علمی توصیفی

جامعه از پا درآمده

بی یونگ چول هان در کتاب «جامعه از پا درآمده» می نویسد: ما در قرن بیست و یک در جامعه ای به نام «جامعه دست یابی» زندگی می کنیم. برای درک و فهم این جامعه باید آن را با جامعه انضباطی فوکو مقایسه نمود.

اولین تفاوت این دو نوع جامعه در نوع شهروندان آن است.

در جامعه انضباطی، شهروندان از نوع فرمانبردار هستند. یعنی بر اساس دستورات دیگران عمل و رفتار می کنند. در صورتی که در جامعه دست یابی، شهروندان از نوع خودمداری هستند. یعنی بر اساس تفکر و اندیشه خود عمل و رفتار می کنند.

دومین تفاوت این دو نوع جامعه را باید در نحوه مدیریت آن ها جستجو کرد؛

چرا که در جامعه انضباطی، نوع مدیریت به شکل منفی است. یعنی جامعه با نه اداره می شود. به عبارتی جامعه با فرمان ها، ممنوعیت ها و دستورات اداره می شود. به عبارت دقیق، جامعه بر اساس تکلیف عمل می کند. اما در جامعه دست یابی جامعه با قانون، پروژه و نوآوری ها اداره می شود. یعنی جامعه بر اساس تکلیف رفتار نمی کند، بلکه بر اساس خواست و تمایل، آزادی و لذت خود عمل می کند.

سومین تفاوت میان این دو نوع جامعه، تفاوت میان نوع توانمندی های آن هاست.

در جامعه انضباطی توانمندی از نوع منفی است. یعنی با انجام ندادن کارها و یا مانع ایجاد کردن در مسیر کارها، جامعه را اداره می کنند. به عبارتی زمامداران با ترجیح می دهم، انجام ندهم؛ جامعه را اداره می کنند. اما در جامعه دست یابی، برعکس جامعه انضباطی با انجام دادن کارها جامعه را اداره می کنند. به عبارتی زمامداران با ترجیح می دهم، انجام دهم؛ جامعه را اداره می کنند.

چهارمین تفاوت این دو نوع جامعه، تفاوت در عملکرد آن هاست.

جامعه انضباطی یک جامعه فرسوده و گزافه گو است. به عبارتی در جامعه انضباطی به دنبال تخدیر مغزها هستند. در صورتی که جامعه دست یابی، یک جامعه کار و کنش است. به عبارتی در جامعه دست یابی به دنبال بهبود هستند.

پنجمین تفاوت این دو نوع جامعه در نوع الگوی آن هاست.

در جامعه انضباطی، الگوی «همه در یکی» مدنظر است. به عبارتی این جامعه خودشیفته گرایانه است. اما در جامعه دست یابی، الگوی «همگرایی» مدنظر است. به عبارتی این نوع جامعه آزادی گرایانه است.

 ششمین تفاوت این دو نوع جامعه در ساختار آن هاست.

ساختار جامعه انضباطی یک ساختار خشونت گراست. به همین علت بیماری های روانی چون پارانویدی، هیستری، افسردگی، از پادرآمدگی، به هم ریختگی، کمبود توجه، بیش فعالی، در بین شهروندان آن زیاد است. به همین علت پرخاشگری ها و ناسازگاری ها هم در این جامعه زیاد است.

در صورتی که ساختار جامعه دست یابی یک ساختار خشنودی گراست. چرا که شهروندان در آن آزاد و روابط مبتنی بر کنش متقابل طرفین است.

بر این اساس بی یونگ چول هان معتقد است که «جامعه انضباطی» نوعی جامعه «از پا درآمده» است. بنابراین، در جامعه از پا درآمده؛

۱- دیگر تضاد میان گروه ها، ایدئولوژی ها و طبقات نیست، تضاد و رقابت میان افراد جامعه روی می دهد.

۲- مهم ترین مساله در جامعه از پا درآمده، بحران شهروندی است. چرا که هر کدام از شهروندان از مسائل مختلفی رنج می برند.

۳-  این نوع جامعه، جامعه خود استثمارگر می شود. یعنی استثمارگر، خود استثمار شونده است. سیستم دگر استثماری به خود استثماری تبدیل می شود تا شتاب بگیرد.

۴- در جامعه از پا درآمده، شهروندی دست یابی همزمان بین مجرم و قربانی، ارباب و برده است. آزادی و خشونت با هم روی می دهد.

۵- در جامعه از پا درآمده، مردم به نوعی نفرین شده هستند. زیرا دیگر نمی توان با انجیل و اجرای مناسک دینی ناسازگاری های بین آن ها را برطرف کرد.

۶- در جامعه از پا درآمده، خشونت سیستمی است. زیرا بیماری های روانی گسترش پیدا کرده است و تکالیف مشخص، اختیارات را از شهروندان سلب کرده است. به همین خاطر، فرسودگی اجتماعی در حد بسیار بالایی قرار دارد.

۷- مردمان نفرین شده جامعه دست یابی با مردمان جامعه انضباطی تفاوت دیگری هم دارند. این مردمان به هیچ روی نمی خواهند کشته شوند! به همین خاطر زندگی شان با نمرده برابر است. بیشتر از آن زنده اند که بمیرند، بیشتر از آن مرده اند که زندگی کنند.

منبع: بی یونگ چول هانگ، جامعه از پا درآمده، مترجم رویا منجم، تهران: نشر علم، 1401.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا