دل نوشته علمی

سارتر و ادبیات

سارتر در کتاب «ادبیات چیست؟» راجع به سوال مطروحه این گونه پاسخ می دهد؛ ادبیات عبارتست از زبان!

بعد در تعریف زبان می نویسد؛ زبان مجموعه و یا دستگاهی از کلمه ها و نشانه هاست.

کلمه خود به دو قسمت لفظ و معنی تقسیم می شود؛ به جای لفظ و معنی می توان از دال و مدلول هم استفاده کرد.

مثلاً در کلمه دیوار، لفظ خود دیوار است، اما معنی آن چیزیست که از دیوار در ذهن ما نقش می بندد. یا به عبارتی، «جای پا» دال است و «رونده» مدلول است.

رابطه میان دال و مدلول، دلالت است.

بر این اساس لفظ و معنی یا دال و مدلول امری قراردادی است نه طبیعی!

بنابراین هر لفظی دلالت بر یک معنی دارد و هر معنی دلالت بر یک شی خارجی.

لذا اگر معنی نبود الفاظ چون اصوات میان تهی یا خطوط کج و معوج در هم می آشفتند و پراکنده می شدند.

ادبیات را می توان به دو قسمت نظم و نثر تقسیم نمود.

بین نظم و نثر وجه اشتراکی وجود ندارد جزء حرکت دست!

چون هدف این دو با هم متفاوت است!

زیرا هدف نویسنده ترویج آزادی، حقیقت و دموکراسی است، اما هدف شاعر ساختن یک تصویر زیبا است.

اصلاً مقایسه داستان نویس با شاعر، نقاش، موسیقیدان و مجسمه ساز اشتباه محض است.

چرا که هدف شاعر، نقاش، موسیقیدان و مجسمه ساز ساخت یک تابلوی زیبایی است که بیننده ها و تماشاگران از دیدن آن شاد شوند و لذت ببرند.

اما هدف داستان نویس این است که با قرار دادن مخاطب در یک موقعیتی، ذهن او بتواند تابلویی (تصویری) ترسیم و بازسازی کند.

دو نوع داستان بیشتر وجود ندارد، داستان خوب و داستان بد.

داستان خوب، داستانی است که به آزادی، حقیقت و دموکراسی خدمت می کند و داستان بد، داستانی است که به ایدئولوژی خدمت می کند.

بی گمان داستانی موفق خواهد شد که بتواند پیچیدگی های شخصیت های داستان را به خوبی روایت کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا