دل نوشته علمی

تفاوت زنان و مردان

زنان و مردان از لحاظ «جنس» یعنی انسان تفاوتی با همدیگر ندارند، بلکه از لحاظ «نوع بودن» تفاوت دارند.

پایه و اساس هر جامعه بشری چیزی به نام خانواده است و این مسئله مورد بحث زیادی از افراد قرار گرفته است و مخالفان و موافقان در این خصوص مطالبی را اشاره کرده اند.

بعضی از این افراد خانواده را مکانی برای آرامش و آسایش همه جانبه اعم از جنسی، اقتصادی و اجتماعی می دانند و در مقابل افرادی هستند که خانواده را مکانی برای نابرابری و سلطه مردان بر زنان تصور می کنند.

این طرز نگاه به خانواده همانند دیدگاه آنها به مسئله ازدواج هست، یعنی آنها خانواده و ازدواج را وسیله ای می دانند که مردان به زنان ستم و ظلم می کنند و این نگاه بیشتر در فرهنگ غربی نمود پیدا خواهد کرد.

علی ایحال، حرف من این است که زنان و مردان از لحاظ جنس یعنی انسان هیچ تفاوتی با همدیگر ندارند و کسی نمی تواند ادعا کند که جنس مردان با زنان تفاوتی ندارد، اما هر جنس مسلماً دارای انواع مختلفی هستند.

به عنوان نمونه میوه به عنوان یک جنس دارای انواع مختلفی از جمله سیب، پرتغال، هلو و غیره است و همه آنها از لحاظ جنس یعنی میوه هیچ گونه تفاوتی ندارند، ولی از لحاظ نوع و محتوا مسلماً تفاوت های وجود دارد و همین تفاوت ها در «نوع بودن» آنها باعث امتیازاتی نسبت به یکدیگر خواهد شد.

در مورد زنان و مردان هم همین قاعده قابل اجرای است.

زنان و مردان از یک جنس یعنی انسان هستند ولی دارای دو نوع متفاوت از جنس انسان هستند که هر کدام از آنها دارای محتوا و ماهیت مختلفی نسبت به یکدیگر دارند و همین تفاوت در «نوع بودن» بین آنها باید پایه و اساس روابط ها قرار بگیرد.

به عبارت دیگر، اگر ما می خواهیم در نظام اجتماعی امتیازات و امکانات را به زنان و مردان بدهیم باید براساس همین تفاوت در نوع بودن باشد.

امروز مدافعان حقوق زنان به دنبال برابری اجتماعی هستند، اما به وجود این تفاوت ها توجه نمی کنند و از مردان و زنان انتظارات یکسانی را دارند، در حالی که همین تفاوت در نوع بودن بین آنها شکل انتظارات را مشخص کرده است و لازم نیست ما زنان را فاقد محتوا و ماهیت بدانیم و تلاش و کوشش این باشد که حق و حقوق زنان را اثبات کنیم.

حق و حقوق زنان بخاطر وجود محتوا و ماهیت در نوع بودن آنها اثبات شده است و نباید از زنان انتظارات زیادی را داشته باشیم و هر گونه انتظارات زیاد به معنای واقعی کلمه یک ستم و ظلم به زنان هست.

امروز مدافعان حقوق زنان ادعای «برابری حقوقی» بین آنها را دارند و این برابری به یک چیز به نام «برابری شغلی» نیاز دارد.

به عبارت دیگر، اگر زنان و مردان برابری حقوقی را داشته باشد باید بین آنها بدون توجه به محتوا و ماهیت آنها برابری شغلی را ایجاد کرد و اگر زنان توانایی انجام کارهای مردان را ندارند مسلماً از برابری حقوقی هم خبری نیست و این یک ستم آشکار بر علیه زنان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا