علمی پژوهشی

نظریه تقابل های اجتماعی؛ گروه ها در تعقیب دشمنان

گروه ها به خصوص اقلیت هایی که در شرایط جنگ و گریز زندگی می کنند، هر چه را که پیش آید، رد کرده و حتی حوصله پذیرش و تحمل طرف مقابل را نیز ندارند، چه بدین وسیله هویت مخالفت آمیزی که بدون آن قادر به ادامه حیات نیستند، شسته شده و از میان می رود.

بدین لحاظ یک پیروزی قطعی بر دشمن، همیشه مایه خوشی و خوشبختی نیست!

زیرا به واسطه آن، توانی که همبستگی گروهی را تضمین می نمود، کاهش یافته و امکانات زیان آوری که خطری جهت انحلال گروه بوده و همیشه هم فعال اند، مجدداً مطرح می گردند.

بله، ممکن است که در بعضی گروه ها زیرکی سیاسی آنان ایجاب کند که بودن دشمن خود را ضمانت کنند (برای تداوم حیات دشمن بکوشند) تا بدین وسیله وحدت عناصر، به مثابه مایه حیات گروه هم چنان آگاهانه و فعال باقی بماند.

باتوجه به مطالب فوق، تقابل خارجی باعث تصعید وحدت گروهی می شود.

اینک زیمل ادعا می کند که گروه های جنگی واقعاً می توانند باعث «ایجاد» دشمن گردند، زیرا بدین وسیله هم وحدت گروهی را تضمین می نمایند و هم باعث تقویت گروه می گردند.

از آن جایی که تداوم تقابل شرط ادامه حیات گروه جنگده می باشد، می باید این وضعیت به گونه ای مستمر به وجود آید.

زیمل اعتقاد دارد که نیازی نیست تقابل خارجی به یک باره موجود گردد تا ضامنی برای انسجام گروه باشد، تنها امر ضروری آن است که اعضا قائل به یک تهدید خارجی باشند و یا کسی این چنین باوری را به آنان بنمایاند، تا بدین وسیله نسبت به موقعیت خود آگاهی یافته و وحدت و انسجام گروهی را دامن زنند.

تهدید ممکن است در شکلی واقعی موجود باشد یا نباشد، آن چه گروه باید بدان بیندیشد، همانا تداوم وجود و حیات خود است.

درک اجتماعی یک خطر خارجی ممکن است نادرست باشد، لیکن تاثیر آن بر هویت درون گروهی می تواند همانند ادارک یک خطر واقعی و تاثیرات غیرقابل انکار آن عمل کند.

منبع: کوزر، لوئیس آلفرد (1384)، نظریه ی تقابل های اجتماعی، ترجمه عبدالرضا نواح، تهران: نشر رسش، ص 201-200.

جامعه شناسان

نظریات جامعه شناسان و موضوعات جامعه شناسی از کُتب مختلف توسط دکتر منیژه نویدنیا در اختیار علاقمندان قرار داده می شود، به انضمام نمودارها، عکس ها ... که شیوه ابداعی ایشان می باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا