای خود، هنجارها و ارزشهای جدیدی را ایجاد میکنند که به آنها کمک میکند تا هویت خود را شکل دهند. این فرهنگ بزهکاری میتواند شامل رفتارهای انحرافی و جنایی باشد که به نوعی جبران ناکامیهای منزلتی آنها محسوب میشود.
ج) جبران هویت:
در پاسخ به فشارهای اجتماعی و اقتصادی، جوانان ممکن است به گروههای همسال خود بپیوندند که در آنها احساس تعلق و هویت بیشتری پیدا میکنند. این گروهها معمولاً هنجارها و ارزشهایی را ایجاد میکنند که با ارزشهای غالب جامعه در تضاد است.
د) تحلیل ساختاری:
کوهن همچنین بر اهمیت ساختار اجتماعی در شکلگیری رفتارهای انحرافی تاکید دارد. او معتقد است که شرایط اقتصادی و اجتماعی طبقات پایین جامعه به طور مستقیم بر رفتارها و انتخابهای فردی تاثیر میگذارد.
ن) نقش خانواده و جامعه:
وی همچنین به نقش خانواده و محیط اجتماعی در شکلگیری رفتارهای انحرافی اشاره میکند. خانوادههایی که از نظر اقتصادی و اجتماعی تحت فشار هستند، ممکن است نتوانند به خوبی از فرزندان خود حمایت کنند و این موضوع میتواند به انحرافات اجتماعی منجر شود.
و) نقش فرهنگ:
کوهن همچنین به نقش فرهنگ و ارزشهای اجتماعی در شکلگیری این رابطه اشاره میکند. جامعهای که موفقیت و منزلت را به شدت مورد تأکید قرار میدهد، ممکن است افراد بیشتری را به فرودستی سوق دهد.

در ادامه باید گفت: نتایج بررسی رابطه ناکامی منزلتی جوانان و مساله فرودستی، با اتکاء به نظریه کوهن برای چگونگی تاثیر ناکامیهای اجتماعی بر رفتار و هویت فردی و گروهی این افراد یا گروهها موید این است که محرومیت و زیردستی طبقات پایین جامعه میتواند به شکلهای مختلفی بروز کند، از جمله:
1. احساس بیارزشی:
افرادی که در جامعه خود ناکام ماندهاند، ممکن است احساس کنند که ارزش کمتری دارند و این موضوع میتواند به کاهش اعتماد به نفس و عزت نفس آنها منجر شود.
2. توسعه هویتهای منفی:
ناکامی منزلتی میتواند باعث شکلگیری هویتهای منفی در افراد شود. به عنوان مثال، ممکن است افراد به گروههای حاشیهای بپیوندند یا رفتارهای ضداجتماعی را انتخاب کنند.
3. جستجوی جبران:
برخی افراد ممکن است تلاش کنند تا از طریق رفتارهای غیرقانونی یا انحرافی، ناکامیهای خود را جبران کنند. این میتواند شامل بزهکاری یا پیوستن به گروههای خلافکار باشد.

نهایتاً اینکه نظریات کوهن درباره طبقات پایین جامعه بر این امر استوار است که ناکامی منزلتی و فشارهای اجتماعی میتواند منجر به شکلگیری هویتهای انحرافی و رفتارهای بزهکارانه شود که با وضعیت و جایگاه افراد جوان در حاشیه مانده، زنان فرودست، گروه ها و اقلیت های اجتماعی و سیاسی طرد شده، ارتباط معناداری دارد.
منابع:
Cohen, A. (1955). Delinquent boys: The culture of the gang. New York: Free Press
Cavender, G. (2008, August 5–6). An interview with Albert K. Cohen conducted by G. Cavender & N. Jurik, Storrs, CT,




