دل نوشته علمی

آزادی به چه قيمتی!

شكی نیست كه آزادی بی قید و شرط در جامعه ممكن نیست، زیرا ناگزیر مصالح فرد و جامعه در اصطحكاك قرار می گیرند.

پس قانونی باید حد و مرز آزادی را در برابر دیگران تعیین كند، قانونی كه حد و مرز اخلاقی آزادی را با توجه به فلسفه انسانی بر پایه مصالح همگانی تعیین كند.
قوانین وضعی و فلسفه مادی چه دستاوردی برای انسان داشته است؟

قوانینی كه از آزادی فردی دم می زند و برای آن حد و مرزی، جز آنجا كه علیه دیگران به كار گرفته شود، قائل نیست.

هر فردی زن یا مرد حق استفاده از آزادی خود را دارد، اما به قيمت آن!

بسيار شده كه براي توجيه برخی رفتارهای نادرست خودمان دست به تفاسير و معنایی زديم كه نه عقل، شهود هم مرامش را رد كرده!

آزادی های بی حد و حصر و رابطه های پنهانی و جلب توجه های بی پايه و اصل…

در مانده ايم يا فرهنگ زده شده و معنايش را خوب درك نكرده ايم؟ چرا بی توجه از اصالت وجودی فرهنگ، هر آنچه كه به نفعمان است را در بوق كرنا كرده و سازَش را می نوازيم؟

آزادی همان آشوب است، فقط با نورپردازی بهتر. بايد قدم بگذاری در كوچه پس كوچه های شهر تا بفهمی كه بيداد از كجاست و آزادی با ما چه كرده؟

شعار زده شده ايم و انگار عادت به شعار دادن داريم؟

فرهنگ و شرف و ناموس را نبايد به منزله محدود سازی عمدی يا آزادی مطلق درك كرد، بلكه بايد آن را نتيجه پيامد مشاهده امری اساسی در زندگی انسان دانست. انسان مجاز نيست، از امر شگفتی آزادی به هر قيمتی حتی براندازی خودش استفاده كند و به بهانه گريزی نو، هنجارهای رفتاری كهن انسانيت را بر باد دهد وز سويی نظاره گر درد و رنج ناشی از ناروشنی و نابرابری، به قيمت لحظه ای آرامش بود!!!

 آزادی باده‌ای است که هزاران تن آن را برای بدمستی می‌نوشند و یک تن برای سرمستی شهر پر از خاموشی های حد و حصر شده و چانه زنی ها و معاشرت های دو تن كه می بايست خودت را بی خيال قلمداد كرده و چشمانت را بسته و از كنار تمام هم و غم های جامعه رد شوی، يا به تماشای خيانت زنان و مردانی كه روزگاری، عشق و عاشقی را منحصر به خانه و خانواده می دانستند بايستی! چرا كه حرمت زن بر همگان آشكار بود و اين حريم مَحرم و نامحرم نمی شناخت و رويای با هم بودن متعلق به خانه ای بود كه با توری سفيد در آن پای نهاده بود.

و امروزه و های و هوی بوق های پی در پی و ايستگاه هايی كه مملو از تكيه ماشين ها بر گرده شهرند و مسافرانی كه خسته از خانه و كاشانه و مَحرمانشان در آغوش ترس آرميده اند تا شايد سنگينی غصه هاشان را با خنده های به اصطلاح مفَرح ديو صفتان ناغافل پوشش دهند، به پستی گراییدن زنان و جایگزینی شهوت رانی به جای محبت مادرانه، گسترش روزافزون آمار طلاق، افزایش بی سابقه كودكان غیرقانونی، كمیاب شدن وفاداری و عشق میان زوج ها، شیوع بیماری های مربوط به انحرافات جنسی كه جامعه ها را تهدید می كند و تمنای آرامشی كه به لحظه ای دودمان ايمان و اعتماد را بر باد داده، خسته از سفری نامحدود، غوطه ور در آغوش خانه ای سرد با پيكره ای از تظاهر و ريا باز گردد.

آزادی به چه قيمتی؟ اينه قواعد رفتار جنسی و عاطفی به شرف و افتخار نمی ارزد؟ با صراحت بايد نوشت و گفت كه می ارزد و برای اين قواعد تلاش ها شده تا مردم اسباب سبُكسری يكديگر نشده و تفسير اشتباه از كنار هم بودن نكنند.

تغيير در انتقال ارزش ها، توجه به نَرينگی و تبعيض جنسيتی و کم توجهی به تربيت دينی فرزندان، کاهش روابط عاطفی، افزايش طلاق، افزايش استفاده از رسانه ها، افزايش سن ازدواج و تغيير در شيوه همسرگزينی و آداب و رسوم ازدواج از چالش های فراروی ايجاد و افزايش امنيت در جامعه هستند كه به معنای آزادی خريد و فروش می شوند كه نه تكليف فروشنده مشخص است و نه خريدار !!!

و تا زمانی که‌ نتوانیم از بند سهمگین زبانی نَرینه‌ بجهیم، زنان ما همیشه‌ در حلقه‌ زبانی، گوشه‌نشینانی بر فعل بیش نیستند که‌ باید همیشه‌ منتظر رام و یا شوربختانه‌ هجوم مردی به‌ خویش باشند. آدمی به رغم خواست خود می بايست معاشرتی را برگزيند كه جسم و جان در امان بوده و كوس رسوايی در پی نداشته باشد، كه اگر چنين باشد و چنان، … اين قاعده چيزی نيست، جز كاربردی سركوب گرانه كه به مرگ پنهانی می انجامد و محدوديت ابدی آغاز می شود، اما با بهايی بيش از آنچه در ذهن گنجانده ايم.

متأسفانه در جامعه ما، علاوه بر بی رغبتی جوانان نسبت به امر ازدواج، عدم تفاهم بین زوج های جوان نیز به چشم می خورد. روانشناسان بر این عقیده هستند که از مهم ترین علت های به وجود آمدن ناهنجارهای درون خانواده ای، عدم شناخت مرد و زن نسبت به یکدیگر و بی اطلاعی یا کم اطلاعی طرفین، نسبت به حقوق متقابل یکدیگر در زندگی مشترک می باشد.

اما آن‌چه اهمیت دارد، عدم جلب توجه نامحرمان است. مي توان گفت پشت پرده قرار گرفتن كه دستاويزي براي مخالفان حجاب شده است و آن را عدم آزادي زن می دانند، يك امر ترجيحی است و قرآن كريم هر چيزی كه به عفاف نزديكتر باشد را مورد توجه قرار داده است. اين بدان معناست كه تا زمانی كه ضرورت ايجاب نكند، پرده نشين بودن بهتر و مطلوب تر است و اين هيچ منافاتی با آزادی و حضور زن در اجتماع ندارد، اما گاه به قيمتی گزاف می انجامد …

 گرگ‌ها همیشه زوزه نمی‌كشند
گاهی هم می‌گویند:
دوستت دارم
و زودتر از آنكه بفهمی بره‌ای
می‌درند خاطراتت را
و تو میمانی با تنی كه بوی گرگ گرفته … !

منابع

1- امانی، احمد،  چالش‌های زبانی فراروی حقوق زنان

2- حداد عادل، غلامعلی، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی

3- علی حمّود،  زهره، زن مسلمان و چالش های زمان

مرجان دبیری

كارشناس رفاه اجتماعی؛ وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعی. كارشناس ارشد مديريت فرهنگی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا