علمی توصیفی

تعامل دین، حکومت و دموکراسی

اصولاً برای یک اداره کارآمد در جهان امروز، هر نظام سیاسی باید خود را با معیارهای مردم سالارانه تطبیق دهد، و گرنه از کارآمدی کافی برخوردار نیست و همواره با اعتراضاتی مواجه خواهد شد و بخشی از نیرویش باید صرف مهار آن اعتراضات شود.

اگر این کار مهار اعتراضات از طریق سرکوب باشد، آن زمان مشروعیت خود را از دست خواهد داد.

در نتیجه برای اینکه یک سیستم سیاسی کارآمد و مشروع باشد، چاره ای ندارد جز اینکه دموکراتیک باشد.

اما در ارتباط بین دین و حکومت می توان گفت وقتی نهاد دین وارد قدرت می شود، دیگر نهاد قدرت و سیاست شده است.

یعنی ویژگی های نهاد قدرت و سیاست را پیدا کرده است و باید انتظار داشته باشید که مردم با همان چشمی که همیشه و همواره به نهاد قدرت و سیاست نگاه می کنند به آن هم نگاه کنند.

مردم از نهاد قدرت و سیاست مطالباتی دارند، حکومت مسئولیتی را از طرف مردم و جامعه برعهده می گیرد برای تمشیت امور، اگر نهاد دین در این موضع قرار گرفت، همه مسئولیت های نهاد سیاسی را هم دارد.

درباره کارکرد سیاسی نهاد دین دو دیدگاه وجود دارد:

یکی اینکه نهاد دین بخشی از حوزه عمومی و جامعه مدنی است، می تواند همیشه حضور فعال و تأثیرگذاری بر سیاست داشته باشد و با معیارهای اخلاقی برآمده از دین، همواره از آن نفوذی که در جامعه مدنی و حوزه عمومی دارد، استفاده کند و سیاست را مهار و کنترل کند.

یک نیروی کنترل کننده بر رفتار نظام سیاسی و قدرت باشد.

دیدگاه دیگر معتقد است که نهاد دین در جایگاه نهاد سیاست و قدرت بنشیند و وقتی آنجا نشست همه مسایل را اخلاقی کند.

تجربه نشان داده است که این دیدگاه یا این نوع از عملکرد سیاسی دین، یعنی دین را در موضع قدرت سیاسی قرار دادن، از اعتبار اخلاقی دین در حوزه عمومی کم می کند.

به نظر می رسد، آن رویکردی که قائل به این است که دین از حوزه عمومی، سیاست را کنترل کند نه اینکه خودش در موضع قدرت بنشیند، برای حفظ نفوذ اخلاقی دین در جامعه و تقویت بنیه خود در حوزه عمومی و اثرگذاری بر سیاست از موضع اخلاق دینی، دیدگاه مناسب تر و کارآمدتری باشد.

دکتر سیدحسین سراج زاده

جامعه شناس، استاد دانشگاه، رئیس انجمن جامعه شناسی ایران

نوشته های مشابه

یک نظر

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن