خلاق و ابداعی

سالوادور دالی و معمای هیتلر

اگر نمود ناسازواره درون تصویر برکشیده شده توسط دالی را بخواهیم به صحنه بروز امر سیاسی آن سان که نظریه پردازان پسا لاکانی، لاکلا و موفه از نظریه امر واقعی لاکان برگرفته اند، برگردانیم پرواضح است که نمادهای چکانیده شده توسط ناخودآگاه دالی به تابلو پیش پرده ای را از آنچه که ناخودآگاه سیاسی اروپای دهه بیست و سی، آنجا که جهان و بالاخص اروپای بعد از جنگ جهانی اول هنوز ترکش های تقسیم اراضی و معاهدات سیاسی پس از جنگ را بردوش می کشد، معرفی می کند.

سالوادور دالی صحنه ای از اروپای پیش از واقعه و در حین واقعه را به صورت امری سیاسی و فضایی که تیره گی و تشنج همچو ابری بر بالای زمین واقعیت و تاریخ عینی و منتظر به وقوع، ایستاده به تصویر می کشد.

اساس صحنه ای که در تصویر به پیش کشیده شده از تلفنی که به شاخه ای آویخته تا چتری باژگون، خفاشی روی بشقاب، بشقابی که عکس کوچک هیتلر در گوشه ای از آن به چشم می خورد، برهوتی از انفکاک و تعلل که در عدم ارتباط اشیا و اجزا حضور دارد، مردی که از گوشه چتر باژگون به بشقاب خیره شده؛ همه گی نهایت بیگانه گی و معمای تاریخیِ حضور شخص هیتلر در عرصه تاریخی – سیاسی اروپاست.

ازدحام مرموز نشانه ها از سوژه های انسانی که در عمق تابلو به صورت دسته جمعی تصویر شده اند تا بشقابی که عکس هیتلر قسمت کوچکی از آن را اشغال کرده و تلفنی که بعدها و یک سال پس از ترسیم تابلو در ۱۹۳۸ می رود تا نشانه شکست دیپلماسی چمبرلین (نخست وزیر وقت انگلیس) در اجلاس مونیخ را فرضاً پیش بینی کند.

سیاست ایجاد و اعمال نشده پیش از وقوع را به صورت شاید و اگر و نمودهایی که ترسیم سراشیب و سقوط را بیشتر به ذهن متبادر می کند، منتقل می کنند.

فضای امر سیاسی در نظرگاه لاکلا و موفه پیش پرده ای است از سیاستی که حضور خود را بر فراز واقعیتِ عینی سیاسی به صورتی معلق تحمیل می کند.

اگر بخواهیم از این رهگذر به – امر واقعی – لاکانی نگاهی بیندازیم تا امرسیاسی لاکلا و موفه وضوح بیشتری بیابد، به این اشاره می رسیم که همچون تعریف امر واقع که در آن واقعیتِ عینی شکلی است که توسط شاکله شکل دهنده ای فراتر از خود، که مرزناپذیر و بی شکل است فرم یافته و به نوعی از انتزاع طبیعت به پدیدار طبیعت رسیده و شکلی عینی می یابد، بدین سان امر سیاسی نیز از رهگذر همین فرایند، به واقعیتی سیاسی تبدیل می شود.

تشنجی که سالوادور دالی در فضای شائبه آلود و بی وحدت تابلو تصویر کرده شکلِ بی شکل ِامر سیاسی است که اِلمان هایی را که می تواند در حضور واقعی اش و در عرصه عمل شکل بیابد با خود به همراه دارد.

صحنه ای که دالی به تصویر کشیده صحنه تزاحم نیرویی یا برایند نیروهای تاریخی نیست که صورتِ دولوزی نقش نمای اجحاف یا چگونگه ای استیصال یا فقدان از آن برداشت شود.

بلکه در صحنه تصویر شده توسط سالوادور دالی، دال های بی ارتباط نسبت به هم در حکم نشانه هایی هستند؛ که هنوز در بافت واقعیت عینی و تاریخی که وقوعش در سال ۱۹۳۷ غیرقابل پیش بینی بوده، پیوند معنایی و وحدت حضوری نیافته اند.

به تعریفی دیگر دال های گسسته که بصورت نشانگان تیره گی و پریشانی در تابلو معرفی شده اند، هنوز در ذهن مخاطب ترکیبی را که بدان ارجاع می دهند (نظیر گسسته گی، وحشت، تیره گی، پریشانی، ناسرانجامی) ندارند.

از این رو، بصورت پیش درآمدهایی وحشت زا و متکثر از هم در تابلو در حداقل ربطی که دالی نسبت به اجزای دیگر، برایشان در نظر گرفته به ایفای نقش پرداخته اند.

صحنه تابلو چیزهایی که سالوادور دالی نمی خواهد را از کنج ناخودآگاهش به تصویر کشیده صحنه سیاسی ای که با برآمدن هیتلر در اروپا ناشدنی است که به همین منوال در سکون و رخوت ادامه پیدا کند و گسست و صورت بندی جدید نیرویی در عرصه سیاسی و حتی جغرافیای سیاسی کشورهایی اروپایی انکار ناشدنی است.

در تابلوی معمای هیتلر؛ عرصه جدید و قدیم در یک نقطه آنی از ناخودآگاه دالی به ملاقات یکدیگر رسیده اند.

ترمزی که حدسیات او در برابر عرصه پیش بینی ناپذیر امر سیاسی در اواخر دهه سی در اوپا دارد شاید واگرهای بسیاری را از ناخودآگاه به ذهن ترسیم گرش در تابلو منتقل کرده.

جایی که فوران نویدهای پیروزمند همچنان که در ذهن دالی جذر و مد می کنند صحنه های تدریجی ِزوال و از دست رفتن را بصورت ته نشین های این ایده ها در آینده ای نامشخص به همراه دارند.

چیزی که  استیصالِ از آن سالوادور دالی را وادار نموده تا عدم ارتباطی مشخص را به صورتی موحش و هشدار دهنده مابین اجزا و المان های نمادی تابلو گوشزد کند.

هرچه که تمرکز وی به صورت بندی و شکل پذیری بیشتر شده ذهن او عرصه را بیشتر بدست نهان خانه مورد علاقه اش در سنت تصویری ای که بواسطه حضور و اعمال نیروهای ناخودآگاه (سورئالیسم) به پیش گرفته، می سپارد.

دالی کناری ایستاده و ناخودآگاهش بی کم و کاست آنچه ادراک ذهنی او از تجربه روایت های سیاسی در عرصه عمل و پراکسیس های تاریخی بدست آورده را با ترکیب معجزه آسای پریشانی و زوال و پراکنده گی به نمایش می گذارد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا