علمی تحلیلی

ورزش و صنعت فرهنگی

وقتی انقلاب صنعتی به وجود آمد، تولید انبوه آغاز شد، مفهوم ملت شکل گرفت و دولت های مدرن خواستند مشروعیت خود را از ملت و مردم به دست بیاورند.

با این دیدگاه، ورزش های پرطرفدار و هیجانی نقشی اساسی در تاریخ قرن بیستم داشته اند.

ورزش های پرطرفدار گاه می توانند صدها هزار نفر را در جایگاه تماشاچیان جای دهند و میلیون ها نفر را پای گیرنده های رسانه های جمعی بنشاند و این ورزش ها عرصه ای کاملاً سیاسی هستند که در آن از یک سو همبستگی یا (ملی گرایی) تعریف می شود و از سوی دیگر رقابت (یا نبرد با گروه مقابل).

برای درونی کردن ورزش به مثابه «رقابت سالم» باید دائماً از انحراف آن به طرف خشونت واقعی جلوگیری کرده و به قول پیر بوردیو آن را در سطح میدان و خشونت نمادین حفظ کرد.

بدین ترتیب، ما شاهد بالا رفتن و ظرافت یافتن هر چه بیشتر مناسک هستیم و اکثر ورزش های نمایشی به شدت مناسکی می شوند و آیین هایش گاه از خود ضوابط درونی اش بیشتر است.

به همین دلیل ورزش های گروهی و همچنین برخی از ورزش های فردی همواره می توانند موضوع  دستکاری های سیاسی بزرگ باشند.

مثال معروف در کشوری مثل کره شمالی که حتی در زمان قحطی های بزرگ و تحریم های همه جانبه نیز ورزشکاران آنها همواره در بهترین موقعیت ها بوده اند یا ورزش فوتبال زنان این کشور چه در آسیا و چه در جهان همیشه از مدعیان هستند.

 همزمان با توسعه و رشد رسانه های اجتماعی در سطح جهان و تأثير مطبوعات بر ساختار فرهنگی و اجتماعی جوامع، قدرت صنعت فرهنگی بوسيله اين ابزارها در حال افزايش بوده است.

امروزه صنعت فرهنگی از ابزارهای گوناگونی برای سلطه بر مخاطبان بهره برداری می كند.

يكی از اين ابزارهای كاربردی در سطح جهان كه سلطه گسترده ای را تحت پوشش قرار می دهد، ورزش های پويا و جذاب در چند دهه اخير هستند.

به اعتقاد آدرنو و هورکهایمر از طريق يكسان سازی، ايجاد نيازهای كاذب به عنوان سرگرمی های پر طرفدار، ورزش تمام ويژگی هايیلازم را براي ابزاری شدن در راستای خدمات صنعت فرهنگی دارد.

صنعت فرهنگی كه محور چارچوب نظری آن در حوزه امر سلطه می باشد، از طريق پديده ورزش از جمله بازی های پويا، نشاط آور، جذاب و فراگير آن توانسته است، كه از طريق سلطه بر مخاطب يا كنشگر، وی را به فردی منفعل و مصرف كننده تبديل کند.

امروزه ورزش ها به عنوان سرگرمی مردم دنيا نقش همسازی را به خوبی ايفاء می كنند.

همچنين ورزش های پرطرفدار منحصر به گروه سنی خاص نيست؛ هرگاه يك پديده بتواند جمعيت زيادی را مشتاق خود كند، می تواند ابزاری در دست افراد خاص و در جهت منافع خاص تبديل شود.

اگر بخواهیم مثال عینی در این زمینه بزنیم، ورود سیاستمداران در عرصه ورزش مخصوصاً فوتبال است که مشاهده می کنیم که از این ورزش برای تبلیغات سیاسی استفاده می کنند.

حال، وقتی چنين اتفاقی می افتد می توان از طريق اين پديده ها اذهان ميليون ها نفر را زير كنترل گرفت و به سمت و سوی خاصی هدايت كرد.

همچنين در حال حاضر، بايد اشاره به اين كنيم كه ورزش از جمله بازی های پرهيجان با در دست گرفتن اذهان ميليون ها و ميلياردها نفر در سراسر دنيا، به قدرتی باور نكردنی دست يافته است و به راحتی می توان از آن در راه تحقق منافع خاص از قبیل اهداف (سیاسی، اقتصادی …) استفاده كرد.

در اين شرايط ايجاد آگاهی به خصوص در ميان جوانان جامعه ضرورت پيدا می كند.

ورزش را می توانیم هم به مثابه رقابتی و هم به عنوان نهادی که تماشاچی در آن مشغول به تفریح و ساختن جسم و روح خود و بالا بردن ارزش های انسانی در خویش و دیگران باشند، ببینیم. 

باید برای این کار همه اقشار جامعه دست به دست هم بدهند تا ورزش را از دام های اقتصادی و فساد به هر دلیلی خارج کنند؛ کاری که امروز بسیاری در سطح جهان به آن مشغولند، زیرا ورزش را دوست دارند و به آن عشق می ورزند.

دکتر اعظم شیرویی

دکتری جامعه شناسی و بازیکن سابق فوتبال

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن