علمی توصیفی

حوزه جامعه شناسی جوانان

جوانان به مثابه یك گروه اجتماعی و به ســبب برخورداری از روحیه نوجوانی، تمایل به متفاوت بودن دارند.

آن ها بیشتر مخاطب ارزش ها و هنجارهای جدید قرار می گیرنــد.

جوانان همچون حاملان آگاهی های جدید و در جامعه ای كه بزرگسالان تداوم نظم مستقر ارزشی ـ هنجاری در آن را امری بدیهی و درست می پندارند، مستعد نگریسته شدن به عنوان عاملان ایجاد مسائل اجتماعی هستند.

با این وجود، گستره توجه به جوانان در تحقیقات علمی پیرامون مسائل اجتماعی ایران و یا در مطالعات انجام گرفته در قلمرو تغییرات اجتماعی در ایران، چندان درخور اعتناء نیست.

مفهوم جوانی

مفهوم جوانی یک برخواست اجتماعی با معنای اجتماعی است (جونز، 1393: 5؛ وبر و دیکسون،2007: 3).

و این نکته ای است که از نظریات اریس نیز می توان دریافت (تراسک،2010).

مفاهیم کودکی و جوانی نه تنها از فرهنگی به فرهنگی و از محلی به محلی دیگر و حتی از خانواده ای به خانواده ای دیگر نیز می تواند متغیر باشد، بر اساس جنسیت، اعضای خانواده، طبقه اجتماعی و…

باید به این نکته توجه کرد که به دنیا آمدن یک کودک در یک محیط شهری یا روستای می تواند بر تعریف کودکی تاثیر داشته باشد.

بنابراین، زمینه ای که یک کودک در آن رشد می کند و بالنده می شود، می تواند حمایت ها، فرصت ها و همچنین خطرهای متفاوتی برای افراد داشته باشد.

ما می توانیم از یک گروه کلی تحت عنوان کودکان یا جوانان یاد کنیم.

اما، باید به این مسئله توجه داشته باشیم که آنها حتی در یک جامعه، تجارب یکسان و مشترک ندارند.

معنای جوان بودن نه تنها براساس رده سنی، بلکه توسط عوامل فرهنگی و اجتماعی در زمینه ای که در آن زندگی می کنند، تعیین می شود.

طیف وسیعی از ترس ها و نگرانی ها همواره مسئله جوانان را شکل می دهد.

این سوال که دوره جوانی تحت تاثیر چه چیزی است؟ و برای جوانان جامعه چه باید کرد؟

از مهم ترین سوالات اساسی در مورد این گروه از جامعه است.

تعریف جوانی از دیدگاه های مختلف

کوهن (1997) بیان کرد که مسئله جوانی یک تعریف ساده جهانی ندارد، این تعریف می تواند بسته به توسعه های بستر وسیع تر که در جامعه رخ می دهد، تغییر کند.

این دگرگونی ها به لحاظ تاریخی و تداوم آنها مورد توجه قرار گرفته است.

اما، آنچه معمولاً درک نمی شود فرایندها و تاثیراتی است که این دگرگونی ها مسئله جوانان را در طول زمان ساخته و هم چنان خواهند ساخت.

وبر و دیکسون با به کار بردن مفهوم مردم جوان آن را از دوران اولیه بچگی تا اواخر نوجوانی می دانند و در پی آن هستند که نشان دهند این دوره انتقال از کودکی به بزرگسالی چقدر در هاله ابهام است (وبر و دیکسون،2007: 3).

آنها اعتقاد دارند که کودکی و جوانی برساخت اجتماعی است و مرزهای سنتی بین کودکی و بزرگسالی غالباً تاریک و محل بحث است.

دوره جوانی علاوه بر خصیصه ها و دلالت های فیزیولوژیکی دارای دلالت ها و ویژگی های اجتماعی است.

این کلمه تنها معادل با مفهوم بلوغ جسمانی نیست، بلکه معمولاً به دوره ای از رشد شخصی و اجتماعی نیز اشاره دارد.

سازمان ملل فاصله سنی 24_15سال را به عنوان دوره جوانی در نظر می گیرد.

بر طبق نظر این سازمان دوره 19_15سال را دوره نوجوانی و24_20سال را دوره جوانی را دوره جوانی بالغ محسوب می شود (آلابی،2014 ؛موریس،2006).

نیلان و فیسا (2006) در کتاب جوان جهانی معتقدند که دوران جوانی از هر دو جنس در یک دامنه سنی 35_12 سال (حتی 30_10 سال در برخی از کشورها) قرار دارند.

این دامنه سنی به گستره ای اشاره دارد که سن فرهنگی مقوله جوان برای شمول برخی از افراد است که در مناطقی از جهان هنوز کودک محسوب می شوند یا در برخی از مناطق دیگر در زمره بزرگ سالان تلقی می شوند.

از دیدگاه شفرز نیز جوانی دوره سنی 25_13 سالگی است به نظر وی جامعه شناسان از آن روی برای این دوره اهمیت قائل هستند که همواره با شیوه رفتاری و نگرشی خاصی همراه است (شفرز،1383: 23).

شفرز دوره جوانی را بر اساس ویژگی های جسمانی و روانی افراد به سه دوره فرعی تقسیم می کند که عبارت اند از:

دوره اول دوره18_13 سالگی که شاخصه مهم آن بلوغ فرد است.

دوره دوم 21_18 سالگی که دوره رشد جوانان محسوب می شود و بعد از بلوغ است.

دوره سوم 25_21 سالگی دوره ای که فرد براساس پایگاه و رفتار اجتماعی جوان محسوب می شود (شفرز،1383: 25).

ذکایی یک گستره سنی 13 ساله یعنی از 18 تا 30سالگی را در تعریف دوره جوانی آورده است و همچنین از آن دوره به عنوان نمونه آماری استفاده کرده است (ذکایی،1368: 89).

 سازمان بهداشت جهانی در آخرین اعلام رده‌بندی دوران عمر طی سال ۲۰۱۸، ۲۵ تا ۶۵ سالگی را دوران جوانی معرفی کرد.

این بازه‌ها در کشورهای مختلف متفاوت است؛ مثلاً در آفریقای جنوبی ۱۴ تا ۳۵ سال، در استرالیا ۱۵ تا ۲۵ سال، در چین ۱۴ تا ۲۸ سال و در مالزی ۱۵ تا ۴۰ سال دوران جوانی محسوب می‌شود.

به گفته روانشناسان و جامعه‌شناسان، مادامی که افراد احساس پویایی کنند، هدف داشته باشند و برای ادامه زندگی‌شان برنامه‌ریزی کنند می‌توانند احساس جوانی کنند، حتی اگر عدد سنی‌شان از بازه جوانی گذشته باشد.

نظریه پردازان در این زمینه

آنتونی گیدنز:  او معتقد است که زندگی اجتماعی امروزی علاوه  بر بازتابندگی نهادین خود، روش هایی را در دل خود به فرهنگ عمومی ارائه می کند که روابط اجتماعی را از قید ویژگی های محلی می رهاند و با زمینه های اجتماعی دیگر ترکیب می کند.

این ساختار جدید، ماهیت، انتظارات و الگوهای زندگی روزمره را تغییر می دهد.

گیدنز، معتقد است که ویژگی مدرنیته و تجدد، خطر کردن است.

مفهوم خطرکردن که سامان دهنده حیات اجتماعی است شالوده رفتارها و اعمال افراد ساده و متخصصان را تشكیل می دهد.

زیگفرید برن فلد: پیشنهاد کرد جوانان و مسائل آنان را از نظر روانی اجتماعی و حتی جسمانی مورد مطالعه قرار دهیم.

نظرات این دانشمند ما را یاری کرد تا امروز از این واقعیت که واکنش های روانی فرد در هنگام بلوغ در برابر تغییرات جسمانی شدیدتر از دیگر مراحل زندگی اوست، آگاه شویم.

این واکنش ها با احساس عدم اعتمادی همراه می شود که به نوبه خود جوان را نسبت به نظام ارزش ها و هدف های جدید حساس تر می کنند.

جوان دیگر به قبول ساده نظام ارزشی با دیدی کودکانه اکتفاء نمی کند، بلکه سازمانی تازه در روان نوجوان به وجود می آید که او را در پذیرش بهتر انگیزه های اجتماعی یاری می کند.

انواع برداشت ها از مقوله جوانی و مفاهیم وابسته به آن ها

مسائل اجتماعی جوانان ایران

از جنبه عینی، جوانان صرفاً به مثابه نمود پدیداری یک نسل جدید می توانند ظرفیت نگریسته شدن به عنوان یك مسأله را از دیدگاه نسل پیشین داشته باشند.

در واقع شكل گیری هر نسل جدید، خواه ناخواه نسل های قبلی را بهت زده می كند، چه، گذشت زمان در ما اضطراب می آفریند و به ما یادآور می شـود كه دوره ما و دوستانمان به انقراض نزدیک تر شده است (بالس، 1380).

این تمایل عمومی در همه جوامع به شكل كم و بیش آشكار می تواند مورد مشاهده قرار گیرد؛ اما بدل شدن آن به موضوعی در كانون توجه عمومی البته اقتضائات و الزامات دیگری دارد.

به لحاظ نظری، بحث از مسائل جوانان را می توان از دیدگاه های مختلف مطرح كرد.

 برای مثال، با استفاده از رویكردی ساختی ـ كاركردی و برگزیدن وجه نظری ایستا، می توان مسائلی چون آموزش اضافی، تأخیر در سن ازدواج، ناامنی اجتماعی را از دیدگاه ارزش محورانه مورد بحث قرار داد ( رک اورعی، 1374).

برخی آثار ارائه شده درباره جوانان نیز مبتنی بر رویكردی ارشادی و تجویزیت در درك مقوله جوانی  بوده اند.

به شكلی متفاوت و پراكنده، برخی دیگر از نویسندگان تنها كوشیده اند تا فهرستی از مسائل جوانان را بنا بر پنداشت خود و به گونه ای نامنسجم و آشفته عرضه كنند، بدون آن كه به درك نظام مند و روش مند این مسائل نماید.

بر این اساس ضروری است تا در جهت ارائه چارچوبی برای درك نظام مند از مسائل اجتماعی تلاش شــود.

در مطالعات مربوط به جوانان نیز می توان گرایشات موجود را در چند دسته تقسیم بندی نمود .

دگرگونی در قلمرو واقعیت های اجتماعی مرتبط با جوانان

منابع:

– برنهارد شفرز (1396)، کتاب مبانی جامعه شناسی جوانان، ترجمه کرامت الله راسخ، تهران: نشر نی.

– ذکایی، محمد سعید (1386)، جامعه شناسی جوانان ایران، تهران: انتشارات آگاه.

– گیدنز، آنتونی (1381)، جامعه شناسی، منوچهر صبوری، تهران: نشر نی.

– ساروخانی، باقر (1350)، نگاهی به جامعه شناسی جوانان، مجله دانشکده، شماره 3، صص27_19.

– افشار کهن، جواد (1388)، گونه شناسی مسائل اجتماعی جوانان با تاکید بر وضعیت دختران، فصلنامه شورای فرهنگی اجتماعی زنان، سال یازدهم، شماره 24، صص141_111.

– اورعی، غلامرضا (1384)، جامعه شناسی مسائل اجتماعی جوانان، انتشارات جهاد دانشگاهی مشهد.

مهدی توکلی اله آبادی

دانشجوی دکتری جامعه شناسی (گرايش بررسی مسائل اجتماعی ايران) واحد علوم تحقيقات تهران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا