علمی پژوهشی

اوقات فراغت در میان نسل ها

این نوشته مروری مختصر و کوتاه در مورد بررسی اوقات فراغت در میان نسل های مختلف، خصوصاً نسل جوان است.

تعریف اوقات فراغت

اوقات فراغت در تعریف لغوی یعنی آزاد شدن از یک چیز و تمرکز روی یک چیز خاص (کاربخش، 1381).

دومایز: مجموعه ای از اشتغالات که فرد با کمال میل به منظور استراحت، تفریح، تنوع، توسعه اطلاعات، آموزش، مشارکت های اجتماعی و … به کار می برد (چیرانی به نقل از دومایز، 1392).

-اوقات فراغت: بخشی از نظام اجتماعی است که امکان تکامل فردی و عاطفی را برای انسان ها فراهم می سازد (چیرانی به نقل از شیخ سعادت، 1392).

نومیر: فراغت، وقت آزادی است که فرد را قادر می سازد، آنچه را که دوست دارد، انتخاب کند.

پارسونز: اوقات فراغت، به عنوان یک نهاد اجتماعی در سازگاری فرهنگی و اجتماعی و عاملی برای ازدیاد انسجام اجتماعی است.

خصوصیات فراغت

-انتخابی بودن انواع فعالیت های فراغتی

-فارغ شدن افراد از کار و امور حرفه ای

-کسب آسایش فکری و فراغ خاطر

-تفریح و سرگرمی (چیرانی، 1392)

جامعه شناسی اوقات فراغت

زمان آزادی است که فرد با توجه به شرایط و موقعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و … به دنبال خواست های دلخواه و علایق و افکار شخصی خویش می رود و عمل غیر موظف و مشخص خود را انجام می دهد (کاربخش، 1381).

تاریخچه اوقات فراغت

اولین تحقیق جامع در اوقات فراغت توسط وبلن در سال 1899 میلادی با عنوان نظریه طبقه  مرفه مطرح شد.

وبلن معتقد بود کتاب هایی را که طبقه مرفه برای مطالعه می گذرانند، نه برای  گذران وقت، بلکه برای برتری دانستن آنان با سایر طبقات خریداری می کنند.

گروه های اجتماعی زیر دست تلاش می کنند تا خود را با الگوهای هنجاری طبقه مرفه تنظیم کنند (لطفی زاده به نقل از وبلن،1391).

رشد صنعتی شدن بر پایه نظام سرمایه داری، نگرش به اوقات فراغت را نسبت به جامعه ما قبل سرمایه داری تغییر داد.

در نظام سرمایه داری، اوقات فراغت به منزله کاری تعریف می شد که در قبال آن دستمزد پرداخت می شد.

با گسترش انقلاب صنعتی و رشد تضادهای بازار کار، بخشی از اهداف طبقه کارگر از طریق اتحادیه های کارگری با عنوان (مرخصی با استفاده از حقوق و دستمزد) دنبال می شد.

به قول آدرنو، اصطلاح اوقات فراغت یا داشتن وقت آزاد در همین دوران باب شد.

یعنی فراغت خاطر و داشتن زندگی راحت و بی دغدغه (سعیدی به نقل از آدرنو).

آدرنو استدلال می کند صنعت فراغت به عنوان (توطئه کالایی شدن فراغت در دنیای سرمایه داری) توسط همان نیروهایی شکل می گیرد که مردم یا کارگران در صددند در ساعات بیکاری از دست آنها فرار کنند.

به عبارت دیگر، فراغت یعنی فعالیتی که در قبال آن پولی دریافت نمی شود (همان).

با وجود دولت رفاهی، مفهوم اوقات فراغت، نهادینه شد.

چون دولت رفاهی با رشد خدمات و بیمه جمعی برای تضمین حداقل های زندگی، از جمله استفاده از اوقات فراغت حتی در مواقع بیکاری و بازنشستگی همراه بود.

 با وجود جامعه مدرن، کارگران به مرور زمان دیگر به آن نظم سلسله مراتبی که در نظام تیلوریسم و فوردیسم بود نیاز نداشتند و لذا فرصت بازنگری مجدد از خود و کار خود را داشتند (همان).

دگرگونی هایی که در نتیجه انقلاب صنعتی مثل پیشرفت تکنولوژی و مبارزات کارگران ایجادشد، منطق (زندگی برای کار) را به منطق (کار برای زندگی) تبدیل کرد.

به عنوان مثال میزان سالانه ساعت کار از 4000 ساعت در ابتدای قرن بیست به کمتر از 2000 ساعت در انتهای قرن کاهش یافت که این کاهش کار باعث ایجاد پدیده ای به نام اوقات فراغت شده است (زارع و مالکی به نقل از توسلی،1394).

 اما اوقات فراغت به دلیل تغییرات دیگری هم اتفاق افتاده است.

1- ممنوعیت کار کودکان  

2- افزایش امید به زندگی 

3- ایجاد بازنشستگی (زارع و مالکی به نقل از فکوهی، 1394)

هارد معتقد است که رشد عظیم اقتصادی، کاهش ساعات کار و افزایش سرمایه گذاری شدید در بازار فراغت و تفریح، رنسانس فراغت را موجب شده است (زارع و مالکی به نقل هارد، 1394).

بررسی اوقات فراغت در میان نسل ها (مروری مختصر بر پیشینه پژوهش)

نیمروزی و حجازی در تحقیقی با عنوان (مقایسه نظام ترجیحات میان نسلی استان های توسعه یافته، در حال توسعه و توسعه نیافته ایران)، ترجیحات میان نسلی را در ابعاد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی در بین نسل ها مقایسه کرده است.

الف ) ترجیحات اجتماعی

-در بُعد اهمیت گروه ها و فعالیت های اجتماعی چون خانواده، دوستان، اوقات فراغت تفاوت معناداری در ارزیابی گروه های سنی بدست نیامده و هر 3 گروه، اهمیت گروه ها و فعالیت های اجتماعی را در زندگی اجتماعی شان در حد زیاد ارزیابی کردند.

در بُعد تربیت فرزند، نسل جوان (15-29) اهمیت بیشتری برای موارد تربیت فرزند مستقل، دارای تخیل و پشتکار بودند. اما نسل مُسن (50+) اهمیت بیشتری برای فرزند سخت کوش، ادای احترام و دارای ایمان مذهبی بودند.

-در بُعد همسایگی، نسل جوان در مقایسه با نسل مُسن / پیر تمایل کمتری را برای همسایگی با قومیت های مختلف، کارگران خارجی، مبتلایان به ایدز و … داشتند.

-در بُعد سازمان های اجتماعی، گروه سنی جوان بیشترین اعتماد را به سازمان های بشر دوستانه داشتند. اما نسل مُسن – پیر، بیشترین اعتماد را به سازمان های خدمات شهری داشتند.

-در بُعد ارزش های توجیه پذیر نسل جوان در مقایسه با نسل مُسن – پیر، بیشترین توجیه پذیری را برای مواردی مانند تقلب در مالیات، پذیرفتن رشوه، سقط جنین و طلاق قبول دارند.

-در بُعد مشارکت اجتماعی، نسل جوان، مشارکت بیشتری (عضویت فعال) در سازمان های ورزشی و تفریحی، سازمان های هنری موسیقی، حفاظت محیط زیست و انجمن های تخصصی داشتند. در حالی که گروه سنی 50+ مشارکت فعال تری در انجمن های خیریه داشتند.

ب) ترجیحات سیاسی

نسل جوان در مقایسه با نسل پیر – مُسن، اعتماد بیشتری به سازمان های نیروهای مسلح، دولت، احزاب سیاسی، دستگاه قضا و سازمان های مدنی داشتند.

ج) ترجیحات فرهنگی

بُعد منابع اطلاعات، هر دو نسل (جوان، پیر – مسن) منابع اطلاعاتی خود را از رادیو، تلویزیون، دوستان، کتاب، اینترنت و ایمیل کسب می کردند.

بُعد اعتقادات دینی، هر دو نسل (جوان، پیر – مسن) دارای وجوه دامنه اعتقادات مشترکی بودند. اما در حیطه اعتقاد به دنیا، نسل جوان اهمیت کمتری برای آن قائل بود.

ح) ترجیحات اقتصادی

نسل جوان به اتحادیه های کارگری در مقایسه با نسل مسن – پیر، اعتماد بیشتری ابراز کردند.

گروه سنی مسن – پیر، نسبت به نسل جوان رضایت بیشتری از وضعیت مالی خانواده داشتند.

در سایر شاخص ها مانند اهمیت کار، تاکید بر تکنولوژی در آینده و … تفاوت معناداری در نسل ها مشاهده نشد.

د) ترجیحات زیست محیطی

در این زمینه تفاوت معنا داری در بین نسل ها وجود نداشت.

قادر زاده و دیگران (1394)، پژوهشی را با عنوان (بستر ها و منابع گذران فراغت جوانان: مطالعه پیمایشی جوانان 18 تا 19 ساله استان کردستان) انجام داده اند.

بر اساس این پژوهش، 2/38 وقت جوانان در قالب برنامه های فراغتی سپری می شود.

تجربه فراغتی جوانان، عمدتاً معطوف به سرگرمی، لذت طلبی، و وقت گذرانی است.

در میان ابعاد فراغت (عادی و غیر عادی) بالاترین میانگین فراغت به ابعاد غیر عادی (نابهنجار ،5/46)، یعنی پرسه زدن در خیابان ها و … اختصاص دارد.

و  وقت خود را کمتر در محیط های فرهنگی، علمی یا مذهبی بهنجار می گذرانند.

به بیان دیگر، گذران اوقات فراغت این دسته از جوانان، معطوف به خواب زیاد، گوشه گیری و تنهایی، اعتیاد به شبکه های اینترنتی، تلفن همراه، بازی های رایانه ای، کشیدن سیگار و قلیان و پرسه زنی است که نشانه آسیب زا بودن گذران فراغت است.

همچنین با افزایش سرمایه های فرهنگی و اقتصادی، فراغت عادی در نزد جوانان افزایش و فراغت غیر عادی کاهش می یابد.

بنابراین افراد، متناسب با سرمایه های مختلف به الگوهای فراغتی خاصی هدایت می شوند.

معتمدی مهر و واقف کوهی (1388) در پژوهشی با عنوان (مطالعه تطبیقی گذران اوقات فراغت جوانان شهر صومعه سرا: دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان)، به این نتیجه رسیده اند که حدود 4/71 درصد از دانش آموزان نمونه آماری خود به گردش و رفتن به پارک، گزینه کم را انتخاب کردند.

در صورتی که مهم ترین درخواست آنان ازدولت که بیشترین درصد را شامل می شد، توسعه اماکن تفریحی بود.

در پاسخ به رغبت انجام کارهای هنری، بالاترین در صد حدودو 5/58 را گزینه خیلی کم داشت.

در حالی که یکی دیگر از مهم ترین تقاضاهای آن ها توسعه امکانات فرهنگی و هنری بود.

3/74  درصد از دانش آموزان مطالعات آزاد و غیر درسی گزینه های کم را انتخاب کردند و افزایش کتابخانه یکی دیگر از تقاضای دانش آموزان بود.

منادی در پژوهشی (1386)، با عنوان (اوقات فراغت و چالش های جهانی شدن :مقایسه ی دو نسل) به این نتیجه رسیده است که والدین و جوانان، اوقات فراغت خود را به یک شکل نمی گذرانند.

آنها مشغولیت های مختلفی داشته و چون ذوقیات مشابه ندارند، علایق متفاوت دارند.

دنیای متفاوت و جهان بینی شان مختلف است.

والدین از سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی متفاوتی برخوردارند، در نتیجه اوقات فراغت آنان متفاوت است.

تماشای ماهواره، زمان و نوع تماشای برنامه هاس تلویزیون، زمان و نوع مطالعه، فعالیت های مذهبی و سیاسی، زمان و نوع ورزش، مشغولیت های هنری، نوع موزیک جوانان متفاوت از والدینشان است.

ارتباط با جنس مخالف، استفاده زیاد از اینترنت از جمله تفاوت های دیگر آنان با والدینشان است.

این رفتار های اخیر متأثر از جهانی شدن است.

بنابر این، می توان بر اساس تفاوت های مشاهده شده یعنی انتخاب های والدین و جوانان در فعالیت های اوقات فراغت، نتیجه گرفت که تفاوت فاحشی بین سرمایه های فرهنگی، دنیای فرهنگی و نظام ارزش ها و باورهای والدین و جوانان در جامعه فعلی وجود دارد.

از آنجایی که به تعبیر بوردیو، سرمایه های فرهنگی محصول فضاهای فرهنگی هستند.

لذا جوانان و والدینشان از منابع فرهنگی یکسانی تغذیه فکری نمی کنند.

در واقع، جوانان بیش از والدینشان از ماهواره و اینترنت استفاده می کنند.

از این رو می توان گفت که جهانی شدن تا حدودی توانسته است، موفقیت هایی را در تعداد جوانان جامعه  ما در چگونگی گذران اوقات فراغتشان کسب کند.

حقیقتیان و غفاری (1389)، پژوهشی را با عنوان (بررسی علل شکاف نسل ها در میان دانش آموزان متوسطه شهر لامرد) انجام داده اند.

این پژوهش نشان داده است که متغیر های عدم درک متقابل والدین و فرزندان، نظارت ارزشی والدین بر فرزندان، میزان دسترسی فرزندان به وسایل ارتباط جمعی، شرایط خاص جامعه، نوگرایی فرزندان، جهانی شدن و مدرنیته، سنت شکنی و. افزایش سطح تحصیلات فرزندان، ارتباط معناداری با میزان شکاف نسلی میان جوانان و والدین آنها دارد.

اشرف الکتابی پژوهشی را با عنوان (بررسی نحوه تغییر گذران اوقات فراغت در خانواده های شهر تهران طی سه نسل) انجام داده است.

بیش از 43 درصد از مردان نسل اول، اصلاً اوقات فراغت نداشتند (در ساعاتی که کار نمی کردند، یا در منزل استراحت می کردند یا به کارهای تعمیری منزل می پرداختند).

در نسل دوم، 2/25 درصد اوقات فراغت نداشتند و در نسل سوم حدود 8/21 درصد.

زنان نسل اول، زنانی که در ساعات غیر از استراحت به خانه داری و بچه داری می پرداختند، حدود 51 درصد بود. در نسل دوم، 32 درصد و در نسل سوم 24 درصد.

در مورد مطالعه کردن هم، نسل اول با مطالعه کتاب های عمدتاً دینی مانند قرآن، نهج البلاغه و برخی کتب ادبی – تاریخی مانند شاهنامه، حافظ و …. را شامل می شود.

ولی مطالعه در نزد افراد نسل دوم هم طرفداران بیشتری داشته و هم دامنه آن گسترده تر شده است.

مطالعه رمان ها، کتاب های معلومات عمومی، علمی، مطبوعات و …

در نسل سوم تعداد مطالعه کنندگان رو به کاهش گذارده است و این عده بیشتر کتاب و مجلات مربوط به زمینه های خاص مانند ورزش، کامپیوتر، اطلاعات فنی و …. مطالعه می کنند.

مبانی نظری (مروری مختصر)

دیدگاه کریس روجک

روجک در تحلیل فراغت، نوعی رویکرد کنش را پیش می کشد که در پی یکپارچه کردن مولفه های انگیزش، مکان و بستر است.

مکان به شرایط بدون واسطه علیت اطلاق می شود که نوعی انتخاب و کنش فراغت را در پی دارد و بستر صحنه ای است که مکان در آن قرار دارد.

مکان نقطه کانونی انتخاب و کنش فراغت خود را جستجو می کنیم.

اما محدود کردن مطالعه فراغت به بررسی پویش های مکانی به هیچ وجه صحیح نیست (قادر زاده نقل به مضمون از روجک، 1394).

روجک، فراغت را از اجزای مهم جامعه مدنی و شهروندی بر می شمارد.

زیرا به بررسی اشتراک داوطلبانه و تعامل در مجموعه های غیر رسمی می پردازد.

ما با بازی کردن، آواز خواندن و رقصیدن با یکدیگر، راهبردهایی برای شناختن و عمل کردن در چارچوب مخمصه فراگیر جمعیت و مکانیت می یابیم و علایق شهروندی مشترکی را تعریف می کنیم که مرزهای طبقه، جنسیت، نژاد، دین و تمایز های وابسته به منزلت را در می نوردد (همان).

رویکرد کنش، فراغت را صرفاً انباشت کنش های داوطلبانه نمی داند به عکس، فراغت به مثابه نیرویی فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی تحلیل می شود که کنشگران را در تعیین مسیرهای تجربه فراغت مقید می سازد.

بنابراین، مسیر های فراغت صرفاً نشان دهنده سرمایه گذاری شخصی افراد در جستجوی کسب رضایت درونی نیستند، بلکه افراد را بر اساس معیار های طبقاتی، فرهنگی، جنسیتی، دینی، منزلتی طبقه بندی می کنند (همان).

رهیافت سیستم اجتماعی

این رهیافت، فراغت را به صورت یک نهاد اجتماعی در نظر می گیرد که کارکردهای تخصصی برای پایداری و رشد ارگانیسم اجتماعی دارد.

فعالیت های فراغتی، بیانی از همبستگی و هنجار های اجتماعی برای تثبیت نظم اجتماعی در نظر گرفته می شوند که از طریق گروه های نخستین و فضای صمیمانه و حمایت گر آنها انجام می شود.

در این دیدگاه، چون خانواده مهم ترین گروه نخستین است، اهمیت زیادی دارد (سروش و دیگران نقل از مضمون روجک، 1396).

تعامل گرایی

بر تکثر و پویایی همت در مطالعات فراغت تاکید می کند.

نظریه پرداز برجسته این رهیافت، کلی است.

از نظر کلی، فراغت بیانی است از نقش ها و هویت های متغیری که در طول زندگی رخ می دهد و در هر دوره، تغییر نقش ها باعث تغییر فراغت می شود.

فراغت را بهتر می توان درک کرد، اگر آن را در چارچوب دیالکتیک بین آزادی های فردی و نیروهای اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی بررسی کنیم (سروش و دیگران به نقل از مضمون از کلی).

پیر بوردیو

بوردیو در کتاب تمایز با ارائه نوعی جامعه شناسی سلیقه، چارچوبی مفهومی برای بررسی سبک های زندگی و فعالیت های اوقات فراغت ارائه کرد (قادر زاده و دیگران نقل از مضمون از وین، 1394).

به نظر بوردیو، انتخاب های افراد در مورد اوقات فراغت، اساساً اجتماعی است و افراد، سبک های زندگی و فعالیت های فراغتی را یاد می گیرند (قادر زاده و دیگران نقل مضمون از ژروی و مگیور، 1394).

به زعم بوردیو، تمایزات اجتماعی در طیف متنوعی از فعالیت های اجتماعی نمود می یابند که به طور سنتی با تفریحاتی از قبیل ورزش، مطالعه، موسیقی، سینما و دیگر اعمال انتخابی مرتبطند (قادر زاده و دیگران نقل مضمون از وین، 1394).

این فرایند تمایز است که سبک ها و فعالیت های اوقات فراغت را به حرکت در می آورد (قادر زاده و دیگران نقل مضمون از هی وود، 1394). جایگاه اجتماعی هر کنشگر، متأثر از انواع سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است.

اشکال مختلف سرمایه فعامل اصلی در شناخت از موقعیت و امکانات کنشگران در فضاهای کلی اجتماعی است (قادر زاده و دیگران نقل از مضمون ازبوردیو، 1394).

چارچوب نظری

تاکید این نوشته بر جهانی شدن است تا نشان دهد چه تغییراتی در میان نسل جوانان نسبت به نسل بزرگتر اتفاق افتاده است.

پدیده ایی که همه ابعاد زندگی انسان ها را تحت تاثیر قرار داده است. 

جهانی شدن یعنی هم شکل شدن و یکسان شدن تمام جوامع موجود در کره خاکی.

رابرتسون تمدن اروپایی را کانون اصلی و خاستگاه تحول جهانی شدن به حساب می آورد.

او مفهوم جهانی شدن را به هم فشرده شدن جهان و هم به تشدید آگاهی در باره جهان به عنوان یک کل وابسته می داند (جهانیان نقل از مضمون از رابرتسون، 1389).

روند حرکت به سوی جهانی شدن، امری گریز ناپذیر است.

جهانی شدن، عللی دارد که شامل عقل گرایی، سرمایه داری، نوآوری های تکنولوژیکی قوانین و مقررات است (جهانیان نقل مضمون از شولت، 1389).

 همچنین از نظر واترز، جهانی شدن در سه عرصه زندگی اجتماعی اتفاق می افتد:

1- عرصه اقتصادی

2- عرصه سیاسی و حکومت 

3- عرصه فرهنگ (جهانیان، 1389).

در قلمرو جامعه جهانی شدن، به سست شدن برخی از پیوند های میان ملت ها و دولت ها کمک کرده است.

گسترش روابط فرا جهانی موجب تقویت ظهور برخی پیوندهای جهان وطنی شده است.

تماس های گسترده میان فرهنگی در متن جهانی شدن، هویت های دورگه را افزایش داده است (همان).

بنابراین، جوانان هم از این فرایند، متناسب با یکی شدن جهان، جوانان از یکدیگر متاثر شده و تغییراتی را نسبت به نسل بزرگسال خود داشته اند.

اوقات فراغت از زمان قاجار به صورت رسمی مورد توجه دولت ایران بوده است.

مثل برگزاری اردوها در سال 1313 در باغ منظریه تهران در دوران پهلوی، وزارت فرهنگ و هنر با الگو برداری از تجربه خانه فرهنگ در فرانسه، اقدام به احداث خانه های فرهنگ شهر کرد.

در ایران اولین خانه فرهنگ درسال 1347 شروع به فعالیت کرد (حیرانی به نقل از جوادی نجار، 1392).

در آن سال ها گوش دادن به رادیو، رفتن به قهوه خانه، مطالعه کتاب و روزنامه، گردش و قدم زدن در خیابان ها، کارهای هنری و امور مذهبی در اوقات فراغت ایرانیان مشاهده می شد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، تماشای تلویزیون، گوش دادن به رادیو، مطالعه، قدم زدن، فعالیت های دوستانه و انقلابی از جمله اوقات فراغت ایرانیان بود.

در سال 1372، شورای ملی جوانان با هدف رسیدگی به مشکلات جوانان که یکی از مسائل آن اوقات فراغت بود، شکل گرفت.

بنابراین، آنچه که در تحقیقات متعدد در مورد بررسی اوقات فراغت در میان نسل های مختلف آمده است (متناسب با ابعاد جهانی شدن اوقات فراغت جوانان ایرانی)، حاکی از شکاف نسلی در حیطه اوقات فراغت، متناسب با چارچوب جهانی شدن می باشد.

منابع

1- علوی زاده، سید امیر. «بررسی نحوه گذران اوقات فراغت زنان شهر کاشمر». فصلنامه جمعیت

2- لطفی زاده، سعید. «ﺑﺮرﺳﯽ راﺑﻄﻪ وﺿﻌﯿﺖ ﮔﺬران اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ ﺟﻮاﻧﺎن ﺷﻬﺮی ﺑﺎ ﭘﺎﯾﮕﺎه اﻗﺘﺼﺎدی-  اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ».  ﻣﺠﻠﻪ ﺑﺮرسی های آﻣﺎر رﺳﻤd اﻳﺮان،  ﺷﻤﺎره 23، ﺳﺎل 1، ﺗﺎﺑﺴﺘﺎن و بهار 1391: 23 – 53.

3- پناهی، محمدحسین. « شکاف نسلی موجود در ایران و اثر تحصیلات بر آن».فصلنامه علوم اجتماعی .شماره 278

4- نیمروزی، نوروز / حجازی، محسن. «ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ترﺟﯿﺤﺎت ﻣﯿﺎﻥ ﻧﺴﻠﯽ در اﺳﺘﺎﻥ ﻧﻈﺎﻡ ﻫﺎی ﺗﻮﺳﻌﻪ ﯾﺎﻓﺘﻪ، درحاﻝ ﺗﻮﺳﻌﻪ و ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻧﯿﺎﻓﺘﻪ اﯾﺮاﻥ». فصلنامه مطالعات توسعه اجتماعی- فرهنگی. دوره  3، شماره 1، تابستان 1393: 159-174

5- ربانی، رسول/ شیری، حامد. ” اوقات فراغت و هویت اجتماعی: «بررسی جامعه‌شناختی الگوهای گذران اوقات فراغت جوانان در تهران»” .فصلنامه تحقیقات فرهنگی، دوره 2، شماره 8، زمستان 1388: 209-244

6- چیرانی، ابراهیم. «اوقات فراغت: چالش ها و نتایج جهانی». فصلنامه علمی –پژوهشی سیاست جهانی، دوره 2، شماره 2، تابستان 1392

7- قادر زاده، امید/ قادر زاده،هیراد /حسن پناه ،حسین. «بسترها و منابع گذران فراغت جوانان (مطالعه پیمایشی جوانان 18 تا 29 ساله استان کردستان)». فصلنامه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، دوره 4، شماره 4، زمستان 1394

8- سرایی، حسن/ سوادیان، پروین. «اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺖ در ﮔﺬر ﻧﺴﻞ ﻫﺎ (ﻣﻄﺎﻟﻌﮥ ﻣﻮردی دﺧﺘﺮان دﺑﯿﺮﺳﺘﺎﻧﯽ ﺷﻬﺮ ﮔﺮﻣﺴﺎر و ﻣﺎدران آﻧﻬﺎ)». مجله مطالعه توسعه اجتماعی ایران، سال 4، شماره 1، زمستان 1390

9- معتمدی مهر، اکبر/ واقف کودهی، مریم. «مطالعه تطبیقی گذران اوقات فراغت شهر صومعه سرا.» فصلنامه چشم انداز جغرافیایی، سال 4، شماره 9، پاییز و زمستان 1388

10- منادی، مرتضی. «اوقات فراغت و چالش های جهانی شدن دو نسل». فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات

11- ایمان، محمد تقی و دیگران. «مقایسه الگوهای فراغت فردی، خانوادگی و دوستانه جوانان و میانسالان شهر اصفهان و بررسی نقش هویت جنسیتی، دینداری و مولفه های آن در این الگوها». فصلنامه مطالعات فرهنگ – ارتباطات، دوره ی 18، شماره 37،بهار 1396

12- زارع، بیژن/ مالکی عذاری، علیرضا. «مطالعه رابطه نظام ارزشی و نحوه گذراندن اوقات فراغت جوانان در شهر دشت آزادگان». فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، سال 11، شماره 39، زمستان 1394

13- زارع، فاطمه. «شناسایی الگوهايی اوقات فراغت جوانان شهرستان بجنورد». پژوهشنامه  تربيتی دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد، شماره 23، تابستان 1389

14- دادورخانی، فضلیه و دیگران. «تحلیلی بر گذران اوقات فراغت جوانان در مناطق روستایی ایران؛ مطالعه موردی: دهستان سیگار شهرستان لامرد». انـدیشــه جغــرافـیایــی، سال 5، شماره 9، بهار 1390

15- ایمانی، محسن. «درآمدی بر نحوه گذران اوقات فراغت».نشریه ماهنامه آموزشی – تربیتی، تابستان 1382

16- کاربخش راوی، ماشالله. «جوانان و اوقات فراغت».مجله پیوند، شماره 347، صص 110-121

17- سعیدی، علی اصغر. «تحول در مطالعات اوقات فراغت». پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن