دل نوشته علمی

«فرهنگ ما» به مثابه «توسعه ما»

توسعه از جمله واژه هایی است که در ترکیب با کلماتی چون فرهنگ، سیاست، اقتصاد و اجتماع مفهوم و معانی پردامنه پیدا می کند.

یکی از این معانی «هرگونه دگرگونی اساسی در ساخت های نهادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اداری و هم چنین باورها و وجهه نظرهای عموم مردم می باشد».

این متن با استفاده از یک نظریه فرهنگی به دنبال بیان اهمیت و نقش زیرساخت توسعه لرستان یعنی «فرهنگ» است.

خلقت انسان و زندگی اجتماعی او با «فرهنگ» و «مجموعه های فرهنگی» آراسته شده است.

این انسان فرهنگی، انسانی نوآور و خلاق بوده که در گذر زمان امر تغییر و تحول را می پذیرد و با آن «خو»  می گیرد.

فرهنگ به عنوان یک کل که در برگیرنده پنج عنصر مهم (تکنولوژی، ایدئولوژی، سازمان ها، ایستارها و احساسات، زبان) است.

به عبارتی، مجموعه ای از عناصر مادی مانند تکنولوژی که بخش سخت افزاری آن است و عناصر معنوی (مانند عقاید و افکار که بخش نرم افزاری فرهنگ می باشد)، درتمامیت خود به هم پیوسته اند که اگر در بخشی از آن تغییر حاصل شود، این تغییر موجبات فشار بر دیگر بخش ها را فراهم می کند تا در این دگرگونی، آنها هم همراه شوند.

اگر دگرگونی ها در عناصر مادی و معنوی فرهنگ، «همگام و همراه هم» صورت نگیرد از آن به عنوان «عقب ماندگی فرهنگی یا تأخر فرهنگی» یاد می شود که به دنبال آن نوعی ناهماهنگی رفتاری، عملکردی و ساختاری در حیات فرهنگی جامعه شکل می گیرد و بازتاب آن را باید در صحنه های مختلف زندگی به نظاره نشست.

از آنجا که مبانی توسعه فرهنگی، «انسان» و محوری ترین نقطه مطلوب در این توسعه «کمال انسان ها» است، پس لازمه رسیدن به این کمال «تغییر زمینه های فکری، فرهنگی و سنتی» و حرکت به سمت باور داشت های مطلوب تر در راستای توسعه سخت افزاری فرهنگ (عناصر مادی) است.

در لرستان با وجود استعدادهای زیاد و بسترهای فراوان برای توسعه یافتگی متوازن و همپای با دیگر استان های کشورمان ایران، متاسفانه با نوعی «دیرعملکرد» در توسعه فرهنگ که پایه و اساس دیگر ابعاد توسعه است، رو به رو هستیم که درگذر زمان همچنان برای مردمان این دیار تاریخی و متمدن، «این عدم همراهی و هماهنگی دگرگونی ها در عرصه فرهنگ» پیامدهایی چون

«ضعف خودباوری و چشمداشت از دیگران»،

«یأس و ناامیدی از همدیگر در انجام و پذیرش مسئولیت های اجتماعی»،

«مقاومت های کاذب در برابر تغییرات»،

«بی تفاوتی نسل ها و بی انگیزگی کنشگران نقش آفرین در ایفای وظایف محول»،

«چشم هم چشمی های منفی (نوعی ستیزه جویی)»،

«قوم گرایی و تقویت تعصبات مخرب طایفه ایی»،

«بدبینی مطلق نسبت به تکنولوژی های نوین»،

«قانون گریزی»،

«بی تفاوتی اجتماعی نسبت به مسائل پیرامونی»،

«سطحی نگری و رفع تکلیف «باری به هرجهت»،

«به هم ریختگی کارکرد نظام ها و خُرده نظام های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی»،

«جا به جا شدن نقش ها به لحاظ کارکردی»،

«سردرگمی و ابهام در ایفای نقش ها» و به حاشیه رفتن و احساس تنهایی صاحبان ایده و نظر را به دنبال داشته است.

این پیامدهای ناشی از مقوله «تأخر فرهنگی» امر توسعه یافتگی پایدار لرستان (باور به قانون و قانون گرایی در عمل و اجرا، مسئولیت پذیری همگانی، شوق به مشارکت داوطلبانه در سازندگی محیط زندگی، سازگاری با لوازم و پیامدهای توسعه یافتگی، رواج فرهنگ پرسشگری از صاحب منصبان، اعتماد اجتماعی و …) را کُند کرده است.

با کمک نظریه فوق، می توان برای سوالاتی که ممکن است در ذهن ما مطرح شوند با تحلیل نظری پاسخ هایی درخور پیدا کرد، از جمله :

آیا با افزایش سطح تحصیلات افراد، کنش ها و پذیرندگی های فرهنگی آنها هم مورد پذیرش اطرافیان قرار می گیرد؟

و این نسل جدید تحصیلکرده و آگاه که اتفاقاً بیشتر با فضای جدید خو گرفته اند و دارای ایده های جدیدترند تا چه حد در تصمیم گیری های جمعی و مشارکت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به عنوان «الگو و پیشرو» سهیم اند و انتظاراتشون از فرادستان و نمایند گان و منتخبینشان با چه مبنا و کیفیتی شکل می گیرد؟ (نقش عنصر ایستارها و عنصر باورمندی ها)

به عبارت دیگر، تا چه حد بزرگتران و ریش سفیدان، نظرات البته صواب و معقول این نسل جدید را می پذیرند و تا چه حد در این زمینه مقاومت سرسختانه وجود دارد؟ (نقش عنصر سازمان ها و نهادها مانند خانواده)

آیا در میان اکثر خانواده ها بحث «سازگاری» با قدرت تاثیرگذار فناوری های جدید ارتباطی (اینترنت، موبایل و…) در شکل دادن به ذهنیت و رفتار افراد و نیز وسایل حمل و نقل توان پذیرش فرهنگ رفتاری جدید و البته در چهارچوب ارزش های اعتقادی را افزایش داده است یا نه ؟ (نقش عنصرتکنولوژی ها، مثلاً وسایل نقلیه و فرهنگ استفاده از آنها و رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی)

و در نهایت، این سوال که تا چه حد باورداشت های سنتی طایفه ای (به عنوان عنصر معنوی فرهنگ ما) خود را با دگرگونی های عناصر مادی فرهنگ مانند تکنولوژی ها و سازمان های جدید همراه می سازند؟

با پاسخ به این سوالات که در مجموع بیانگر رابطه میان «تأخر فرهنگی و دیرتوسعه یافتگی» است.

باید باور داشته باشیم که پیشرفت لرستان مانند دیگر استان های برخوردار بدون توجه به زیرساخت توسعه یعنی فرهنگ (هم عناصر مادی و هم عناصر معنوی و هم پذیرش دگرگونی در هر دو عنصر)

و حل مشکل عدم همگرایی میان نسل ها در پذیرش دگرگونی ها (مثلاً توسط نسل پیشین سرسختانه پذیرفته می شود که نسل جدید «درس خوانده» مدعی ابراز وجود، مشتاق ارائه ایده و فکر و باور جدید مبتنی بر فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی می باشند و این باورمندی خود معلول تحولات تکنولوژیکی و شرایط زیست جامعه جدید است)، اگر نگویم شدنی نیست، اما با موانع فراوان و سختی های دیرگذر مواجه خواهد شد.

نتیجه آنکه همان طور که نویسنده کتابِ  «توسعه به مثابه آزادی» _ آمارتیاسن_ در فرایند توسعه، آزادی را به دو دلیلِ نقش آزمون گری و نقش تاثیرگذاری دارای اهمیت می داند، می توان این برداشت را در زمینه  فرهنگ نیز به کار برد.

به این معنا که سنجش پیشرفت توسعه و حرکت در مسیر توسعه یافتگی و نیل به مولفه های توسعه در گرو  گسترش، تعمیق و نهادینه شدن سازگاری، هماهنگیِ و هم افزایی نگرش ها، باورها، احساسات و اندیشه های نو (نرم افزاری) با بُعدی مادی و شکلی فرهنگ (سخت افزاری) می باشد.

بنابراین، توشه ما برای پرشِ توسعه ای عادات رفتاریِ پایا و آداب کرداریِ پویا بر پایه اصلاح پس رفت های ناشی از نگرش های جامانده از «حرکت و تغییر» است، نه داشته های شکلی خالی از «محتوا  و مبنا»، ولی لبالب از «مادیات». داشته هایی که نجات دهنده و جلو برنده نیستند.

مطلب را با این شعر به پایان می برم:

زدانا بپرسید پس دادگر

که «فرهنگ» بهتر بود یا گهر؟

چنین داد پاسخ بدو رهنمون

که «فرهنگ» باشد زگوهر فزون

که فرهنگ آرایش جان بود

زگوهر سخن گفتن آسان بود

گهر بی هنر زار و خوار است و سُست

به فرهنگ باشد روان تندرست (فردوسی)

حمزه فیضی پور

کارشناسی ارشد علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا