دل نوشته علمی

بی سوادی سفید یا بی سوادی سیاه

شکلی از سواد که در نخستین نگاه به ذهن خطور می کند این است که فرد از نوشتن و خواندن محروم باشد و این که چه کسی نمی تواند، اسم خود را روی برگه کاغذ بنویسد یا تابلوی یک خیابان را بخواند، ارزان ترین نوع بی سوادی است که می توان با آن مبارزه کرد و به آن بی سوادی سیاه می گویند (البته فارغ از این که امروزه خواندن و نوشتن سواد محسوب نمی شود).

اما موضوع قابل تأمل و نوع دیگر، به «بی سوادی سفید» معروف می باشد.

کسانی که ظاهراً توانایی خواندن و نوشتن دارند و هر روز در فضای مجازی می نویسند و حرف می زنند و در کیف خود انواع مدرک آموزشی، گواهی پایان دوره و… را جای داده و با خود جا به جا می کنند و چه بسا مفاهیم استاد و کارشناسی و عناوین از این قبیل، البته از نوع کاذب را با خود یدک می کشند و نشانی از بی سوادی سیاه ندارد.

اما هنوز در ساده ترین تعامل ها و ارتباط ها، نوشتن و خواندن جملات و مطالب دچار چالش های جدی هستند و چنته آن ها پر از موهومات و حرف های بی پایه و اساس می باشد و به عبارتی مدارکی که نه پشتوانه علمی برای شخص دارد و شاید مواردی حفظی با خود داشته باشد و یا مدارکی که تأثیری بر رفتار و گفتار و تعاملات شخصی ندارد که به این ویژگی ها بی سوادی سفید می گویند که از موانع جامعه جهت توسعه می باشند، در حالی که نشانه ایی از بی سوادی سیاه ندارند.

کم شدن «بی سوادی سفید» توسعه انسانی را بدنبال دارد و توسعه اقتصادی بدنبال توسعه انسانی بدست می آید.

البته لازم قابل به ذکر است که در کشور ما مردم از قدیم الایام با مطالعه انس و الفت داشته اند.

یک قرن پیش کمتر خانه و خانواده ای در ایران وجود داشت که برخی از کتب: شاهنامه، کلیله و دمنه، بوستان و گلستان، امیرارسلان، کشکول شیخ بهایی و… را در خود جای نداده باشند و اهل مطالعه آن ها نباشند.

 البته نه مثل امروزه که در بعضی منازل جنبه دکوری داشته باشند، بلکه اهل منزل مطالعه می کردند، بدون آنکه مدرکی در کار باشد و نیاز داشته باشند و هنوز هم در محافل مختلف سواد خواندن افراد قدیمی در خواندن این متون سخت مطرح می گردد هم می خواندند و هم برای دیگران تعریف می کردند و هم پندها و نصایح را در زندگی بکار می بردند.

کم کم گذشت زمان هر چند میزان با سوادی را از نظر خواندن و نوشتن بالا برد یعنی بی سوادی سیاه را پایین آورد.

اما، آیا این آمار تأثیری در ارتقاء کیفیت زندگی فردی و اجتماعی افراد بدنبال داشته است؟

متاسفانه پاسخ به این سوال منفی می باشد، بی سوادی سیاه از بین رفته است، ولی خبرهای منتشر شده از ورشکستگی و تعطیلی کتابفروشی هایی که در مناطق مرفه نشین به گوش می رسد و جای خود را به مغازه های چلوکبابی و ساندویچی و فست فود می دهد و بی دلیل نیست که بیشترین آمار و تیراژ فروش کتاب در ایران یا مربوط به تعبیر خواب است و یا هنر آشپزی، یکی آداب خوابیدن را یاد می دهد و دیگری آیین خوردن را

و این تراژدی غمگینی هست که نشان دهنده افزایش بی سوادی سفید، در عین کاهش بی سوادی سیاه می باشد و اگر کتابی هم می خوانند برای این است که دوستشان سفارش کرده برای خواب رفتن بهتر، کتاب بخوان و نمی دانند و نمی خواهند بدانند و بفهمند که باید کتاب را خواند تا بیدار شد و فعلاً مسیر کتاب و کتاب خوانی و کتاب دانی و سرانجام سواد و توسعه انسانی این است و امید که این راه از سمت ناکجا آباد به مسیر اصلی خود هدایت شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن