علمی توصیفی

از عزاداری اسطوره ای تا عزاداری انتقادی

هنگامی که  تاریخ را ورق می زنیم و موضوع عزاداری ایرانیان در ماه محرم و عاشورا را واکاوی می کنیم،  شاهد گونه های مختلفی از آن در جامعه ایران هستیم.

به عبارت دیگر، مجموعه تمامی عزاداری ها در قرون گذشته در ایران را می توان در قالب گونه های زیر دسته بندی نمود و به نوعی تیپ ایده آل در این زمینه دست یافت.

مراسم هایی که کوشش داشتند واقعه کربلا را به گونه ای روایت کنند که بهره و حظّی از حقیقت این واقعه در سال 61 هجری داشته باشند و زوایای پیدا و پنهان و مصائب و رنج های خاندان حسینی و از همه مهم تر پیام اصلی آن را بازگو کنند.

واقعیت این است که در فرهنگ ایرانی این عزاداری ها ضمن این که بخشی از فرهنگ مورد نظر شدند، اما در عین حال باورها و ارزش های این فرهنگ را نیز به خود گرفتند.

در هر صورت می توان دسته بندی و سنخ شناسی زیر را در این زمینه ارائه نمود:

1. عزاداری اسطوره ای:

اگر فرض کنیم که عزاداری از قرن چهارم هجری یعنی از دوره حکومت آل بویه به صورت جسته و گریخته و نه گسترده و رسمی در ایران آغاز شده باشد، کم و بیش رگه هایی از اسطوره را در این زمان شاهد هستیم.

اما، در  دوره صفویه بود که عزاداری ها ضمن این که حالت رسمی و گسترده یافتند، در عین هر چه بیشتر حال رنگ و لعاب اسطوره ای به خود گرفتند و چون از پشتوانه مادی و معنوی حاکمان وقت نیز برخوردار گشتند، تا آن جا که ممکن بود، به سمت اسطوره ای شدن پیش رفتند و تمام ذهن و ضمیر مردمان آن روزگار را به تسخیر خود در آوردند.

از زمان صفویه به بعد هر چه جلوتر آمدیم، شکل و محتوای عزاداری ها در ایران رنگ و لعاب اسطوره ای به خود گرفته اند و این وضعیت در زمان قاجار و به ویژه در دروه ناصری، باز هم شدت بیشتری یافت.

روند اسطوره ای شدن عزاداری ها حتی تا زمان پهلوی اول و دوم نیز ادامه یافت.

 2.عزاداری اسطوره ای- انقلابی:

در اواخر  حکومت پهلوی دوم به خصوص در آذرماه سال 1357 خورشیدی مراسم عزاداری محرم در قالب عزاداری اسطوره ای- انقلابی با درون مایه های کاملاً انقلابی شکل گرفت و برای مدتی حتی تا سال های 1358 و 1359 خورشیدی به دلیل حضور جو انقلابی در جامعه کم و بیش رنگ و لعاب انقلابی داشت.

به نظر می رسد که روند موردنظر با آغاز جنگ ایران و عراق و ایجاد فضای جنگ، جهاد، جبهه و شهادت طلبی کمی شدت یافته باشد. این روند البته تا سال های دهه 1370  هم ادامه یافت.

3. عزاداری کارناوالی:

 از اوائل دهه 1380 کم کم شاهد سربرآوردن و نضج گرفتن نوعی عزاداری در ایران بوده ایم که به دلیل حضور عناصر و مولفه های مراسم کارناوالی بتوان عنوان عزاداری کارناوالی را بر آن نهاد.

در این نوع رفته رفته مراسم ها از مساجد و حسینیه ها و تکایا خارج شده و به درون فضاهای شهری کشانده  شدند و عناصر و مولفه های هر مراسم کارناوالی مانند انواع موسیقی ها، انواع آرایش ها، انواع غذاها و خوراکی ها، انواع نوشیدنی ها، پذیرایی ها و … به جزیی جدایی ناپذیر از این نوع مراسم تبدیل شدند.

عزاداری کارناوالی از دهه 1390 با شدت هر چه بیشتر ادامه یافت و به یک معنا می توان گفت در سال جاری به روند مسلط نیز تبدیل شده است، به گونه ای که حتی به شهرهای کوچک تر کشور نیز سرایت کرده است.

4. عزاداری انتقادی:

با آن که در دهه 1380 روند عزاداری کارناوالی رفته رفته به روندی مسلط تبدیل می شد، اما در این میانه از سال 1389 شاهد سربرآوردن نوعی عزاداری با مضامین انتقادی بودیم.

در این نوع، برخی مداحان کوشش کردند نوحه هایی با مضامین انتقادی از وضعیت موجود جامعه بخوانند که شاخص ترین نمونه این نوع مراسم را می توان در شهر یزد جستجو نمود.

دکتر محمدباقر تاج الدین

جامعه شناس، استاد دانشگاه

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن