علمی تحلیلی

امروزه به کدام چهره از حسین (ع) نیازمندیم؟

 حسین در تمام سیزده قرن گذشته مهم ترین رکن هویت بخش شیعیان بوده است.

پیامی برای؛ همه نسل ها در همه عصرها، که در گوش زمان پیچید و تحولات سیاسی- مذهبی فراوانی را رقم زد.

در همه این سال ها، اما شیعیان به تناسب روزگاری که در آن می زیسته اند با چهره های متفاوتی از حسین روبرو شده اند.

خوانش هایی از نهضت حسینی که می توانسته توجیه گر وضع موجود یا نوید بخش وضع مطلوب باشد!

دوگانه معروف علی شریعتی یعنی تشیع اشک/ تشیع خون هم گواهی بر سیال بودن فهم شیعیان از واقعه عاشورای حسینی بود.

حال قرار است بپرسیم کدام چهره از حسین می تواند پاسخگوی نیازهای امروز ما باشد؟

به نظر می رسد مولفه های زیر در این خوانش می توانند موثر باشند:

خودآیینی: حسین آموزگار بزرگ خودآیینی است.

اعتقاد به حقانیت راهی که برگزیده و پرهیز از همنوایی با اجتماعی که او را به سکوت فرا می خواند!

بنابراین، در حالی که آداب و سنن قبیله ای او را به تمکین دعوت کرده و قدرت بر جسم و جان او مهار می زدند، کوشید تا راهی دیگر برگزیند.

ناتمام گذاشتن طواف کعبه و روان شدن به سوی فرجامی تراژیک، بخشی از هزینه سنگینی بود که حسین برای زیست اصیل انسانی و تاکید بر اهمیت خودآیینی خویش پرداخت!

در این مسیر پرفراز و فرود، اما تاکید مدام بر حق انتخاب بود که مدام در گوش همراهان نجوا می شد.

اراده ای برای گزینش میان حق و باطل بی آنکه قدرتی برای تحمیل خوبی بر بدی وجود داشته باشد.

حسین به جای هدایت با زنجیر به سوی بهشت، زنجیر از دست و پای روح و جان پیروان برگرفت تا مجالی برای تبلور آزادی در انتخاب فراهم آید!

 آزادگی: در روزگاری که آموزه های تزویر، حسین را نزد عوام به عنوان فتنه گر معرفی کرده و زر و زور خواص را به همراهی با قدرت مستقر فرامی خوانند، فقط “نداشتن” و “نخواستن” است که می توانند حسین را روئین تن سازد!

انتخابی که می تواند مرزهای زندگی را به سرحدات اخلاق نزدیک  سازد.

آزادگی در اینجا به معنای نبرد با هر آن چیزی است که آدمی را خاضع و حقیر می خواهد.

عزت نفس در مقابل قدرتی که تو را زانو زده و هم اندازه دیگران می خواهد، غریق در نیازهای روزمره، و حتی نشسته بر سجاده عبادت برای توجیه مصلحت امت محمد(ص).

و حسین آزاده است زمانی که با یک انتخاب پرهزینه خود را از همه ترس ها و تعلق ها، مصلحت ها و منفعت ها، تمکین ها و تحمیل ها رها می سازد!

 تفاوت: بعثت اگر چه رفتن به راهی خلاف جاهلیت بود، اما دیری نپایید که در چنبره همنوایی با سنت های قبیلگی، معنای خود را بر باد رفته دید.

خلافت به پشتوانه زر و زور بر امامت غلبه یافت و جماعت، فردیت را فروبلعید.

علی به اتهام تلاش برای ایجاد تفرقه در امت رسول ا… خانه نشین شد و فرزندان اش استحاله نهضت پیامبر را دل نگران به نظاره ایستادند.

سنت های ستبر جاهلی سربرآوردند و روابط بر ضوابط پیشی گرفتند.

در چنین شرایطی قیام حسین متفاوت ترین رویدادی بود که می توانست سلطه عوام فریب حاکم را به چالش کشد.

حسین آموزگار بزرگ احیای اسلام راستین در روزگاری بود که متفاوت بودن گناهی نابخشودنی شمرده می شد.

قد برافراشتن در برابر هر آنچه آدمی را به حقارت فرا می خواند هر چند بهایی به اندازه زر و سیم یا عمارت و حکومت یافته باشد!

 نکته پایانی: در عصر ظهور ارزش هایی مانند خودآیینی، تفاوت و انتخاب نمی توان تنها به ارائه چهره پیشین از حسین مبتنی بر ارزش هایی مانند مظلومیت، تکلیف گرایی و شهادت طلبی امید بست.

جامعه ای که با سقوط سرمایه اجتماعی، افول اعتماد عمومی و استهلاک مرجعیت های مذهبی مواجه است گریزی به جز بازخوانی شخصیت های مانند حسین در افق اقتضائات اکنون خود ندارد!

مهران صولتی

دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی

یک نظر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن