انواع جنبشهای اجتماعی
میدانیم که جنبشهای اجتماعی میتوانند در سطح محلی، ملی یا حتی جهانی رُخ دهند.
اما آیا الگوها یا طبقهبندیهای دیگری هم وجود دارد که به ما در درک بهتر آنها کمک کند؟
جامعهشناس دیوید ابرلی (David Aberle) با طرح این پرسش، دستهبندیهایی ارائه میدهد که جنبشهای اجتماعی را بر اساس دو معیار از هم متمایز میکند:
۱) جنبش میخواهد چه چیزی را تغییر دهد؟ و
۲) میزان تغییری که به دنبال آن است چقدر است؟
او چهار نوع جنبش اجتماعی را معرفی میکند: جنبشهای جایگزین، رستگاریبخش، اصلاحطلب و انقلابی.
جنبشهای جایگزین (Alternative) معمولاً بر خود بهبودبخشی تمرکز دارند و به دنبال تغییرات محدود و مشخص در باورها و رفتارهای فردی هستند.
نمونههایی از این جنبشها شامل الکلیهای گمنام، مادران علیه رانندگی در حالت مستی (MADD) و سازمان برنامهریزی خانواده (Planned Parenthood) هستند.
جنبشهای رستگاریبخش (Redemptive) که گاهی «جنبشهای دینی» نیز نامیده میشوند، در پی یافتن معنا هستند، بر بخش خاصی از جمعیت تمرکز دارند و هدفشان ایجاد تغییر درونی یا رشد معنوی در افراد است. برخی فرقهها در این دسته قرار میگیرند.
جنبشهای اصلاحطلب (Reformative) به دنبال تغییر بخش مشخصی از ساختار اجتماعی هستند.
این جنبشها معمولاً خواهان تغییرات محدودترند، اما کل جامعه را مخاطب قرار میدهند.
جنبشهای محیطزیستی، جنبش حق رای زنان، یا رویداد معاصر «روز بدون خرید» که مصرفگرایی افراطی جمعه سیاه را به چالش میکشد، از نمونههای جنبشهای اصلاحطلب هستند.
جنبشهای انقلابی (Revolutionary) قصد دارند همه جنبههای جامعه را به طور کامل تغییر دهند؛ هدف آنها ایجاد دگرگونی بنیادین و گسترده در کل جامعه است.
از نمونههای این جنبشها میتوان به جنبش حقوق مدنی یا جنبشهای سیاسی مانند تلاش برای استقرار کمونیسم اشاره کرد.

دستهبندیهای مفید دیگر برای توصیف و تمایز انواع جنبشهای اجتماعی از دید جامعهشناسان عبارتاند از:
دامنه (Scope):
یک جنبش میتواند اصلاحطلبانه یا رادیکال باشد. جنبش اصلاحطلبانه خواهان تغییر برخی هنجارها یا قوانین است، در حالی که جنبش رادیکال به دنبال تغییر بنیادی در نظام ارزشی جامعه است.
برای مثال، یک جنبش سبز که از مجموعهای از قوانین زیستمحیطی حمایت میکند یا جنبشی علیه پورنوگرافی، اصلاحطلبانه محسوب میشوند؛ در حالی که جنبش حقوق مدنی آمریکا نمونهای از یک جنبش رادیکال است.
نوع تغییر (Type of Change):
یک جنبش ممکن است به دنبال تغییری نوآورانه یا محافظهکارانه باشد. جنبش نوآورانه قصد دارد هنجارها و ارزشهای جدیدی را معرفی کند یا آنها را تغییر دهد، مانند حرکت به سوی خودروهای خودران.
در مقابل، جنبش محافظهکارانه میکوشد هنجارها و ارزشهای موجود را حفظ کند؛ مانند گروههایی که با غذاهای دستکاریشده ژنتیکی مخالفت میکنند.
هدفها (Targets):
جنبشهای گروهمحور بر تاثیرگذاری بر گروهها یا کل جامعه تمرکز دارند؛ برای مثال تلاش برای تغییر نظام سیاسی از پادشاهی به دموکراسی. در مقابل، جنبشهای فردمحور به دنبال تاثیرگذاری بر افراد هستند.
روشهای عمل (Methods of Work):
جنبشهای مسالمتآمیز از روشهایی مانند مقاومت بدون خشونت و نافرمانی مدنی استفاده میکنند.
جنبشهای خشونتآمیز برای دستیابی به تغییرات اجتماعی به خشونت متوسل میشوند. در موارد افراطی، این جنبشها ممکن است به شکل سازمانهای شبهنظامی یا تروریستی درآیند.
گستره (Range):
جنبشهای جهانی، مانند کمونیسم در اوایل قرن بیستم، اهداف فراملی دارند. در مقابل، جنبشهای محلی بر اهداف محلی یا منطقهای تمرکز میکنند؛ مانند حفظ یک ساختمان تاریخی یا حفاظت از یک زیستگاه طبیعی.

مراحل جنبشهای اجتماعی
جامعهشناسان چرخه زندگی جنبشهای اجتماعی را بررسی کردهاند؛ اینکه چگونه شکل میگیرند؟ رشد میکنند؟ و در برخی موارد از بین میروند.
بلومر (Blumer) و تیلی (Tilly) فرایندی چهارمرحلهای را ترسیم کردهاند که از طریق آن جنبشهای اجتماعی توسعه مییابند.
در مرحله مقدماتی (Preliminary)، مردم نسبت به یک مسئله آگاه میشوند و رهبران جنبش پدیدار میگردند.
پس از آن مرحله همگرایی یا انسجام (Coalescence) فرا میرسد؛ زمانی که افراد برای مطرحکردن مسئله و افزایش آگاهی عمومی گرد هم میآیند و سازماندهی میشوند.
در مرحله نهادینهشدن (Institutionalization)، جنبش دیگر به داوطلبان مردمی متکی نیست؛ بلکه به یک سازمان تثبیتشده تبدیل میشود که معمولاً کارکنان حقوقبگیر دارد.
در نهایت، زمانی که افراد جنبش را ترک میکنند و به جنبشهای جدید میپیوندند، یا زمانی که جنبش به تغییر مورد نظر خود دست مییابد، یا وقتی که مسئله دیگر برای مردم اهمیت خود را از دست میدهد، جنبش وارد مرحله افول (Decline) میشود.
منبع:




