علمی توصیفی

دیکتاتور کیست و دیکتاتوری چیست؟

وقتی از دیکتاتور و دیکتاتوری صحبت می کنیم؛ موضوع بد یا خوب بودن یک نظام، حزب، گروه یا فرد نیست.

دیکتاتور می تواند فرد بسیار دانا، مهربان، پاک، دلسوز و توانمندی باشد، یا هیچکدام از این صفات را نداشته باشد.

دیکتاتور می تواند میهن دوستی صادق، یا وطن فروشی خائن باشد.

یک نظام دیکتاتوری می تواند کشورش را قدر قدرت جهان کند؛ یا مردمانش را به فلاکت برساند.

حزب کمونیست چین و رهبران آن در چهل سال گذشته، کشور چین را آباد کرده و آن را به دومین قدرت جهانی تبدیل کرده اند.

رضا شاه پهلوی در مدت کمتر از بیست سال، توسعه و آبادانی بی بدیلی برای کشور به ارمغان آورد و مانع تجزیه ایران شد.

هر دو حکومت مذکور؛ رفاه و امنیت را در جامعه گسترش دادند؛ با این حال هر دو حکومت؛ دیکتاتوری محسوب می شوند.

پس، معیار تشخیص دیکتاتور و دیکتاتوری چیست؟

در پاسخ باید گفت دیکتاتور و دیکتاتوری بیش از آنکه صفت افراد یا احزاب باشد؛ یک «ساختار» است که رابطه مردم و حاکمیت در آن دارای ویژگی های زیر است:

۱. دیکتاتور ممکن است توسط یک کودتا، در جریان یک انقلاب و حتی با رای مردم و بطور قانونی نصب شده باشد؛ اما مهم اینست که دیکتاتور خود را مستقل از مردم می داند، حکومتش مادام العمر است و مردم در عمل امکان عزل او را ندارند.

۲. دیکتاتور خود را فراتر از هر قانونی می داند و حرف و اراده اش را بدون هیچ مانع و محدودیتی اجرایی می کند. دیکتاتور کسی است که می تواند خواست و اراده خود را بر خواست و اراده اکثریت دیکته کند.

۳. هیچ مقام و نهادی جرات ارزیابی عملکرد و بازخواست دیکتاتور را ندارد. به سخن دیگر؛ دیکتاتور بیشترین قدرت و کمترین پاسخگویی را دارد.

۴. دیکتاتور و دیکتاتوری می تواند منتقدان و مخالفان فکری خود را با زندان، شکنجه و اعدام سرکوب کند. به همین دلیل در نظامی که دیکتاتوری حاکم باشد، هزینه اعتراض سیاسی بسیار زیاد است.

۵. دیکتاتور و دیکتاتوری می تواند آزادی بیان و رسانه ها را محدود کند؛ کتاب ها را بسوزاند و رسانه ها را تعطیل کند و…

عامل اصلی توسعه، رفاه، آرامش و رعایت حقوق انسان ها در کشورهای غربی، کنار گذاشتن دیکتاتوری (از هر نوع آن)، و پذیرفتن آزادی و دموکراسی بود.

دیکتاتور هر اندازه خوش قلب و توانمند و وطن پرست باشد یا به دلیل قدرت مطلقش به مرور فاسد می شود یا جانشینانش هر چه او بافته است را پنبه می کنند و یا مردم از بهشتی که او ساخته سیر می شوند.

بنابراین در بلند مدت، هیچ فرد و نظام دیکتاتوری نتوانسته مردم کشورش را خوشبخت کند.

کشور ایران هم جامعه جدا بافته ای از سایر کشورهای جهان نیست و باید مانند سایر کشورها از هند و ژاپن و کانادا گرفته تا فرانسه و تونس و کره جنوبی و … راه آزادی و دموکراسی را ادامه دهد.

باید به حال آن جماعتی که سودای زنده کردن رضاه شاه را دارند؛ یا تجربه زیستن در دوران محمدرضا شاه را با در بهشت بودن مقایسه می کنند؛ گریه کرد.

باید از فیلسوفانی مانند افلاطون، نیچه و هایدگر؛ که دنبال یک فیلسوف شاه یا اَبر مَرد خوب هستند؛ ترسید. زیرا این طرز فکر می تواند به راحتی به دیکتاتوری منجر شود و هر خشونتی را توجیه کند.

باید از همه چپ ها و راست های غیردموکراتی که دوگانه (دیکتاتوری- دموکراسی) را کنار گذاشته و چون در دویست سال گذشته به دموکراسی و آزادی نرسیده اند؟ خسته شده و دنبال راه سوم هستند؛ ترسید.

نظام دموکراتیک؛ هم به تغییرات ساختار سیاسی و هم به افراد دموکرات نیازمند است.

صرف شورش علیه دیکتاتورها بدون تفکر در مورد حکومت جایگزین، جامعه را از چاله به چاه می اندازد.

البته هیچ جامعه ای هم منتظر نمانده تا تمام افراد آن دموکرات شوند؛ بعد طلب دموکراسی کند.

«دموکراسی روش حکومت کردن است و افراد آزادیخواه به آن ارزش می بخشند».

برچسب ها

دکتر نظام بهرامی کمیل

دکترای جامعه شناسی سیاسی از دانشگاه علامه طباطبایی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن