علمی توصیفی

جامعه مدرن و روشن گری

در توضیح این که منظور ما از مدرن چیست؟ باید بگوییم که هر یک از این فرایندها به شکل گیری ویژگی های متمایز و خصلت های اجتماعی خاصی انجامید، و همین ویژگی ها هستند که به همراه هم، تعریفی از مدرنیته در اختیارمان می گذارند.

در این معنا، اصطلاح «مدرن» صرفاً به پدیده ای نوپا اشاره ندارد، بلکه واجد ارزشی تحلیلی و نظری نیز هست، چراکه به الگویی ذهنی مربوط می شود.

اما، ویژگی ها و خصیصه های معرف جوامع مدرن چه هستند؟

1– تسلط اَشکال دنیوی اقتدار و قدرت سیاسی، و فهم دنیوی حاکمیت و مشروعیت، که در مرزهای سرزمینی مشخص عمل می کنند و خصیصه ساختارهای بزرگ و پیچیده دولت – ملت مدرن هستند.

2– وجود نوعی اقتصاد مبادله ای پولی، که بر تولید و مصرف انبوه کالاها برای بازار استوار است و نیز مالکیت خصوصی گسترده و انباشت پول به صورت نظام مند و درازمدت.

(اقتصادهای کمونیستی شرق اروپا، گرچه بر تولید و مصرف انبوه کالاهای صنعتی استوار بودند، استثنایی بر برخی از این ویژگی ها بود).

3– زوال نظم اجتماعی سنتی، که پایگان های اجتماعی تثبیت شده و نظام های همپوشان بیعت و وفاداری داشت، و نیز پیدایش نوعی تقسیم کار اجتماعی و جنسیتی پویا. وجه مشخصه این امر در جوامع سرمایه داری مدرن شکل گیری طبقات جدید، و پاگرفتن روابط خاص مردسالارانه میان مردان و زنان بود.

4– افول جهان بینی مذهبی که مشخصه جوامع سنتی بود و سربرآوردن فرهنگ دنیوی و مادی، که انگیزه های فردباورانه، عقلانی و ابزاری را که اکنون برایمان بسیار آشنا هستند، به نمایش می گذاشت.

تعریف ما از مدرنیته دو جنبه دیگر نیز دارد که باید با تسامح آنها را جنبه های «فرهنگی» بنامیم.

نخستین آنها به شیوه های تولید و طبقه بندی دانش اشاره دارد.

مشخصه ظهور جوامع مدرن زایش جهان فکری و شناختی نوینی بود که به تدریج از خلال جنبش دین پیرایی، رنسانس، انقلاب علمی سده هفدهم و روشن گری سده هجدهم سربرآورد.

دوم این که ما می کوشیم تا با تاکید بر چگونگی شکل گیری هویت فرهنگی و اجتماعی در مقام بخشی از فرایند صورت بندی جوامع مدرن، به تحلیل این جوامع بپردازیم.

منظور ما در اینجا، از سویی شکل گیری احساسی تعلقی است که مردم را در قالب یک «اجتماع خیالی» به هم پیوند می دهد، و از سوی دیگر، شکل گیری حد و مرزهای نمادینی است که معلوم می کنند چه کسی به این «اجتماع» متعلق نیست یا از آن بیرون می ماند.

قرن ها بود که «مسیحی» بودن یا «کاتولیک» بودن تنها هویت مشترک مردم در اروپای غربی بود.

هویت «اروپایی» هویتی بود که به تدریج شکل گرفت.

در این راستا، جوامع مدرن اروپا باید زبان ها، تصاویر و نمادهایی می داشتند که هر یک از این جوامع را در مقام یک «اجتماع» تعریف کنند و آنها را به واسطه تفاوت هایی که با هم دارند، از هم تمایز بخشند.

از آنجا که روشن گری (Enlightenment)، نقطه عطفی در اندیشه انسان درباره جامعه بود که به واسطه کاربرد عقل، تجربه و آزمون در بررسی جهان طبیعی و اجتماعی، شیوه ای به لحاظ کیفی نوینی را در تفکر رقم زد، در اینجا محتوا و زمینه ایده های مهم روشن گری را به طور فشرده برمی شماریم.

1– بر اولویت عقل و عقلانیت (Rationality)، همچون شیوه هایی برای سازماندهی دانش – همراه با تجربه و آزمون- تاکید داشتند.

2– تجربه باوری: هر گونه فکر و دانش درباره جهان طبیعی و اجتماعی بر تجربه استوار است. یعنی بر چیزهایی که همه انسان ها می توانند به کمک حواس خود آنها را ادراک کنند.

3– علم: معرفت علمی که بر روش تجربی استوار بود و در جریان انقلاب علمی سده هفدهم شکل گرفته بود، عامل اساسی گسترش کل دانش بشری بود.

4– جهان شمولی (Universality): عقل و علم را می توان در هر موقعیتی به کار بست و اصول آنها در تمام موقعیت ها یکسان است. علم، به طور خاص، قوانین عام حاکم بر کل جهان را کشف می کند، بدون این که استثنایی در آن راه یابد.

5– پیشرفت (Progress): موقعیت طبیعی و اجتماعی انسان ها را می توان با کاربست علم و عقل بهبود بخشید و این امر به افزایش مداوم شادی و سعادت می انجامد.

6– فردباوری (Individualism): فرد نقطه آغاز هر دانش و هر کنشی است و عقل فرد را نمی توان تابع اقتداری برتر کرد. پس، جامعه نتیجه یا محصول اندیشه و کنش شمار زیادی از افراد است.

7– مدارا (Toleration)، همه انسان ها صرف نظر از این که مذهب یا عرف اخلاقی شان چه باشد؟ اساساً یکسان اند، و باورهای سایر نژادها یا تمدن ها ذاتاً فرودست تر از مسیحیت اروپایی نیست.

8– آزادی: مقابله با محدودیت های فئودالی و سنتی در مورد باورها، تجارت، ارتباط، تعامل اجتماعی، جنسیت، و مالکیت.

9– یگانگی سرشت انسان: ویژگی های اساسی سرشت انسان همیشه و همه جا یکسان است.

10– سکولاریسم: اخلاقیاتی که بسا بارها به شکل مبارزه مهلک با روحانیت شدیده شده است.

می توان موارد دیگری را نیز به این فهرست افزود یا درباره اهمیت نسبی هر یک چون و چرا کرد.

اما این فهرست از اصول و ایده های روشن گری، آغازگاه مناسبی برای فهم جوامع مدرن است.

منبع: همیلتون، پیتر (1386)، روشن گری و تکوین علم اجتماعی، ترجمه محمد نبوی، تهران: نشر آگه، ص 41-11.

برچسب ها

جامعه شناسان

نظریات جامعه شناسان از کُتب مختلف توسط دکتر منیژه نویدنیا در اختیار علاقمندان قرار داده می شود، به انضمام نمودارها، عکس ها ... که شیوه ابداعی ایشان می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن